اگر دانشگاه خوب قبول بشيم مي گن با سهمیه قبول شدن.
اگر دانشگاه خوب قبول نشيم مي گن بي سواد هستن.
اگر پولدار باشيم مي گن پول مردم رو بالا کشيدن!
اگر پولدار نباشيم ميگن يه مشت پاپتي هستند.
اگر وبلاگ بنويسيم مي گن شما رو چه به وبلاگ نوشتن؟!
اگر وبلاگ ننويسيم مي گن امل هستند!
اگر درباره زنان بنويسيم مي گن فمينيست هستند.
اگر درباره زنان ننويسيم مي گن مردسالار هستند.
اگر روسري رنگي بپوشيم مي گن چادري ها عقده اي هستن!
اگر روسري مشکي بپوشيم مي گن چادري ها افسرده هستن!
اگر زود ازدواج کنيم مي گن ترسيدن بمونن رو دست بابا مامانشون.
اگر زود ازدواج نکنيم مي گن ترشیده هستن.
اگر کانديدامون رأي بياره مي گن تقلب کردن.
اگر کانديدامون رأي نياره مي گن مردم شما رو نميخوان.
اگر از دولت انتقاد کنيم مي گن مگه همين شما بهش رأي نداديد؟!
اگر از دولت انتقاد نکنيم مي گن چشماتونو به روي حقايق بستيد.
اگر دولتمون وزير زن معرفي کنه ميگن ميخواد استفاده ابزاري کنه.
اگر دولتمون وزير زن معرفي نکنه ميگن تبعیض جنسیتی قائل شده.
اگر بميريم مي گن خواستن از زير مسئوليت شانه خالي کنن!
اگر نميريم مي گن جاي ما رو تنگ کردن!
/منبع: گلدختر/
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بدون شرح !

۱۳ آبان امسال را باید یکی از مقاطع مهم پس از انتخابات دهم تلقی کرد ، نه از آن جهت که مثلا مردم بیشتری از روز قدس به میدان آمدند (که نیامدند) و نه تنها از این جهت که اوباش کمتری از آن روز و روزهای دیگر در پایتخت خودی نشان دادند ( که دادند).
این روز حاصل دو سه ماه رجز خواندن تمام مخالفان و معاندان ضد انقلاب به همراه هواداران جنبش سبز اموی بود. سایت منتشر کننده اخبار لحظه به لحظه آنان از مدتها قبل به شهرستانها فراخوان داده بود که بیایید و آنها پاسخ داده بودند که می آییم.
در برخی روزها کسانی گفته بودند که از خارج به ایران می آییم و اگر مثل همیشه دروغ نگفته باشند لابد آمده بودند . شبکه های ماهواره ای فارسی زبان به همراه رادیو آمریکا و بی بی سی ( هم شبکه های تلویزیونی و هم رادیویی آنها) تبلیغات گسترده و مصاحبه ها و میزگردهای متعدد گذاشته بودند .
حتی گروهک تروریستی مجاهدین خلق و جامعه بهاییان نیز برای چندمین بار حمایت خودشان را از جنبش سبز کذایی اعلام کردند و گفتند: ما هستیم ( شعار معروف فرقه ضاله که در این ماهها به شعار " ما هستیم ، ما هستیم ، ما همه با هم هستیم " تبدیل شد ). استفاده بسیار بسیار گسترده از ایمیل و سایت و وبلاگ در این ایام و ماهها تشدید شد و تقریبا کسی نبود که ایمیلی داشته باشد و هر روز و هر ساعت ایمیلهای تبلیغاتی با شعارها و تبلیغات متنوع در حمایت از این حرکت و قیام ! در این روز دریافت نکند .
حتی وبلاگهای بچه های مسلمان و انقلابی و میهن دوست و ولایی نیز از تیررس تبلیغات آنان در امان نماند و با کامنتها و فحشهای ناموسی یا درخواستهای حضور در ١٣ آبان که بیشتر برای مخاطبان این وبلاگها نوشته می شد ، فضا سازی رسانه ای خود را تکمیل می کردند . بگذریم از کامنتهایی که در برخی سایتهای بی در و پیکر مثل تابناک و آینده و ... که هر اراجیفی را به عنوان کامنت منتشر و تایید می کردند و هنوز هم به این شیوه ضد ملی خود ادامه می دهند و خواسته ( و نه ناخواسته !) تریبون تبلیغاتی همه کسانی می شوند که ذکرشان رفت .
با این همه، ۱۳ آبان امسال چه اتفاقی افتاد ؟ برنامه ای که راس ساعت ١٠ در مقابل لانه سابق جاسوسی آمریکا قرار بود برگزار شود و دانش آموزان و دانشجویان و جوانان از ساعت ٣٠/٨ دقیقه در آن حضور سبز پیدا کرده بودند و تا ساعتی بعد از پایان آن هم حضور داشتند، شاهد ِحتی یک شعار سبز اموی در آن محدوده ( تاکید می کنم در آن محدوده ) نبود.

هم از لحاظ تعداد کسانی که امسال در مقابل لانه حاضر شدند و هم کسانی که شعارهای انقلابی و ملی و ولایی سر می دادند امسال سالی منحصر به فرد بود . اما کسانی که به فراخوان بسیار گسترده همه ضد انقلاب و ضد دین و ضد ملت و بیگانگان موصوف پاسخ دادند چند نفر بود ؟ به قول کیهان ١٠٠ تا ١۵٠ نفر ؟ به قول رجا نیوز ٢٠٠ نفر که به طور پراکنده خیابانها را بالا و پایین می رفتند و می آمدند ، به قول برخی سایتهای خارجی "چند صد " نفر؟ و در بدبینانه ترین نقل قول صورت گرفته "حداکثر یک هزار نفر"؟ آیا تمام بضاعت همه مردان و زنان ضد انقلاب و بهایی و بی دین و متمرد و مرتد و پشیمان و گوش به فرمان رادیو و تلویزیونهای خارجی و پس از این همه ماهها تبلیغات و رسانه و ایمیل و وبلاگ و پیامک و ... هزار نفر است ؟!
دوست دارم تشکرات صمیمانه خود را از تمامی اشخاص و گروههای پیش گفته ابراز کنم و در این تشکر نه قصد طعنه دارم و نه قصد مسخره؛ این تشکر، سپاسی از صمیم قلب است چرا که اگر آنها نبودند تمام مراسم ما مثل همه این سالهای اخیر به نوعی عادت و تکرار ملال آور تبدیل شده بود.
مقایسه کنید میزان و نحوه حضور و شعارهای تظاهرات روز قدس امسال را با سالهای پیش . آیا سالهای پیش هم مردم با این میزان انگیزه در تظاهرات شرکت می کردند ؟ روز ١٣ آبان امسال را با مراسم مشابه در سالهای قبل . آیا دانش آموزان و دانشجویان و جوانان ما ، مانند سالهای پیش در آن حضور یافته بودند ؟ آنها که در زیر زمین و پستوهای مترو میدان هفتم تیر قایم شده بودند کاش در خیابان طالقانی ، "قائم" ! می شدند تا می دیدند چهره های بی استثنا بشاش و سرزنده و پر انرژی بچه ها را و مقایسه می کردند آن روحیه را با کسانی که وقتی از سوراخ مترو وارد میدان هفتم تیر می شدند و خیل جمعیت را می دیدند ، مضطرب و ترسان چگونه آهسته و پنهانی دستبندهای سبز را باز می کردند و آن را در کیف و جیبشان می چپاندند!

١٣ آبان امسال یک "نشانه" است برای کسانی که می بینند و به قول رهبر انقلاب "بصیرت" دارند ؛ نشانه یک پایان برای آنها که انقلاب اسلامی و حکومت اسلامی را هدف گرفته بودند و البته عده ای نا آگاهانه فکر می کردند زیر عَلَم "نخست وزیر امام " سینه می زنند و چشمشان را به روی این همه دروغ و تبلیغات از همه سوی جبهه کفر و نفاق داخلی و خارجی بستند .
آن "نخست وزیر امام" امروز چشمش را باز کند ( اگر چشمی دارد و رویی !) و ببیند که از آن ١٣ میلیون رای، همین تعداد اندک روز ۱۳ آبان برایش باقی مانده است که تازه بخشی از آن هم شعار می دهد: " نه موسوی، نه احمدی؛ فقط رژیم پهلوی"! بله آقای موسوی! آنها نه تو را می خواهند و نه احمدی نژاد را ، آنها تفاله ها و پسمانده های رژیم منفوری هستند که امامی که تو نخست وزیرش بودی علیه او قیام و انقلاب کرد و جوانانی در تثبیت و تحکیم آن به جنگی رفتند که تو امروز به نخست وزیر آن "دوران" بودن، خود را مفتخر نشان می دهی. کلاهت را بالا بگیر اگر آن را باد نبرده است . آنها چیزی نگذشته چهار نفر چهار نفر ، پارچه سبز مستطیل شکلی را به صورت تابوت حمل می کنند و می گویند این تشییع جنازه جنبش سبز است ؛ همان کسانی که شعار می دادند : نه موسوی ، نه احمدی ؛ فقط رژیم پهلوی !
تو گوش نکردی اما مردم ما شنیدند که رهبر عزیزمان چند روز پیش در جمع نخبگان چه فرمودند :
- "من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتى که صحنهگردان این قضایا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پیغام خصوصى دادم. من اگر یک وقتى توى نماز جمعه یک حرفى میزنم، این ابتدا به ساکن نیست؛ حرف خصوصى، پیغام خصوصى، نصیحتِ لازم انجام میگیرد، وقتى انسان ناچار میشود، یک حرفى را مىآورد در علن بیان میکند. من پیغام دادم، گفتم این را شما دارید شروع میکنید، اما نمیتوانید تا آخر کنترل کنید؛ مىآیند دیگران سوءاستفاده میکنند. حالا دیدید آمدند سوءاستفاده کردند. مرگ بر اسرائیل را خط زدند! مرگ بر آمریکا را خط زدند! معناى این کار چیست؟ آنى که وارد عرصهى سیاست میشود، باید مثل یک شطرنجباز ماهر هر حرکتى را که میکند، تا سه تا چهار تا حرکت بعد از او را هم پیشبینى کند. شما این حرکت را میکنى، رقیبت در مقابل او آن حرکت دیگر را خواهد کرد؛ باید فکرش باشى که تو چه حرکتى خواهى کرد. اگر دیدى در آن حرکت دوم، تو درمیمانى، امروز این حرکت را نکن؛ اگر کردى، ناشى هستى - حالا تعبیر بهترش این است - توى این کار، توى این بازى، توى این حرکت، ناشى هستى، ناواردى. اینها نمیفهمند چه کار میکنند؛ یک حرکتى را شروع میکنند، ملتفت نیستند که در حرکات بعد و بعد و بعد، چطور در خواهند ماند؛ مات خواهند شد. اینها را باید محاسبه میکردند. مطلب اصلى این بود."
یعنی شروع با "نخست وزیر امام" و پایان با " رژیم پهلوی" ! این هشدار چند ماه پیش آقا به تو و صحنه گردانان دیگر بود و ما البته امروز می فهمیم راز ِ حمایت رضا پهلوی و مسعود رجوی و عبدالمالک ریگی و حقیرهایی چون گوگوش و گنجی ( که گفته بود خمینی را باید در موزه تاریخ جست و جو کرد) از نخست وزیر امام و نخست وزیر دوران جنگ چیست .
این درخواست سایت كذايي بالاترين در ساعت ١۴ روز سیزدهم آبان بسیار با معناست که : "از کمی تعداد ناراحت نباشید. از مردم درخواست می کنیم که فقط دو ساعت دیگر تحمل کنند و در خیابانها باشند . ما اشتباه استراتژیک بزرگی مرتکب شدیم که در روز ِ کاری، برنامه تظاهرات گذاشتیم . مردم الان سر کارهای خودشان هستند و اگر دو ساعت دیگر بتوانید تحمل کنید و در خیابانها بمانید، ادارات که تعطیل شود مردم به ما ملحق می شوند ( به بیان دیگر از این قلت و کمی تعداد بیرون میآییم !)"
جالب اینجاست که ساعت ١٧ دیروز، که هم ادارات و هم مدارس و هم دانشگاهها تعطیل شده بود ، سرتاسر خیابان ولی عصر "عج" ساکت و آرام و خلوت بود و حتی خبری از آن ١٠٠ تا ١۵٠ نفر دو ساعت پیش هم نبود !
آری این گزارش و این درخواست عاجزانه و ملتمسانه بسیار با معناست. و معنی و مفهوم آن این است که جنبش سبز به وضعیت قرمز رسیده و مُهر پایان بر آن خورده و تمام شده است . خلاص !
در حقیقت یوم الله ١٣ آبان امسال ، ویژگی جدیدی دارد و آن ثبت چهارمین حادثه تاریخی در این روز پس از سه حادثه قبلی یعنی تبعید امام خمینی ، کشتار دانش آموزان و دانشجویان به دست رژیم پهلوی در سال ١٣۵٧ و تسخیر لانه جاسوسی ایالات متحده آمریکا در سال ١٣۵٩ و اینک زدن مُهر پایان بر جنبش سبز اموی است. /منبع: آب و آتش/
.: این پیروزی خجسته باد :.
افتضاحی دیگر برای سبزکها؛
حسين كروبي فرزند مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي با رد در حصر بودن ميرحسين موسوي گفت: او شهامت حضور در راهپيمايي ۱۳آبان را نداشت!

حسين كروبي در گفت و گو با ايرنا تاكيد كرد: ما اطلاع كافي داريم كه ميرحسين موسوي در حصر نبوده است و تنها نيروي انتظامي در اطراف فرهنگستان هنر حضور داشته است اما حصري در كار نبوده است.
وي ادامه داد: به هر حال هر فردي از ويژگيهاي خاصي برخوردار است و نبايد ترس و نداشتن شهامت را با بيان ادله غيرمنطقي استتار كرد.
حسين كروبي گفت: چگونه پدر من ميتواند در راهپيمايي حضور پيدا كند و حصري هم در كار نبود اما آقاي موسوي هميشه در زمان راهپيمايي در حصر هستند؟!
وي در خاتمه تاكيد كرد: نبايد به ملت دروغ گفت به هر حال اين نوع عملكردها به روحيات اخلاقي هر فردي بستگي دارد!
شایان ذکر است ساعاتی پس از این مصاحبه، حسین کروبی تحت فشار همفکرانش این مصاحبه را تکذیب کرد! اما ایرنا فایل صوتی صحبتهای پسر کروبی را منتشر کرد و مثل همیشه
دروغــــگویان واقعی رســــــوا شدند. ![]()
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اندر حکایت بی سوادی سبزکها ! ![]()

جالبه بدونید سایت بالاترین، یکی از اصلی ترین سایتهای سبزکها در تحریک و هدایت اغتشاشگران در رویدادهای اخیر بوده. کاربران این سایت از بی اعتنایی مردم به سبزکها در ۱۳ آبان دچار سوختگی عجیبی شده بودن! جاتون خالی دیدنی بود! ![]()
با نگاهی گذرا به بالاترین میتوان دریافت که بسیاری از کاربرانش از سواد کافی خواندن و نوشتن برخوردار نیستند! چراکه هر لینکی در این سایت، براساس رای کاربران به صفحه اصلی می رود؛ بااینحال لینکی با چنین غلط تابلویی بیش از ۱۰۰ رای آورده و داغ شده!
چنین اشخاصی به قول خودشان می خواهند رژیم را ساقط کنند! خب بگذار خوش باشند!
این شعر زیبا با عنوان « کرکس طوطی نمی شود » سروده آقای حنظله کرمانشاهی است كه در قالب درددلي با رنگ سبز، درباره عدم تعلق اين رنگ به يك عده خاص، سروده شده است.

رنگ سبز از ديرباز نشان تقدس و معنويت و ائمه اطهار(ع) بوده است اما در انتخابات اخير رياستجمهوري و ايام پس از آن به بازيچه عدهاي خاص تبديل شد، بازيچه برخي از كساني كه نه تنها به مقدسات اعتقادي نداشتند، بلكه بارها به آنها توهين كرده بودند؛ افرادي مثل اعضاي گروهك تروريستي منافقين، گوگوش، اكبر گنجي (فحاش به امام زمان و ائمه)، سلطنتطلبهاي فحاش و ...

گوگوش
مقصود آن نيست كه هركس رنگ سبز به همراه دارد يا بر دست خود بسته، منحرف يا خدايي نكرده بيناموس است اما اين شعر اين نكته را متذكر ميشود كه اين رنگ نه تنها متعلق به گروهي كه اخيرا مدعي تصاحب آن بوده، نيست بلكه روزي اين رنگ از دست افراد لاابالي و جاسوس و برخي بيناموسهايي كه هيچ اعتقادي به مقدسات ندارند، باز خواهد شد و به صاحبان اصيل خود باز خواهد گشت كه الحمدلله اين كار در حال انجام است ...

دادم ز کف چندی تو را با آه و با افسوسها
رفتی به یغما ناگهان با خدعه سالوسها
ای رنگ خوب و نازنین گشتی چرا چندی عجین
با جلبک و گلسنگها با حمله ویروسها

کرکس نشد طوطی اگر پرهای خود رنگی کند
راهی ندارد این دغل در حلقه طاووسها
فردا به رقص و جنبشی بر گنبد مینای دل
افتاده ای امروز اگر بر چهره جاسوسها
این رنگ احیا می شود، شیاد رسوا می شود
می خشکد این مردابها در پیش اقیانوسها
بنگر نقاب ننگ را، لبخند پر نیرنگ را
بر چهره شیادها بر روی اختاپوسها
این روزها آید به سر، بیرق شوی بار دگر
گر اجنبی بندد تو را با حیله بر ناقوسها

ای سبز من قدیس من، زیباترین تندیس من
وا می کنم روزی تو را از دست بیناموسها
* اين هم شعري درباره جنبش سبز علوی:
ما جمله برآنیم که خورشید برآید شام سیه غصه عالم به سر آید
با جنبش سبز علوی در پی آنیم تا جامه ی فتنه ز تن سبز درآید
دکتر محمد تیجانی السماوی، محقق تونسی که با تحقیق در حوزه ادیان، شیعه را بعنوان مذهب پیرو حق برگزیده و کتاب «آنگاه هدایت شدم» را نگاشته است، در سخنانی به تمجید از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، رهبر معظم انقلاب و دکتر احمدی نژاد پرداخت.

وی که پنجشنبه گذشته در مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) قم در جمع طلاب غیر ایرانی صحبت می کرد، با ذکر حدیثی از پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) گفت: حضرت محمد(ص) می فرمایند: «اگر جایی دیدید علما به در خانه حاکمان و امرا رفته اند، بدانید آنها بد عالمان و بد حاکمانی هستند.» نمونه این را ما در دنیای امروز می بینیم که شیخ الازهر، قرضاوی با روی باز به ملاقات شیمون پرز می رود و فرمانبر حاکمان ظالمی چون رؤسای اسرائیل و حسنی مبارک است.
اما در جمهوری اسلامی ایران قضیه برعکس است! همانطور که پیامبر(ص) در ادامه حدیث می فرمایند: «اما اگر حاکمان و امرا بدنبال علما بودند، بدانید که آنها خوب عالمان و خوب حاکمانی هستند.» در ایران همین گونه است. یعنی رئیس جمهور احمدی نژاد، مطیع رهبر و ولی فقیه زمان، حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است و با تواضع، دست ایشان را نیز می بوسد و این تفسیر عملی فراز دوم حدیث پیامبر است.

تیجانی، رهبر انقلاب را فردی شجاع، مدیر و فرانگر دانست و گفت: علاقه من به ایشان علاقه ای است که با مودت اهل بیت(علیهم السلام) جمع می شود. خداوند طول عمر همراه با صحت و عافیت به ایشان عنایت کند تا بتوانند به مسیر مبارک خود ادامه دهند.
دکتر تیجانی همچنین در ادامه با تقدیر از شجاعت آقای احمدی نژاد در موضع گیری های عزتمندانه و رفتار استکبارستیزانه وی اظهار داشت: دکتر احمدی نژاد اکنون در قلب بسیاری از آزادگان و عدالتخواهان سراسر جهان جای دارد.
(نقل از حجت الاسلام امیر موسوی؛ معاون تربیتی مجتمع آموزش عالی امام خمینی)
صانعی در مسیر دور افتاده از خط امام(ره)
جوان آنلاین: دگردیسی و تناقضات فاحش تئوریک و نظری در هیأت و ماهیتی دینی و مذهبی بار گرانی است که اصحاب تفکر و تحلیل را دچار بهت و تعجب میکند. مطالعه مکتوبات و تواترات فقهی و نظری و نیز بررسی نقد و نظرات سیاسی صانعی طی چند دهه گذشته تاکنون نشاندهنده آن است که وی از رهگذر گفتمان اصلاحطلبی دچار قرائتهای پارادوکسیکال و به ظاهر نو در حوزه عمل و نظر سیاسی شده است. اکنون «صانعی دهه 60» با موضعگیریهای افراطی و رادیکال خود در آن زمان چنان حالت جمود و ارتدوکسی به خود گرفته است که در جبهه دیکتاتوران نوظهور و نوگرا به عنوان «رهبری معنوی» قلمداد میشود. باقی ماندن ابهام در مورد موضعگیریهای اخیر وی نه تنها دستمایه خوش خیالیهای عناصر اپوزیسیون و بیگانگان شده بلکه باعث از دست رفتن پایگاه اجتماعی وی شده است. در این یادداشت سعی شده است تا با واکاوی دیدگاهها و انگارههای دیروز و امروز صانعی عملکرد وی در ترازوی منطقی نقد عموم قرار گیرد:
صانعی در دهه اول انقلاب:
«شیخ یوسف صانعی: من به عنوان یک مسأله شرعی میگویم که تخلف از فرمان آیتالله خامنهای، گناه و معصیتی بزرگ، و رد بر او رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود بر ولایت شیطان است.» (روزنامه جمهوری 22/3/68) وی در دوران تصدی دادستانی کل کشور (61 تا 64) در مصاحبه با روزنامه اطلاعات میگوید:« تا نبض مسلمین در دست ولی فقیه نباشد، فشار و بدبختی ادامه خواهد داشت.» صانعی در دیدار با اعضای گشتهای ثارالله در جواب این سؤال که چه کنیم برخی افراد به گشتها جواب نمیدهند، میگوید:«آنها نمیتوانند بگویند، آزاد هستم. خیر. تو آزاد نیستی، تو از این آزادی میخواهی آزادی را ببری... باید اینها از شما بترسند، ضدانقلاب آنقدر باید از شما بترسد که عکس شما را ببیند فرار کند و اگر این جور شد مسلمان صددرصد هستید.» (روزنامه جمهوری 11/12/61)

دگردیسی و مخالفت با آموزههای حضرت امام(ره)
از نظر بسیاری از فقیهان و کارشناسان، مکتوبات و دیدگاههای صانعی در باب فقه و افتاء، باب بسیاری از احتیاطها را بسته است و وی پیرامون برخی قواعد مشهور میان قاطبه علما، دست به نوعی تابوشکنی و نوگرایی زده است.
1- وی صاحب کتاب«مجمعالمسائل» است که در شیوه پاسخگویی از تساهل و تسامح میرزای قمی الگو گرفته و بهزعم طرفدارانش، صانعی در باب فقه توصیه جواهر به شیخ انصاری را همواره مورد توجه قرار داده است که: «از احتیاطهای خود بکاه، زیرا دین اسلام، شریعت آسان است!»
2-«برابری دیه غیر مسلمان با دیه مسلمان» و «تساوی غیرمسلمان و مسلمان در قصاص» از دیدگاههای بحث برانگیز وی در مورد غیرمسلمانان است. صانعی در حوزه زنان نیز دیدگاههای متفاوتی نسبت به حضرت امام(ره) و اکثر مراجع دارد:«عدم شرطیت مرد بودن در مرجعیت دینی، کلیه مناصب حکومتی و قضاوت» و «تساوی زن و مرد در قصاص نفس و دیه و اطراف آن» و... شاید به همین دلیل است که برخی او را یک روحانی «طرفدار فمینیسم» و «روحانی اصلاحطلب» میدانند و بدین خاطر هم در پایگاه اینترنتی دفتر وی، بیشتر کفه اختصاصی آن در مورد حقوق زنان بر جنبه عمومیاش میچربد.
3- در مورخه 22/7/86، آقای صانعی در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین در تضادی آشکار با نظر حضرت امام(ره) میگوید:«باید تلاش کنیم به همه بفهمانیم که خدا کسی را در امور سیاسی قیم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاکم بر سرنوشت خویش قرار داده است.» در حالی که حضرت امام(ره) در نامهای خطاب به نمایندگان مجلس دوم آنگونه که در صحیفه امام جلد 19 صفحه 43 آمده است، بیان میدارد:«هرچند فقهای جامعالشرایط از طرف معصومین نیابت تمام در امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امر در غیبت کبری موکول به آنان است، اما این امر غیر ولایت کبری است که مخصوص به معصوم باشد...»
4- شیخ صانعی در مصاحبهای با روزنامه اعتماد ملی مورخه 7/2/87 در تضادی دیگر با آموزههای امام راحل میگوید:«ایجاد تغییرات در قانون مجازات اسلامی ضروری است اما نه به دلیل نسخ! بلکه بر همان مبنایی که میرزای قمی فرموده که حدود تنها اختصاص به زمان حضور امام معصوم (ع) دارد.» در حالی که حضرت امام(ره) در این زمینه میفرمایند:«بدیهی است ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم(ص) را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست و پس از رحلت رسول اکرم (ص) هم ادامه دارد. طبق آیه شریفه، احکام اسلام محدود به زمان و مکان نیست و تا ابد باقی و لازمالاجراست»(کتاب حکومت اسلامی- حضرت امام(ره)- صفحه 29)
صانعی، انتخابات دهم، «فشار از پایین، چانهزنی از بالا»
دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، فرصت خوبی بود تا صانعی در کنار كسانی چون حسینعلی منتظری، محسن کدیور و عبدالله نوری، کانون توجه جریانات اپوزیسیون و نیز عوامل سازمان سیا و m16 انگلیس قرار بگیرد تا شاید تز انگلیسی«تفرقه بینداز و حکومت کن» توسط وی در جمهوری اسلامی موفق شود.
1- در بهمن ماه 81 در پی رفع حصر از حسینعلی منتظری، اولین روحانی است که همراه با آیتالله اردبیلی به ملاقات وی میرود.
2- در مهرماه 85 در ملاقات با اعضای طیف غیرقانونی تحکیم وحدت (علامه) میگوید:«اگر دیدید میخواهند با مذهب شما را از بین ببرند، شما هم با استفاده از مذهب مقابله کنید چرا که دفاع هم باید از جنس حمله باشد وقتی شما را به بیمذهبی متهم میکنند باید تا حدی به سمت مذهب بروید... به هر حال جنگ مذهب با مذهب است نه با بیمذهبی» ...
... (بقیه مطلب را در ادامه مطلب بخوانید) :
متن کامل این سروده را در ادامه مطلب ملاحظه بفرمایید :
نظــرسـنـجـی درمورد انتخابات ریاست جمهوری 4سال بعد (کلیک کنید)
اين شعر به بهانه جشن تولد اخير خاتمي سروده شده است؛ چرا كه خاتمي و موسوي و دوستانشان خودشان فتنه و آشوب را كليد زدند و به جاي شيرينكامي از آن انتخابات عظيم، كام ملت غيور ايران را تلخ كردند و حالا در اين ميان، خيلي راحت براي خود جشن تولد مي گيرند...
به به سلام ! جشن تولد گرفته ای
عیشی برای دور و بر خود گرفته ای

فصلی گذشت، سینه مردم کباب شد
بازی بچه های وطنم هم خراب شد
فصلی گذشت ، خون به دل عشق کرده ای
با خون ریخته ...بله .. عشق کرده ای
حالا برای شادی خود کیک را بخور
چاقو بکش به سینه من ،حنجرم ببر
یک تکه از جگرم را به لب بکش
خورشید شهر مرا رنگ شب بکش
فصلی گذشت ، فصل دگر را خراب کن
یک تکه دیگر از جگرم را کباب کن
چاقو بکش وطنم را دو تکه کن
این من ..بزن.. بدنم را دو تکه کن
فصلی گذشت، فتنه و آشوب می کنی
آتش بزن به وطن ، خوب می کنی
یادت که هست جشن وطن را بهم زدی
با خون پاک جوانان شکم زدی
کادو چه لازم است برایت بیاوریم؟
فصلی پر التهاب و خیانت بیاوریم؟
حالا برقص فصل دگر را خراب کن
با خون چند نفر دیگر خضاب کن
چاقو بکش تکه ی این کیک را بخور
کافی اگر که نیست گلوی مرا ببر
منبع: كركسهاي سبز
نظــرسـنـجـی درمورد انتخابات ریاست جمهوری 4سال بعد (کلیک کنید)
روایتی محرمانه از ناگفته های ژنو
همزمان با ارائه بسته پیشنهادی ایران به کشورهای 5+1، فضای رسانه ای شدیدی علیه برنامه هسته ای ایران شکل گرفت مبنی بر اینکه آخرین مهلت ایران برای انجام مذاکره با غرب تنها تا پایان سپتامبر 2009 میباشد. اما در پشت پرده این تبیلغات، اتفاقات دیگری در جریان بود.
خاویر سولانا، دبیر کل اسبق ناتو و مسوول فعلی سیاست خارجی اتحادیه اروپا با آقای دکتر سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت تا با القای فضای رسانه ای غرب، ایران را به انجام مذاکرات در سپتامبر درباره "پرونده هسته ای" وادار نماید. جلیلی با اعلام اینکه اولا برنامه کاری اش در ماه سپتامبر پر است و وقت ندارد و ثانیا موضوع مذاکرات نباید پرونده هسته ای ایران باشد زیر بار تعیین تکلیف سولانا نرفت. بالاخره سولانا پذیرفت که مذاکرات در اکتبر و با موضوع بسته پیشنهادی ایران برگزار شود.
در دور نخست مذاکرات هر بار که هیئت 1+5 بر خلاف توافق قبلی، درباره پرونده هسته ای سخن می گفت، جلیلی با بی توجهی به سخنران نشان می داد نسبت به خروج از محور مذاکرات ناخرسند است. این برخورد مدبرانه با واکنش شش کشور خصوصا نماینده انگلیس مواجه شد که با اعتراضی تند، روند مذاکرات را در حال بازگشت به نقطه صفر دانست. جلیلی در پاسخ به این اعتراضات با ذکر این نکته که نماینده انگلیس سومین نفری است که به نمایندگی از انگلیس در طول مسوولیتش با او مذاکره کرده است او را تازه کار در مذاکرات و بی خبر از روند گذشته خطاب می کند و اظهار می دارد که اتفاقا ایران به دنبال بازگشت به نقطه صفر نیست. ایران روندی را در شش سال گذشته طی نموده و به دستاوردهایی رسیده است که حاضر نیست از آن عدول کند و درباره اش مذاکره نماید. جلیلی چند روزنامه انگلیسی زبان را - که بیانیه 239 نماینده مجلس شورای اسلامی در اعلان هشدار به 1+5 و حمایت از برنامه های هسته ای را تیتر کرده است - به طرفهای مذاکره نشان می دهد. او سخنان چندی پیش اوباما را که گفته بود "باید به نمایندگی از مردم صحبت کرد" بدون ذکر نام اوباما بر سر نمایندگان 1+5 می کوبد و خود را نماینده ملت ایران در مذاکرات اعلام می کند. ملتی که انرژی هسته ای را حق مسلم خود می داند.

سعید جلیلی؛ دیپلماتی که پای راستش را در جبهه فدا کرده و الان پایش مصنوعی است...
پس از این اظهارات، طرف مقابل درخواست تنفس می کند که دکتر جلیلی موافقت کرده، برای استراحت به فضای سبز بیرون محل اجلاس می رود و می نشیند. پس از مدتی قائم مقام وزیر امور خارجه سوئیس که کشورش میزبان اجلاس است با شتاب به سراغ جلیلی آمده، با حرارت خبر مهمی می دهد: "نیکلاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا شما را به مذاکره ای دوجانبه دعوت کرده است." دکتر جلیلی بی اعتنا به هیجان او، می گوید نیازی به این کار نیست و نماینده آمریکا سخنش را در جمع و در دور بعدی نشست مطرح کند. مقام سوئیسی پس از اصرار مجدد با واکنش تند جلیلی مواجه می شود که او را تنها به انجام وظیفه میزبانی نشست دعوت می کند. پس از او خاویر سولانا می آید و در ضرورت بهره برداری از این فرصت تاریخی سخن می سراید و حتی دست جلیلی را گرفته او را به رفتن برای مذاکره تشویق می کند اما با پاسخ قاطع منفی جلیلی مواجه می شود که به کنایه می گوید ما می خواهیم این فرصت تاریخی را از دست بدهیم .ضمن اینکه سایر اعضای نشست اغیار نیستند و نماینده آمریکا بهتر است در حضور جمع صحبت کند.
با ایستادگی چند باره جلیلی، این بار خود نیکلاس برنز می آید و درخواست مذاکره می کند که همان پاسخ را می شنود. برنز اصرار می کند که حرفهای دیگری دارم که بگویم. جلیلی از برنز می خواهد در همان محل سخن بگوید و بعد به سمت محل پذیرایی وعده ناهار شروع به قدم زدن می کند و برنز هم به دنبالش راه افتاده، از جلیلی می خواهد که لااقل بایستد و گوش دهد که جلیلی می پذیرد و حدود 45 دقیقه در فضای سبز با او گفتگو می کند. این فرآیند در حالی اتفاق می افتد که نمایندگان پنج کشور روسیه، چین، فرانسه، آلمان و انگلیس به همراه سولانا از بالکن ساختمان با حیرت در حال نظاره گفتگوی جلیلی و برنز هستند. گفتگویی که در آن جلیلی پرونده هسته ای ایران را راستی آزمایی شده، حل شده و مختومه می داند.
پس از پایان این مذاکره، سولانا به سمت جلیلی می آید و نتیجه را جویا می شود که جلیلی با ذکر اینکه نماز نخوانده و ناهار هم نخورده است، محل را ترک می کند. در حین صرف غذا، سولانا به جلیلی اعلام می کند که 1+5 آماده است پس از ناهار مذاکرات را ادامه دهد. جلیلی می گوید باید فکر کند و در محوطه بیرون اقدام به قدم زدن می کند و این کار را 15 دقیقه ادامه می دهد. سولانا به سراغش آمده می گوید: "تو با قدم زدن در حال تمرکز کردن هستی ولی تمرکز ما را به هم می زنی!"
بالاخره دور بعدی مذاکره بطور مختصر برگزار می شود و طرفین توافق می کنند که روند مذاکرات را مثبت بدانند و شرایط را برای مذاکرات کارشناسی فراهم کنند تا کارشناسان پیشنهاداتی برای آینده مذاکرات هفت جانبه تهیه کنند. /وبلاگ محرمانه/
افراط و تفریط دو پرتگاه هولناک سیاستند و عجیب این که افراط گرایان اکثرا سر از وادی تفریط درمی آورند.
طی سالیان پس از پیروزی انقلاب تا به امروز نیز عرصه سیاسی کشور ما شاهد تغییرات 180 درجه ای برخی فعالان و جریان های سیاسی بوده است که زمان حضور در قدرت، به نام انقلابی گری، تند ترین مواضع و رادیکال ترین برخوردها را داشته اند اما زمانی که از گردونه قدرت خارج شده اند، دکان رحمت و عطوفت و تساهل باز کرده اند!
به جرات می توان یکی از مصادیق بارز حرکت آونگی در عرصه سیاسی پس از انقلاب را شیخ یوسف صانعی عنوان کرد. شاید بسیاری از کسانی که طی سال های اخیر استفتائات نادر فقهی صانعی را ملاحظه و یا مواضع اپوزیسیونی وی را در ماه های اخیر ملاحظه کرده اند، با سوابق مواضع و رفتارهای سیاسی وی در گذشته ای نه چندان دور، آشنایی نداشته باشند.
صانعی در سالیان نخست بعد از پیروزی انقلاب عضو شورای نگهبان و تا سال 1364 دادستان کل کشور بود. به جرات می توان گفت دوگانه «صانعی - خلخالی» مسئولیت اصلی برخورد قضایی با همه افراد و جریان هایی که در آن سال ها در دایره معارضان سیاسی، فکری، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی نظام قرار می گرفتند، بر عهده داشتند.
گرچه پرونده صانعی در زمان مسئولیتش می بایست با توجه به شرایط و فضای سیاسی آن سال ها مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد اما نکته این جاست که وی در مواضع ماه های اخیر خود، حاکمیت و دستگاه های مسئول را - بدون توجه به شرایط و فضای کشور - به دلیل اقداماتی محکوم و مورد مواخذه و حتی اهانت قرار می دهد که در قیاس با مواضع و رفتار و برخوردهای خودش در زمان مسئولیت قضایی، یک در برابر هزار نیز به شمار نمی آیند!
آنچه در پی می آید یک نمونه ساده از بیانیه های عادی و آشکار صانعی با لحنی تند و زننده، در زمان تصدی مسئولیت دادستانی کل کشور(سال 1364) در خصوص بدحجابی و آرایش خانم ها و نیز راه اندازی مراکز فساد است. سئوال ساده این است که اگر در زمان کنونی، نه یک مسئول قضایی و حکومتی بلکه یک روحانی یا دانشگاهی فاقد مسئولیت با چنین ادبیاتی بیانیه صادر می کرد، صانعی به سیاق مواضع زمان مسئولیتش به حمایت از او برمی خواست یا صادر کننده بیانیه را به چوب دیکتاتوری و خفقان و تحجر می نواخت و به سرکوب کرامت انسانی متهمش می کرد؟ بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به اینکه بیش از 6 سال است که از استقرار و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران میگذرد قوانین مصوبه مجلس شورای اسلامی که برای کلیه ساکنین ایران لازمالاتباع است در همه زمینهها از طرق مختلف منتشر و ابلاغ گردیده و در اطراف آن ارشاد و هدایت در حد گسترده به عمل آمده بنابراین از این جهت دیگر برای هیچکس عذر و بهانهای برای تعطیل و توقف قانون مسموع نمیباشد و قانون جمهوری اسلامی که ثمره خون هزاران شهید و معلول است باید با قاطعیت بالاخص در جهت قطع ریشههای عوامل فساد و فحشا و منکرات اجرا شود. دیگر ملت شهید داده و مسؤولان جمهوری اسلامی ایران تاب تحمل حرکات زشت و کثیف این افراد را ندارند و بیش از این نمیتوانند تماشاگر اعمال این از خدا بیخبران باشند. در زمانی که جوانان ما در جبههها برای دفاع از حریم مقدس اسلام و تثبیت قوانین و ارزشهای اسلامی چون گل پرپر شده در خون خود میغلتند و معلولان ما در بیمارستانها از فرط درد و رنج به خود میپیچند و در حالی که ملت ما در زیر آتش بمب و موشک دشمنان بعثی به خاک و خون کشیده شدهاند این عده فاسد و تفالههای باقیمانده از رژیم طاغوت که هنوز هم طوق اسارت و بندگی اجانب را به گردن دارند غافل از همه جا با اشاعه فحشا و ترویج اعتماد و تشکیل پارتیهای شبانه در خانه های فساد به عیاشی و پایکوبی سر میبرند و یا عدهای دلقک با لباسهای نامناسب و خلاف عفت عمومی و یا چون زنان هر جایی با آرایش شرمآور در مجامع اسلامی ظاهر و مقدسات یک مملکت اسلامی را بازیچه گرفته و خون جوانان ما را پایمال می کنند.
بنا به مراتب دادستانی کل کشور به عنوان اتمام حجت بار دیگر به خلافکاران و قانونشکنان اخطار میکند در صورتی که برای خود آبرو و حیثیت قائل میباشند رعایت کامل قوانین لازمالاجرا مملکت را بنمایند در غیر این صورت در صورت اعمال کیفر و مجازات باید بدانند در واقع خود آنان هستند که مسؤول عواقب اعمال خلاف قانون خود میباشند و حق ندارند گناه عمل خویش را به گردن مجریان قانون بگذارند.
اینک برای آگاهی و هشدار بیشتر چند ماده از قانون مجازات اسلامی در باب جرایم بر ضدعفت و اخلاق عمومی به عنوان نمونه تذکر داده میشود.
ماده 102- هرکس علناً در انظار و اماکن عمومی و مغایر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل تا هفتاد و چهار ضربه شلاق محکوم میگردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمیباشد ولی عفت عمومی را جریحهدار نماید فقط تا 74 ضربه شلاق محکوم میگردد.
تبصره: زمانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به تعزیر تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهند شد.
ماده 103 – افراد زیر به حبس از یک سال تا ده سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم میشوند:
1- کسی که مرکز فساد یا فحشا دائر و اداره کند که مردم را به فساد و یا فحشا بکشاند.
2- کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده و یا موجبات آن را فراهم نماید.
تبصره: در صورتی که عمل فوق سببیت از برای فساد عفت عامه داشته باشد و با علم به سببیت آن را مرتکب شود مجازات مفسد فیالارض را خواهد داشت.
ماده 104- اشخاص ذیل به حبس از یک ماه تا یک سال محکوم خواهند شد:
1- هر کس نوشته یا طرح، یا گراور یا نقاشی، یا تصاویر، یا مطبوعات، یا نوار سینما، یا به طور کلی هر شیئ دیگر را که عفت و اخلاق عمومی را جریحهدار نماید برای تجارت یا توزیع، یا به نمایش و معرض افکار عمومی گذاردن ، بسازد و نگهدارد.
2- هر کس اشیای مذکور فوق را شخصاً یا به وسیله دیگری وارد یا صادر کند یا به نحوه از انحاء ، متصدی یا واسطه تجارت یا هر قسم معامله دیگر شود یا از کرایه دادن آنها تحصیل مال نماید.
3- هر کس اشیای فوق را به نحوی از انحاء منتشر نماید و یا آنها را به معرض افکار عمومی بگذارد.
4- هر کسی برای تشویق به معامله اشیای مذکور در فوق یا ترویج آن اشیا به نحوی از انحاء ، اعلان یا اعلام نماید که فلان شخص فاعل یکی از اعمال ممنوع فوق میباشد. همچنین هر کس اعلان و یا اعلام نماید که چگونه و یا به وسیله چه اشخاصی یکی از اشیای مذکور در فوق را عنوان مستقیماً و یا به طور غیرمستقیم به دست آورد.
ضمناً دادسرای سراسر کشور مکلفند براساس مواد 12 ، 13 و 15 قانون اقدامات تأمینی و مواد 103 ، 104 و 105 قانون آئین دادرسی کیفری نسبت به ضبط اشیاء و آلات و ادوات جرم و بستن مؤسسه و اماکن و مغارههای مربوط به اشیا و آلات جرم یا مؤسساتی که محل فروش احساس و کالاهای قاچاق و خلاف قانون و شرع میباشد یا مؤسساتی که موجب تسهیل وسائل برای اعمال منافی عفت هستند به تکلیف قانونی خود عمل نمایند.
در خاتمه از ملت حزبالله و همیشه در صحنه مانند همیشه انتظار دارد که حفظ ارزشهای اسلامی را نموده و با ما همکاری نمایند و افراد مغرض و ضدانقلاب بدانند که توان حیطه و نفوذ در ملت شهیدپرور را نداشته و ندارند و آنان همیشه به وظایف شرعی و قانونی آگاه و عامل بوده اند و هستند.
دادستان کل کشور، یوسف صانعی
مخالفان نظام اسلامی، همانها که سبز را آلت دست خود کرده اند، آنچنان دیکتاتور منش هستند و آنچنان به منتقدان یا مخالفان خود یورش می برند، گویا هر نوع انتقادی که از سوی آنان علیه دیگران مطرح شود، حلال است اما هر انتقادی که دیگران در مورد آنان مطرح کنند، حرام است. اکثر بیت های این شعر هم به زبانی طنز از زبان آنهاست ...
سراسر فعل سبزی ها حلال است *** نشستن پیش محرومان حرام است
مکش دست نوازش بر یتیمان *** که بیکس را، نوازش هم حرام است

دیدار نوروزی احمدی نژاد با ایتام
شعاری بر عیله انگلستان *** بنا بر قول سبزی ها حرام، است
مبادا لج کنی با آل صهیون *** به قول موسوی، این هم حرام است
اگر اشغال دشمن شد فلسطین *** مسلمان را حمایت هم حرام است
ولی استاد موسیقی و آواز *** برایش ربنا خواندن حلال است
به من ربطی ندارد در فلسطین *** مسلمان را مسلمانی حرام است
همانا موسوی، ای حامی سبز *** تمام فعل و افعالش حلال است
بمیرد در فلسطین کودکی زار *** حمایت های لفظی هم حرام است


نمونه ای از جنایت رژیم کودک کش صهیونیستی/ همان رژیمی که سبزها برایش در روز قدس به خیابان آمدند
چنان گردنکشی، سرمایه داری *** برای فوج کروبی حلال است
به فتوای سران اغتشاشات *** اطاعت، جز ز بی بی سی حرام است
اگر سبزی بسوزد مسجدی را *** نگاه چپ به او کردن حرام است
اگر خوردی کتک از آل سبزی *** دفاع از خود، بدان اما حرام است

نماز جمعه با سوت و کف و جیغ *** حلال است و به غیر از آن حرام است
حلال آن ادعای پر هیاهوست *** بخواهی مدرک از آنها، حرام است
حلال است آنکه ناموس من و تو *** خورد فحش از شما، جز این حرام است
بساط قلدری اندر خیابان *** ز سوی جمع سبزی ها حلال است
در این وضع سراسر شبهه آلود *** حلال شرعی و عرفی حرام است
الا سبزی، ز بی بی سی حذر کن *** که گوید عشق ایران هم حرام است
گمانم انتقاد از آل سبزی *** حرام اندر حرام اندر حرام است
مگر مي شود با تابلوي خط امامي بودن، زير بيرق كسي رفت كه خون به دل امام كرد و كار را به جائي رساند كه پير مراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر مي شود شعار خط امام را فرياد زد و دست خط امام را ناديده گرفت؟!
شاید بشود به مدد فضاسازیهای رسانه ای و به راه انداختن موج بیسر، برخی واقعیت ها را کتمان کرد و بعضی حقایق را وارونه جلوه داد، شاید بشود رای 25 میلیون «آدم فرودست بدبخت بیتریبون» مظلوم را به «لجن» کشید و صدای اعتراضشان را با جیغ های بنفش خفه کرد، شاید «متهمان اصلی» بتوانند در پس خرناسکشی دادرسان خوابآلوده، زمین و زمان را متهم کنند، شاید بشود «خط امام» را فریاد کرد و به «دست خط» امام بی اعتنا بود، اما...
اما با تاریخ و حافظه تاریخی مردم کاری نمی شود کرد. رویدادها از پس هم می آیند و از مقابل چشمان ما میگذرند و در بایگانی تاریخ ثبت می شوند. بدون کم و کاست، بدون حذف و اضافه.
***
«آقاي منتظري! شما معتقديد ليبرالها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند... به قدري مطالبي كه ميگفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايدهاي براي جواب به آنها نميديدم... ميبينيد كه چه خدمت ارزندهاي به استكبار كردهايد. و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... از آنجا كه سادهلوح هستيد و سريعاً تحريك ميشويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد. »
این چشمبندی و «شعبدهبازی» نیست، «دروغ» و تهمت هم نیست! البته كه «تقلب»ی هم در کار نیست؛ این بخشی از رنجنامه خمینی بتشکن است خطاب به فردی که با رفتار و عملکرد سخیفش، جان و تن پیر عارف انقلاب را آنچنان رنجور کرد تا مرگ خود را از خدا طلب کند.
در صحت این نامه هم جای هیچ شک و شبهه ای نیست! مو لای درز این سند نمی رود. این سند تاریخی مورد تائید «دفتر نشر آثار امام» بوده -دفتری که عماد الدین باقی در آن مسئولیت داشته است!- و در کتاب «رنجنامه سید احمد خمینی(ره) به آقای منتظری» تصویر دستخط شریف امام آورده شده است.

برای مشاهده تصویر با اندازه واقعی، آنرا Save و سپس مشاهده کنید.
اظهارات اشخاص گوناگون درباره موضوع عزل آقاي منتظری و واکنش روحانیونی از جمله سیداحمد خمینی، مهدی کروبی، حمید روحانی و برخی دیگر از اعضای دفتر امام که البته اکثرا از جناح چپ و متحد اصلی میرحسین موسوی، نخست وزیر وقت بوده اند، موضوع را کاملا روشن می کند و شکی در صحت «اختلاف عمیق بین امام و منتظری» و خروج وی از مسیر انقلاب و نظام باقی نمی گذارد.
سید احمد خمینی در کتاب رنجنامه خطاب به منتظری می نویسد: «يادتان هست در ملاقات آخر خود با امام شما نيم ساعت حرف زديد و امام سكوت كردند. وقتي بلند شديد برويد، امام فرمودند: "بيشتر حرفهاي شما درست نبود، خدا انشاءالله مرا ببخشايد و مرگم را برساند." امام تنها همين دو جمله را فرمودند. آيا از خود پرسيده ايد كه چه كرديد كه امام، مرگ خود را از خدا خواسته است و آن را به اطلاع شما رسانده است؟»
اینها را گفتیم تا به عمق شکاف بین امام و منتظری، آن هم از زبان کسانی که امروز در کنار آقای میرحسین موسوی ایستاده اند و دوستان گرمابه و گلستان وی هستند، اشاره کرده باشم، وگرنه این موضوع تاریخی آنچنان در حافظه تاریخی ملت نقش بسته است که نیازی به تشریح و تبیین آن نیست.
***
چندروز پیش، میرحسین موسوی نامه ای را همراه با پیوست بیانیه خود برای منتظری - هم او که امام راحل از ورود به سیاست منعش کرده بود - نوشت و از وی برای ادامه راه سبزش، راهنمایی و ارشاد خواست.
کاری به محتوا و فحوای این نامه و آن بیانیه ندارم که در جای خود مورد نقد و ارزیابی قرار خواهد گرفت، مهم نفس کار موسويِ مدعی "خط امام" در هدایت خواهی و استرشاد از شخصی است که مطرود امام بوده و هیچ جایگاهی در خط و اندیشه امام ندارد. مگر مي شود با تابلوي خط امامي بودن، زير بيرق كسي رفت كه خون به دل امام كرد و كار را به جائي رساند كه پير مراد ملت از خدا طلب مرگ كرد؟ مگر مي شود شعار خط امام را فرياد زد و دست خط امام را ناديده گرفت؟
آقاي خط امامي! مگر مي شود آن روزهاي تلخ را به اين زودي فراموش كرد؟ مگر مي شود خشم بغضآلود «خط امام»یهای واقعی از فتنه ای که دل و جان امامشان را آزرده بود و چشم های خیس و لب های«امن یجیب»گوی و دل های مضطرب ان دوره را به باد فراموشي سپرد؟
نه آقا! يا اصلا خط امامي نبوده ايد، و يا شاید هم بوده اید؛ اما الآن منافعتان اینطور اقتضاء می کند که به همه مقدسات، پشت پا بزنید...

استقبال مردم چالوس از مقام معظم رهبری
اين روزها شکل، ادبیات و قالب معارضه با خط انقلاب و نوع برگزاری تجمعات و نوع شعارها به گونهاي تغيیر پيدا كرده که تلاش دارد شعارها و نمادهای خط انقلاب را به نفع خود مصادره کند.
با وجود اين تغييرات، اين روزها خط نفاق را همچنان هم مي توان شناخت چون نفاق و دروغهاي آنان در استفاده از شعارها و نمادهای انقلابی به قدري بزرگ هست که نتوان بر آن پرده پوشید.
در اين ميان اما نیاز است تا خط انقلاب و مدافعان امام و ارزشهای انقلاب نیز به تناسب، شعارهای خود را تغییر دهند و تک آنها را با پاتک قویتر عملیات روانی پاسخ دهيم.
فعلا براي مبارزه با برخي تجمعها كه در مهر ماه سال جاري كليد خورده است، اين شعارها را به دوستان انقلابيمان پيشنهاد مي دهيم:
قطعا آن چه در ذیل می آید یک تلنگر و یک جرقه و پیشنهاد است که در عمل و رفتار دانشجویان و امت حزب اللهی هوشیار و فعال ميتواند مقبول و مورد پسند افتد:
* تقلب و دروغگویی:
شعار اصلی سران نفاق و اغتشاش، ادعاي تقلب و دروغگویی بود كه بيش از مسئولان، اين صفت در سران نفاق متجلي بوده است؛ پس بايد تقلب و دروغگویی سران نفاق با شعارهايي مانند اينها برجسته شود:
موسوی دروغگو/ مدرک و اسنادت کو
موسوی دروغگو/ تاریخ تولدت کو
دانشجو بیدار شو/مرگ بر دروغگو
* وحدت رویه سران نفاق با سران نفاق اول انقلاب:
میرحسین رجوی/ خجالت خجالت
موسوی، اسرائیل، پیوندتان مبارک
کروبی، بیبیسی، پیوندتان مبارک
* شهدا و کشته شدگان:
در ناآرامی های اخیر برخی افراد به حق و متاسفانه برخی به ناحق کشته شدند. ولی پروژه شهیدسازی در خط رسانهای نفاق هم چنان ادامه دارد. لذا برای بی اعتبار کردن این خط رسانه ای می توان از این شعارها استفاده کرد:
عامل قتل ملت / موسوی دروغگو
شهید ماهواره ای/ کجایی کجایی
* فعالان فتنه:
سران اصلی فتنهها و اغتشاشات بعد از انتخابات، خصوصا در اين روزهاي مهر ماه در دانشگاهها، صورتهای خود را پوشانده و هدایت اغتشاشات را به عهده می گیرند.
براي جدا كردن صف دانشجويان واقعي با فتنهگران، بايد نقابداران از صف دانشجويان آرمانگرا و حقيقتطلب جدا شود :
نقابدار، نقابدار/ دانشجویی؟ یا اشرار؟
نقابدار، نقابدار/ چوبت رو وردار بیار!
* ساير شعارهاي مناسب
توهين به راي ملت/ خيانت خيانت
قبول اكثريت/ نشان آدميت
دروغگو دروغگو/ 72 كشتهات كو؟
مرگ بر ديكتاتور مخملي
مرگ بر اسلام آمريكايي
سبز فقط سبز نبي/ رهبر فقط سيد علي
مرگ بر مزدور ماهوارهاي
بازيچه حيا كن/ بادكنكو رها كن
آزادي انديشه با اغتشاش نميشه
* نكته: اگه شعارهاي ديگه اي به نظرتون ميرسه پيشنهاد بدين تا به اين مجموعه اضافه كنيم و مورد استفاده همه دوستان انقلابيمون قرار بگيره ...
* مخاطبان اين شعارا رو پيشنهاد دادن:
نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی
دانشجوی مسلمان/ پیرو خط قرآن
دروغگو دشمن خداست / موسوی دوست آمریکاست
موسوی! حیا کن / اغتشاشو رها کن
کروبی رو باد کنید / دشمنو دلشاد کنید
دروغ می گی امیده / راه سبزت پلیـــــده
غارت، فساد و وحشت / با راه سبز ذلت
میرحسین توهم / دشمن جان مردم
موسوی گریزون/ دشمن دین و قانون
سبز هرز بی ریشه / مخالف اندیشه
میرحسین و سبز لجن/ خائنا میفروشن وطن
موسوی فسیل شده/ برای نظام زیگیل شده
سبز و غم نوامیس؟ / گشتم نبود نگرد نیس
میرحسین قاتله/ ادعاهاش باطله
میرحسین حیا کن/ شیطنتو رها کن
نه اسلام نه ایران/ چاکر انگلستان
شعار تو ،شعار من/ مرگ بر این سبز لجن
سردسته اغتشاش/ موسوي و نوچههاش
از جد خود حیا کن / دانشجو رو رها کن
نخست وزیر امام/ خائن به خط امام
سبز لجن سبز لجن/ ضربه چرا زد به وطن؟
موش سبز انگلیس/ دانشگاه جای تو نیس
علم ، ایمان، اندیشه/ با موسوی نمیشه
منبع: خبرنگار مسلمان
سرانجام یک دروغ دیگر
شبكههاي ماهواره اي و حاميان خارجي موسوي در ايجاد تشنج در مراسم آغاز سال تحصيلي باعث شد موسوي با انتشار اطلاعيه اي از طرفداران خود بخواهد جشن تولد از پيش اعلام شده وي را در روز هفتم مهر لغو كنند.
به گزارش الف، در تجمع روز گذشته دانشگاه تهران، كه همزمان با مراسم آغاز رسمي سال تحصيلي و تجليل از نفرات برتر كمكور برگزارشد، عده اي حدود 200 نفر از طرفداران موسوي سعي كردند با سردادن شعارهاي توهين آميز و تحريك كننده محيط دانشگاه را به تشنج بكشند اما استقبال سرد دانشجويان از حركت اين عده باعث شد تا تجمع كنندگان مايوس و متفرق شوند.
لازم به يادآوري است طرفداران موسوي در دانشگاه ها با حمايت تمام عيار شبكه هاي ماهواره اي غربي تلاش داشتند همزمان با آغاز سال تحصيلي محيط دانشگاه ها را به آشوب و درگيري بكشانند.
برگزاري جشن تولد براي موسوي بهانه ديگري براي ايجاد درگيري و اغتشتش در دانشگاه تهران بود كه با ناكامي دیروز طرفداران موسوي در ايجاد اغتشاش، اين مراسم از سوي موسوي لغو شد.
لازم به يادآوري است تاریخ تولد میرحسین موسوی در شناسنامه اش 11 اسفند 1320 ثبت شده كه در خبر جعلی وی متولد 7 مهر 1320 معرفی شده است.

.jpg)
روز گذشته سايت هاي حامي موسوي و شبكه هاي بي بي سي و صداي آمريكا سعي كردند با بزرگنمايي تجمع ديروز هواداران موسوي در دانشگاه تهران، آنرا حركتي بزرگ جلوه دهند.
مريم رجوي سركرده منافقين هم در آغاز سال تحصيلي جديد از دانشجويان خواسته بود دانشگاه ها را به اغتشاش بكشانند.
سایتهای متمايل به مهدي هاشمی رفسنجانی همزمان با مراسم آغاز سال تحصيلي در دانشگاه تهران، با درج خبر جعلی حضور دکتر احمدینژاد در اين مراسم و اعلام متشنج بودن خیابان های اطراف این دانشگاه، تلاش کردند تا این تجمع را موفق و بزرگ جلوه دهند.
دوست دارم نظر دوستان رو درمورد عنوان جدید وبلاگ بدونم: ![]()
.: مطیع رهبریم، منتقد دلسوز دولتیم، درکنار ملتیم :.
رئيس جمهور كشورمان بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد.
به گزارش خبرنگار اعزامي خبرگزاري فارس به نيويورك، دکتر محمود احمدي نژاد رئيس جمهور كشورمان بامداد امروز به وقت تهران در شصت و چهارمين مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك سخنراني كرد كه متن آن به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد و آله الطاهرين و صحبه المنتجبين
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من خير انصاره و اعوانه و المستشهدين بين يديه
جناب آقاي رئيس،
همكاران گرامي ،خانم ها و آقايان
خداي بزرگ را از اعطاي فرصت حضور مجدد در اين مجمع مهم جهاني سپاسگزارم. طي چهارسال گذشته از چالش هاي اصلي پيش روي جهان، علل و عوامل ريشه اي بروز و پايداري آنان و ضرورت بازنگري در انديشه و عمل صاحبان قدرت و همچنين نياز به سازوكارهاي جديد با شما سخن گفتم .
از دو جريان متقابل كه يكي بر اساس ترجيح منافع مادي خود بر ديگران ، با توسعه نابرابري و ستم ، فقر و محروميت ، تحقير انسانها ، تجاوز و اشغالگري و فريب كاري ، به دنبال تسلط بر جهان و تحميل اراده خود بر ملتهاست و در نتيجه نااميدي و آينده اي تاريك را در برابر بشريت ترسيم مي نمايد و ديگري كه با ايمان به خداي يگانه و در پيروي از تعليمات انبياء الهي، با احترام به كرامت انسانها و با عشق به نوع بشر ، در صدد برپايي جهاني سرشار از امنيت ، آزادي ، رفاه و صلح پايدار مبتني بر عدالت و معنويت براي همگان است. جرياني كه به تك تك انسانها و ملت ها و فرهنگ هاي ارزشمند بومي ، ملي و انساني احترام مي گذارد ، خواستار نفي تبعيض از جهان و برابري همه در برابر قانون مبتني بر عدالت، در استفاده از امكانات، فرصتهاي علم آموزي ، كمال انساني و پيشرفت است و آينده اي اميد بخش را ترسيم مي كند. از ضرورت تغيير بنيادين در نوع نگاه به جهان و انسان و لزوم برپايي نظامات عادلانه و انساني جديد براي ساختن فردايي روشن سخن گفتم.
دوستان و همكاران؛
امروز و در ادامه، درباره ابعاد تحول و تغييراتي كه بايد به وجود آيد نكاتي را به عرض شما خواهم رساند .
نكته اول؛
بسيار روشن است كه ادامه وضع موجود حاكم بر جهان ممكن نيست. شرايط يك جانبه و نامطلوب فعلي، بر خلاف فطرت انسان و در نقطه مقابل هدف از خلقت جهان و انسان است.
ديگر نمي شود با ايجاد دارايي هاي كاذب كاغذي، معادل دهها هزار ميليارد دلار ثروت غير واقعي را به اقتصاد جهان تزريق كرد و با ايجاد كسري بودجه هاي شديد، تورم و مشكلات اقتصادي و اجتماعي را به ديگران منتقل كرده و ثروت ديگران را به اقتصاد برخي دولتهاي خاص منتقل نمود.
ماشين اقتصاد سرمايه داري لجام گسيخته با تنظيمات ناعادلانه به پايان راه رسيده و از كار افتاده است و اين معادله يك سويه قابل دوام نيست.
دوران تحميل انديشه سرمايه داريِ بي عاطفه و تحميل سليقه و علاقه يك گروه خاص بر جامعه جهاني، توسعه سلطه بر جهان به نام جهانيسازي و عصرِ برپايي امپراطوريها به پايان رسيده است. دوران تحقير ملتها و اعمال سياستهاي دوگانه و معيارهاي چندگانه سپري شده است.
اينكه تحقق نتايج دلخواه برخي دولت ها، تنها ملاك بود و نبودِ آزادي و دموكراسي باشد و تحت لواي آزادي، زشت ترين روش هاي فريب و تهديد، دموكراتيك جلوه داده شده و ديكتاتور مآب ها، دموكرات به حساب آيند، قبيح و فاقد مشروعيت است. ديگر زمان آن گذشته است كه عده اي خود، دموكراسي و آزادي را تعريف كنند، خود معيار آن باشند و در حاليكه خود، اول ناقض آن هستند، در موضع قاضي و مجري نيز قرار گيرند و با دولتهاي متكي بر مردمسالاري حقيقي مبارزه كنند. گسترش آزادي هاي جهاني و بيداري ملت ها ديگر اجازه اين مشرب ناصواب را نمي دهد و به همين دلايل است كه اغلب ملت ها و از جمله مردم امريكا در انتظار تغييرات گسترده، عميق و واقعي هستند و از شعار تغيير استقبال كردند و مي كنند.
چه كسي تصور مي كند ادامه اعمال سياست هاي غير انساني در فلسطين امكان پذير باشد؟ اينكه ملتي را بر خلاف همه معيارهاي انساني با زور سلاح و با تبليغات فريبنده بيش از 60 سال از خانه خود برانند، با روش هاي ضدبشري و موشك و حتي تسليحات ممنوعه بر او بتازند و در مقابل، حق دفاع مشروع را نيز از او سلب كنند و عجيبتر آنكه در برابر نگاه بهت زده جهانيان، متجاوزان و اشغالگران را "صلح طلب " و "صاحب حق " و مردم تحت ستم را "تروريست " بنامند.
چگونه ممكن است جنايات عده اي اشغالگر عليه كودكان و زنان بي دفاع و تخريب خانه ها و مزارع و مدارس و بيمارستانها مورد حمايت كامل و بي قيد و شرط برخي دولت ها قرار گيرد و مردان و زنان مظلوم به جرم دفاع از خانه و وطن خود تحت سنگين ترين محاصره ها و تحريم هاي غذايي و آب و دارو و مورد نسلكشي قرار گيرند. حتي از بازسازي اماكن آنان كه در تهاجم وحشيانه 22 روزه صهيونيستها تخريب شده است، آنهم در آستانه زمستان، جلوگيري شود و همزمان متجاوزان و حاميان آنان شعار دفاع از حقوق بشر سرداده و ديگران را به اين بهانه تحت فشار قرار دهند. ديگر قابل قبول نيست كه يك اقليت محض با يك شبكه پيچيده با طراحي غير انساني، بر اقتصاد و سياست و فرهنگِ بخش هاي مهمي از جهان حاكم شود، برده داري نوين راهاندازي كند و تمام حيثيت ملتها حتي ملتهاي اروپا و امريكا را قرباني مطامع نژادپرستانه خود كند.
پذيرفتني نيست كه عده اي از چند هزار كيلومتر دورتر در منطقه خاورميانه دخالت نظامي كنند و كشتار، جنگ، ترور، تهديد و تجاوز را به همراه آورند ولي حساسيت ملتهاي منطقه به سرنوشت و امنيت ملي خود و فرياد اعتراض آنان به بي عدالتي ها و تجاوز ها و حمايت آنان از هموطنان و هم كيشان مظلوم شان را ضديت با صلح و دخالت در امور ديگران بنامند. وضع عراق و افغانستان را ببينيد.
ديگر نمي شود با شعار مبارزه با تروريسم و مواد مخدر سرزميني تحت سلطه نظامي قرار گيرد ولي توليد مواد مخدر و دامنه تروريست در آن چند برابر شود، و هزاران نفر از مردم بيگناه كشته و زخمي و آواره شوند ، تاسيسات زيربنايي نابود گردد ، امنيت منطقه اي تحت مخاطره قرار گيرد و عاملان اصلي اين فجايع دائما ديگران را متهم كنند. نمي شود شعار دوستي و همراهي با ملتها سرداد و همزمان پايگاههاي نظامي را در مناطق جهان از جمله آمريكاي لاتين توسعه داد. اين وضعيت قابل ادامه نيست. ديگر نمي توان سياست هاي توسعه طلبانه و ضد انساني را با منطق نظامي گري به پيش برد ، منطق زور و تهديد عواقب وخيم تري را به دنبال داشته و بر مشكلات موجود به شدت مي افزايد.
غير قابل قبول است كه هزينه نظامي برخي از دولتها چند برابر هزينه نظامي كل دولتهاي جهان باشد، سالانه صدها ميليارد دلار سلاح صادر كنند، سلاح شيميايي و بيولوژيكي و اتمي انبار كنند، در نقاط مختلف دنيا پايگاه و نيروي نظامي داشته باشند و در همين حال ديگران را متهم به نظاميگري كنند و با سوء استفاده از امكانات جهاني و با شعار دروغين مقابله با گسترش تسليحات، مانع از پيشرفت علمي ساير ملتها شوند.
قابل قبول نيست كه سازمان ملل و شوراي امنيت كه بايد نماينده همه ملتها و دولت ها باشند و تصميم گيري در آن براساس مردمي ترين و دموكراتيك ترين شيوه ها باشد تحت سلطه چند دولت و در خدمت منافع و خواست آنها باشد. اصولاً در دنيايي كه انديشه و فرهنگ و افكار عمومي عامل تعيين كننده است، ادامه اين وضع ناممكن و تحول اساسي يك ضرورت غير قابل اجتناب است. ما خواهان برپايي يك نظام نوين در جهان هستيم.
نكته دوم؛ .....
سلام دوستان. عیدتون مبارک(با تاخیر البته)
برگشتم؛ پس هستم. ![]()
از لطف فراوانتون توی مطلب قبلی و درخواستتون برای ادامه وبلاگ نویسی، بی نهایت ممنونم.![]()
![]()
احمد توکلی دیروز یه نامه نوشته و توش حرف دل ما رو زده...
احمد توكلي در نامه سرگشاده اي خطاب به موسوي و خاتمي اعلام كرد: گويا ميخواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. ترديدي نيست كه معارضه چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. تصميم به بازگشت بگيريد.
متن اين نامه به شرح ذيل است:
بسمه تعالي
برادر محترم جناب آقاي ميرحيسين موسوي
برادر محترم جناب آقاي سيد محمد خاتمي
سلام عليكم
در دو سه ماه گذشته، حوادثي گزنده و تلخ بر كشور ، انقلاب و مردم رفت كه حرفهاي شنيدني و لابد گفتني بسياري پيرامون آنها وجود دارد كه بحث از آنها در حوصله اين مقال نيست. قصد نامه نوشتن به شما را نداشتم ؛ چرا كه از مكاتبه با جناب آقاي كروبي اثر چنداني حاصل نشده است. ولي در روز قدس حوادثي رخ داد و به نام طرفداري از شما شعارهاي داده شد كه خود را ناچار از اين كار ديدم تا وجدانتان را در معرض سؤالاتي قرار دهم كه نه به من، بلكه به مردم توضيح دهيد.
شما كه همواره بهدرستي گفتهايد پرسشگري ازصاحبان و طالبان قدرت امرمقدسي است، طبعا نبايد رنجشي پيدا كنيد؛ بلكه «فان الذكري تنفع المؤمنين» اما نكات قابل عرض:
1- در روز قدس كسانيكه به حمايت شما اجتماع و راهپيمايي داشتند، و كم هم نبودند، شعار ميدادند:
استقلال، آزادي ، جمهوري ايراني
نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران
مرگ بر...
ما اهل كوفه نيستيم، پشت يزيد بايستيم
اين شعارها حاكي از استراتژي به ظاهر تازهاي است كه در سالهاي اول انقلاب هم به ميدان آمد و با مقاومت امام راحل و مردم ميدان را خالي كرد.اين استراتژي به وضوح با سه محور اعتقادي و استراتژيك امام در تضاد است. آن بزرگوار حتي در وصيتنامهشان نيز بر اين محورها تاكيد دارند. آيا امام نفرمود جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم، نه يك كلمه زياد؟ و اين را اساس سياست داخلي نمي شمرد؟ آيا امام نفرمود روز قدس روز اسلام است و حمايت از فلسطين را يكي از اركان سياست خارجي قرار نداد؟ آيا امام مكررا نفرمود پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟ آيا پردازنده نظريه ولايت فقيه و پايهگذار آن نبود؟
پاسخ اين پرسشها آنقدر روشن است كه كسي را ياراي انكار نيست. حالا شما بايد جواب دهيد كه وقتي با ادعاي احياي ارزشهاي فراموششده خط امام، معترضان را علمداري ميفرماييد، آيا از اين شعارها و سردهندگانشان برائت ميجوييد يا با ادامه سكوتتان آنها را تاييد ميكنيد؟ در اين صورت جواب امام را چه ميدهيد؟
2- تا اينجا، حوادث نشان داد كه جريان موسوم به سبز لااقل چها ويژگي زير را دارد:
با مباني انقلاب اسلامي ناسازگار است.
از پشتباني بيگانگان مخالف اسلام، استقلال ايران و مسلمانان جهان برخوردار است.
رفتار وظاهر كثيري از افراد آن حاكي از عدم تقيد به شرع و ارزشهاي انقلابي است.
قصد معارضه با نظام قانوني و مردمي حاكم را دارد و به اعتراض در شكل قانوني راضي نميشود.
آيا اگر امام زنده بود چنين جرياني را خيانتبار نميخواند؟
3- در ميان معترضان، طرفداران نظام و دينداران ناراضي از اوضاع كم نيستند. بعضي از اعتراضات اينان و حتي معارضان بياعتقاد به دين و نظام نيز درست است و بايد زمينههاي اعتراض برانگيز را رفع كرد؛ ولي آيا شما فكر ميكنيد اكثريت معترضاني كه راه معارضه را برگزيدهاند و شعار جانم فداي ايران سردادهاند، وقتي خطري متوجه ايران شود روي حرفشان ميايستند؟ جان كه هيچ، يك گام هم اكثرشان براي استقلال و آزادي ايران عزيز بر نخواهند داشت.
مينشينند و منتظر ميمانند تا همان اكثريت مستضعفي كه به پيروي از امام و مراجع و روحانيت انقلابي، ايران را حفظ كردند بازهم جانفشاني كنند و بعد هم غرولند و ملامت تحمل كنند. شما پشتيباني چه كساني را بهدست آوردهايد و حمايت چه اقشاري را از دست دادهايد؟ مؤكدا ميگويم كه اين نگاه بههيچوجه نافي حقوقي كه بر عهده حكومت حتي در قبال معارضان قرار دارد نيست و نبايد باشد، چه رسد به مخالفان و معترضان. حق هركس محترم است و بايد ادا شود.
4- جناب آقاي موسوي! يادتان هست كه يكبار امام در پاسخ اعتراض برخي روحانيان صاحبنام نسبت به دولت جنابعالي، خطاب به آنان فرمود نه شما از اميرمؤمنان برتريد و نه نخستوزير از خلفا بدتر؛ همانطور كه علي عليهالسلام با خلفا در برابر خطر خارجي همكاري كرد، شما هم با دولت مدارا كنيد (نقل به مضمون). درحاليكه به شهادت صحيفه نور امام همانند آن معترضان، با سياستهاي اقتصادي دولتسالارانه جنابعالي مخالف بود ولي بهخاطر وجود خطر دشمن خارجي از شما به شدت حمايت ميكرد و مخالفانتان را به همكاري فراميخواند. حالا چه شده است كه آن استدلال امام را فراموش كردهايد؟ خطر بيگانه كم شده يا معارضه مجاز گشته است؟ حتي اگر حق كاملا با شما ميبود- كه حتما چنين نيست- باز اجازه معارضه نداشتيد.
5- برادران محترم! شما در ايام مسؤليتتان موضوع فلسطين را بهدرستي، موضوع همه ما ميدانستيد حالا چرا در برابر شعار انحرافي نه غزه نه لبنان سكوت كردهايد؟ نظرتان عوض شده يا صهيونيستها تغيير ماهيت دادهاند؟ آيا قدرت آنقدر شيرين است كه براي رسيدن به آن بايد پا روي اعتقادات امام گذاشت؟ شما كه ميگوييد خط امامي هستيد.
6- جناب آقاي خاتمي! شما و يا اطرافيانتان، زماني نفرينِ «مرگ بر آمريكا» را كه شعار برحق ملت ستمديده ايران بوده است، خشونتبار خوانديد. حالا نظرتان در باره شعارِ «مرگ بر ...» چيست؟ آيا امام بر اصالت امر ولايت فقيه در اسلام تاكيد نميكرد و نفرمود:«پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به مملكت شما آسيبي نرسد؟» فكر نميكنيد كه شما هرچه داريد از حكومت ولايت فقيه است؟ فكر ميكنيد اگر كساني كه امروز شعار جمهوري ايراني ميدهند، سركار بيايند، شما را خلع لباس و منزوي نخواهند كرد؟ البته اگر زندهتان بگذارند.
7- روش شما در اين ايام چنان است كه گويا ميخواهيد حاكميت را به برخورد با خود بكشانيد. داريد سلاح كساني را تيز ميكنيد كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردمسالاري ديني و لوازمش ندارند. ترديدي نيست كه معارضه به ظاهر جديد، با شعارها و استراتژيهاي شمرده شده، چيزي جز خيانت به امام، انقلاب، اسلام، مردم و ايران نيست. اگرچه خيانت فاعلي بر همه افراد اين جريان صدق نميكند، ولي قطعا خيانت فعلي هست. فكر ميكنيد حكومت تا كجا مدارا خواهد كرد؟ اگر تصور شود اجازه داده ميشود نظامي كه با خوندادنها و خون دل خوردنهاي بسيار برپا شده و تنها حكومت ديني جهان، ولو پر عيب و نقص، است، به اين راحتي عوض ميشود؛ يا تصور كنيد همه آناني كه امروز زير علم شما سينه ميزنند، به شما وفادار خواهند ماند، هردو تصور اشتباه است.
سه نتيجه ناگوار ديگرنيز بر اوضاع فعلي مترتب است:
8- دولت فعلي برخاسته از راي مردم و قانوني است ولي در كنار خداماتش، خودراييها، ندانمكاريها و جهتگيري هاي نادرستي نيز دارد كه رفتار و روش شما، كار برخورد با اين كژيها را(كه در دولتهاي پيشين هم بيسابقه نيست) دشوار ميكند و ميدان نقادي حاكميت تنگ ميگردد.
9- علاوه بر اين، طبيعي است كه وقتي حضور جريان حامي شما، با اغتشاش و خسارتهاي اجتماعي همراه ميگردد، حضور نيروهاي انتظامي و اطلاعاتي به ضرورت بيشتر ميشود، از اين حيث نيز آزاديها محدود ميگردد. در اين محدوديتي كه براي نقادي و آزاديخواهي بهوجود ميآيد شما چقدر مسؤليت داريد؟
10- نكات فوق، به اضافه فضاي نامطمئن سياسي ناشي از معارضه جريان به اصطلاح سبزبا نظام، نااطميناني را به دنبال دارد، نتيجهاش كاهش سرمايهگذاري است كه توليد و اشتغال را كاهش و قيمتها را افزايش ميدهد. يعني فشار بر مردم بيشتر ميشود. در واقع بازنده اصلي مردماند. آيا ميارزد؟
برادران محترم! همه ما كموبيش، و امروز شما آقايان به ويژه، مخاطب اين آيه قران هستيم:
يا ايهاالذين امنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون، اي مؤمنان! چرا سخني ميگوييد كه بدان عمل نميكنيد؛ اينكه چيزي را كه بدان عمل نميكنيد مدعي باشيد، در نزد خداوند بسيار خشمبرانگيز است. شما با ادعاي احياي ارزشهاي فراموششده حضرت امام رضوان الله عليه به ميدان آمدهايد، بايد با صراحت تكليف خود را مشخص بفرماييد تا گرفتار خشم خدا نشويد.
اين نصيحت مرا با ذكر عيوب مخالفان خود پاسخ ندهيد. سعي نفرماييد با فهرست كردن اقوال بيعمل آنان يا تعارضات قول و فعلشان خود را مبرا بنماييد. و لا تزر وازرة وزر اخري، كسي بار ديگري را بهدوش نميكشد. تعدادي از نيروهاي وفادار به انقلاب و ولي فقيه مظلوم و مردم شريف، از جمله بنده، در اين ايام همواره خواستهايم كه شما در عرصه سياست با احترام، و البته با رعايت تكاليف قانوني خودتان، فعال بمانيد تا در فرايندي مردمسالارانه به رقابت بپردازيد و ضمن آنكه به تصحيح مسير و كاركرد حكومت مدد ميرسانيد ، خطر تحجر را كاهش دهيد، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببريد و فرصت جولان در عرصه آزمايش عملي برايتان باقي بماند. آيا شما نميخواهيد امكان دهيد تا اين خيرخواهي مؤثر شود؟ مقصود من اين نيست كه همه تقصيرها، صددرصد بر عهده شماست و ما و ديگران بيقصور و تقصيريم اما آنكه بايد اول تصميم به بازگشت بگيرد، شماييد نه مخالفان شما.
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم
تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال
برادر شما - احمد توكلي
29/6/1388
خسته شديم... از نوع كوفتگي مغزي-روحي-جسمي و روزمرگي و افسردگي مزمن! البته شما رو نميدونم! خودم رو ميگم... خسته شدم... ديگه نميكشم... ديگه تحمل ندارم... سیاست زده شدم...! هرروز بيام اينترنت و پيگيري اخبار و جنگ و دعواها و بي اخلاقي ها و بي شرمي هاي سياسي و غيره كه مطالعه و دنبال كردن اونها چيزي جز اعصاب خردي براي آدم نداره... مگه سرم درد ميكنه كه اينقدر خودمو و شما رو اذيت كنم؟!
ماه میهمانی خدا می آید بخاطر همین روزه سکوت می گیرم ![]()
تا با فراغ بال بیشتری از برکات فراوان این ماه دوست داشتنی استفاده کنم.
به شما هم توصيه مي كنم حداقل در اين ماه، روزه سكوت سياسي بگيريد! و از بحثهاي بي فايده بپرهيزيد...
اگر بعد از ماه مبارک رمضان باز هوس وبلاگ نویسی کردم و سرم دوباره برای این جنگ و دعواها درد گرفت برمی گردم و باز هم همان آش و همان کاسه... اما شاید هم هیچوقت برنگشتم...! اما هرچه باشم و هرکجا باشم دلم و قلبم برای ایران اسلامی می تپد و همواره برای سربلندی و عزت مردم عزیز کشورم دعا می کنم...
از همه شما دوستان عزیز هم اگر کسی از دست من رنجیده است عذرخواهی می کنم و از همه طلب حلالیت می کنم...بخاطر حضور دلگرم كننده و نظرات مفيدتان در اين وبلاگ هم بي نهايت متشكرم... لطفا در صورت تمایل ایمیلتان را بگذارید تا بعدا با هم در ارتباط باشیم...
اگر برگشتم که برگشتم... وگرنه برنمی گردم...!!
ضمنا اصلا دوست ندارم این مطلب، سیاسی بشه! بخاطر همین هیچ نظر سیاسی ندید که تایید نمیشه! اگر نظر سیاسی مهمی داشتید که خواستید بیان کنید، لطفا در پست های قبلی ارسال کنید...
اين بنده سراپاتقصير، ياد شما خواهم بود... شما هم توی این ماه عزیز و مخصوصا شبهای قدر، ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید... ![]()
یا عــــــلی ؛ خدانگهــــــــدار ![]()

روزه سکوت می تونه نماد سکوت از غیبت و تهمت و سخنان لغو باشه .
می تونه نماد سکوت فکری و پر نکشیدن قوه خیال به هر ناکجا آباد باشه .
می تونه نماد خلوت با خدا باشه تو این ماه مبارک که از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟!
می تونه نماد مرخصی استعلاجی برای یه وبلاگ نویس باشه .
می تونه نماد خسته شدن از اين وضعيت خسته كننده باشه.
می تونه سکوت از رضایت نباشه ، دله اهل شکایت نباشه .
می تونه به قول یه نویسنده انگلیسی جواب غیر قابل پاسخ باشه .
می تونه راه رسیدن به فریاد باشه ، گر سکوت خویش را می داشتم /زندگی پر بود از فریاد من.
می تونه اوج فریاد باشه .
آهاااااای
اینم به یک زبان دیگه:
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
تعلم تعلم و اصمت تسلم
تحصیل علوم کن تا عالم شوی و کمتر حرف بزن تا سالم بمانی .
(حضرت امیرالمومنين علي علیه السلام )
لاتتکلمن فیما یعنیک حتی تری للکلام موضعا
تا زمانی که برای کلامت موقعیت پیدا نکردی از سخن گفتن خودداری کن .
( امام حسین علیه السلام )
النوم راحه للجسد و النطق راحه للروح و السکوت راحه للعقل
خواب آسایش بدن است و سخن آسایش جان و سکوت آسایش عقل و خرد است .
( اما جعفر صادق علیه السلام )
ان الصمت باب من ابواب الحکمه
سکوت و خاموشی خود یکی از راه های تحصیل علم و حکمت به شمار می آید .
( امام رضا علیه السلام )
ان الصمت یکسب المحبه انه دلیل علی کل خیر
سکوت و خاموشی باعث جلب محبت دیگران و خود راهنمای تمام خوبی ها است .
( امام رضا علیه السلام )
![]()
در دنیای امروز که حتی خصوصیترین رفتارها و اظهارات شخصیتها نیز از تیررس رسانههای اینترنتی، صوتی و تصویری در امان نیست، هر روز اخبار تأملبرانگیز، شگفتآور، ترسناک و گاه خندهآوری از اظهارات و مواضع افراد شناخته شده، فضای رسانهای موجود را در مینوردد و چشمها و گوشهای بسیاری را به خود متوجه میسازد.
این موضوع بویژه در ایام پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم در ایران، مصادیق زیادی یافت و طی آن بارها مواضع و سخنان شخصیتهای مختلف بر صدر رسانهها قرار گرفت و موجی از واکنشها را برانگیخت.
این بار اما نوبت به شیخ یوسف صانعی رسیده تا از نردبان مطالب سایتهای خبری و دیگر رسانهها بالا رود و بر قله آنها بنشیند.
براي دانلود فايل تصويري اینجا كليک كنيد.
البته صانعی در جریان آشوبهایی پس از انتخابات نیز، چندین بار به مدد بیانیههایی که در حمایت از میرحسین موسوی، مهدی کروبی و آشوبگران معترض و مخالفت با احمدینژاد منتشر کرد، به خبر اول رسانهها بهویژه رسانههای بیگانه تبدیل شده بود.
این روند اما، ادامه یافت و رسانههای خبری پرده دیگری از "کینه" شیخ یوسف را از رئیس جمهور دهم، افشا کردند.
بر این اساس، صانعی که در هفتههای گذشته بارها در حمایت از آشوبگران، نظام را متهم کرده و تلویحاً شخصیتهای انقلابی را مورد اهانت قرار داده بود، اخیرا نیز در اقدامی عجیب احمدینژاد را "حرامزاده" خواند!

وی که خود را "مرجع تقلید" میخواند، در جمع تعدادی از روحانیون همنظرش در گرگان، با اشاره به مراسم تحلیف رئیس جمهوری در مجلس گفت: "در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند میخورند، این هم کفاره داره هم حنثش معصیت کبیره است. اون وقت چطور روز از نو روزی از نو؟ این از حرومزادگیشه دروغ میگه! والا امام زمان رو میبینه".
اهانت بیسابقه و تعجببرانگیز صانعی به رئیس جمهور کشور که حدود دو ماه پیش با کسب بیش از24،5 میلیون رای، بار دیگر از مردم ایران رای اعتماد گرفته،در حالي منتشر مي شود كه فيلم اين فحاشي اكنون در خروجي سايت هاي مخالف نظام در دسترس است با اين وصف، براي يوسف صانعي ممكن نيست تا با تكذيب صوري شانه از بار مسئوليت بيان چنين سخنان مجرمانه اي خالي كند.
البته این فحاشی علاوه بر اینکه مفهوم ادعاهای صانعی و کاندیدای محبوبش را درباره "اخلاقمداری" و "ادب" بر همگان روشن ساخت، جایگاه این شیخ را در میان علما و مراجع قم نیز بیش از پیش افشا کرد.
صانعی که نقش پررنگی در همراهی موسوی برای ادامه آشوبها و گسترش دامنه آنها ایفا کرده، حتی از سوی رسانههای ضد ایرانی بیگانه با عنوان "آیتالله العظمی" یاد میشود تا بدین وسیله به سخنان و ادعاهای وی جنبه واقعی بخشیده شود.
ادعاهایی صانعی با درخواست موسوی و با تاکید بر "تقلب" کلید خورد اما پس از آنکه هیچ سند و دلیلی برای اثبات آن وجود نداشت، اکنون وارد فاز اتهامزنی و اهانت به نظام و منتخبان ملت ایران شده، به گونهای که دست از ادب و نزاکت و منطق شسته و بدون دلیل روی به فحاشی به بالاترین مقام اجرایی آورده است.
اما نکتهی روشنی که بعید است صانعی با توجه به ادعایش مبنی بر مرجع تقلید بودن از آن بیخبر باشد، مجازات شرعی و قانونی اتهامی است که او به احمدینژاد وارد ساخته است.
البته شاید او انتظار افشای این فحاشیها را به منتخب مردم ایران نداشته اما به هر روی با انتشار فايل صوتي چنين سخناني هرگونه شکایتی از او مستوجب حد خواهد بود.
طبق قانون مجازات اسلامی هر کسی اتهامی را به شخص دیگری نسبت دهد و نتواند صحت این انتساب را ثابت کند، اگر مستوجب حد نباشد، به یک ماه تا یک سال حبس و تا ۷۴ ضربه شلاق یا یکى از آنها حسب مورد محکوم خواهد شد.
اما ماجرای اظهارنظرهایی که شامل حدود و تعزیرات میشود، به شیخ یوسف خلاصه نمیشود.
مهدی کروبی نیز اخیرا در نامهای به هاشمی رفسنجانی بدون ذکر نام قربانیان و متجاوزان ادعایی و حتی یک سند، به صراحت مدعی تجاوز جنسی به زندانیان پسر و دختر شده بود که پس از تحقیق مسئولان کذب بودن آن آشکار شد.
به نظر می رسد اظهارات کروبی نیز همچون صانعی شامل این حکم اسلامی میشود چرا که "اگر کسی به یک مؤمن یا مؤمنه نسبت فحشا بدهد و نتواند آن را با 4 شاهد اثبات کند، اولاً این شخص گناهگار و فاسق است مگر اینکه توبه کند، ثانیاً باید 80 ضربه شلاق بخورد."
در این میان احمدینژاد که در دوره چهارساله مسووليتش در دولت نهم آماج حملات به ظاهر انتقادي قرار مي گرفت، طی هفتههای پیش و پس از انتخابات هدف فحاشی و تهمتها شگفتآوری قرار گرفته است.
با اين حال احمدي نژاد تاکنون موضع خاصی عليه سخنان مجرمانه صانعي اتخاذ نکرده است. /منبع: رجانیوز/
ليست كامل وزراي پيشنهادي احمدينژاد به مجلس
رئيس جمهور چهارشنبه شب طي نامهاي ليست كامل وزراي پيشنهادي خود را به مجلس شوراي اسلامي معرفي كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، ليست كامل وزراي پيشنهادي دولت دهم به همراه چكيدهاي از سوابق وزراي پيشنهادي كه از سوي خبرگزاري فارس به آن اضافه شده، بدين شرح است:

* وزارت علوم تحقيقات و فناوري: كامران دانشجو
(دانشجو كه داراي دكتراي مكانيك با گرايش هوافضا است، پيش از اين در دولت نهم قائم مقام و معاون سياسي وزارت كشور، رئيس ستاد انتخابات كشور و استاندار تهران بوده است)
* وزارت كشور: مصطفي محمدنجار
(محمدنجار كه داراي مدرك مهندسي مكانيك در رشته طراحي جامدات و فوق ليسانس در رشته مديريت اجرايي با گرايش مديريت استراتژيك است، پيش از آنكه در دولت نهم به عنوان وزير دفاع منصوب شود، فعاليتهاي متعدد مديريتي در سپاه پاسداران و وزارت دفاع داشته است)
* وزارت امور خارجه: منوچهر متكي
(متكي كه داراي كارشناسي علوم اجتماعي از دانشگاه بنگلور هندوستان و كارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه تهران است، در دولت نهم نيز وزير خارجه بوده و پيش از آن نمايندگي دورههاي اول و هفتم مجلس شوراي اسلامي و سفير ايران در آنكارا و توكيو بوده است)
* وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي: سيدمحمد حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي فقه و مباني حقوق اسلامي از دانشگاه تهران است، در دولت نهم معاون پارلماني و قائم مقام وزارت علوم بوده و پس از عليرضا علياحمدي رياست دانشگاه پيام نور را نيز بر عهده داشته و پيش از آن نيز نمايندگي مجلس پنجم و مدير عاملي انتشارات سروش و معاونت سازمان صدا و سيما در زمان رياست لاريجاني را در كارنامه خود دارد)
* وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات: رضا تقيپور (تقيپور كه در دولت نهم معاون وزير ارتباطات و رئيس سازمان فضايي كشور بوده است. مديريت عامل صنايع مخابرات ايران و مديريت كلان پروژه ماهوارههاي كوچك، از جمله سوابق مديريتي رضا تقي پور در سال هاي اخير است)
* وزارت كار و امور اجتماعي: عبدالرضا شيخالاسلامي
(شيخالاسلامي كه داراي دكتراي مهندسي عمران است، ابتدا در دولت نهم به استانداري استان هرمزگان منصوب شد اما در پي وزير شدن الهام، رئيسدفتر رئيسجمهور و با حفظ سمت به رياست گروه مشاوران جوان رئيسجمهور منصوب شد و چندي پيش نيز به عنوان دستيار ويژه رئيسجمهور در سازماندهي نيروي انساني منصوب شده است)
* وزارت آموزش و پرورش: سوسن كشاورز
(خانم كشاورز كه داراي دكتراي فلسفه تعليم و تربيت است، از سومين سال دولت نهم تاكنون معاون وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان آموزش و پرورش استثنايي بوده است)
* وزارت نفت: سيدمسعود ميركاظمي
(ميركاظمي كه داراي دكتراي مهندسي صنايع از دانشگاه تربيت مدرس است، در دولت نهم وزير بازرگاني بود و پيش از آن نيز رئيس دانشگاه شاهد و رئيس مركز مطالعات بنيادي سپاه از جمله سوابق وي است)
* وزارت نيرو: محمد عليآبادي
(عليآبادي كه داراي مهندسي عمران است، معاون عمراني شهردار سابق تهران بود و در دولت نهم نيز معاونت رئيسجمهور و رياست سازمان تربيت بدني را بر عهده داشت)
* وزارت بازرگاني: مهدي غضنفري
(وي در دولت نهم معاون وزير بازرگاني در توسعه روابط اقتصادي و رئيس كل سازمان توسعه تجارت ايران بوده است)
* وزارت مسكن و شهرسازي: علي نيكزاد
(نيكزاد كه داراي كارشناسي ارشد عمران است در دولت نهم معاون عمراني وزير كشور، رئيس سازمان شهرداريها و استاندار اردبيل بود و پيش از آن نيز در دولت هشتم معاونت عمراني استانداري لرستان را بر عهده داشت)
* وزارت راه و ترابري: حميد بهبهاني
(بهبهاني كه داراي دكتراي تخصصي عمران با گرايش حمل و نقل و ترافيك از دانشگاه كينزول فلوريدا است، در دولت نهم پس از رحمتي به عنوان وزير راه منصوب شد و پيش از آن نيز به عنوان معاون برنامهريزي و اقتصاد حمل و نقل در همين وزارتخانه مشغول بكار بوده است)
* وزارت جهاد كشاورزي: صادق خليليان
(صادق خليليان داراي دانشنامه دكتراي اقتصاد طبيعي دانشگاه تربيت مدرس است. سابقه تدريس دو دهه اقتصاد كلان و اقتصاد سنجي و همچنين معاون امور اقتصادي و برنامهريزي وزارت جهاد و كشاورزي را در كارنامه خود دارد.)
* وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح: احمد وحيدي
(وحيدي كه در دولت نهم جانشين وزير دفاع بوده و با حكمي از سوي رئيس جمهور به عنوان نماينده نيروهاي مسلح در تدوين برنامه پنجم منصوب شده بود، در دوران وزارت دفاعي شمخاني معاونت طرح و برنامه اين وزارتخانه را بر عهده داشت.
رياست كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص و مسئوليت معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع نيز از ديگر مسئوليتهاي وي به شمار ميرود)
* وزارت بهداشت، درمان و اموزش پزشكي: مرضيه وحيد دستجردي
(وحيددستجردي كه داراي درجه تخصصي در رشته زنان از دانشگاه علوم پزشكي تهران است، سوابق متعدد پزشكي را در كارنامه خود دارد و در دورههاي چهارم و پنجم نيز نماينده مجلس شوراي اسلامي بوده است.)
* وزارت رفاه و تامين اجتماعي: فاطمه آجرلو
(آجرلو كه داراي كارشناسي ارشد روانشناسي شخصيت و دانشجوي دكتراي روانشناسي تعليم و تربيت است، در مجلس هفتم و هشتم نماينده كرج ،اشتهارد و آسارا بوده است.)
* وزارت اطلاعات: حيدر مصلحي
(مصلحي ضمن تحصيلات حوزوي، تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد با گرايش الهيات و معارف اسلامي در موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) پشت سر گذاشته است. وي كه نمايندگي ولي فقيه در نيروي زميني سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و نيروي مقاومت بسيج را در كارنامه خود دارد، در دولت نهم ابتدا مشاور رئيسجمهور بود و اكنون نيز مشاور و نماينده رئيس جمهور در دانشگاه مذاهب اسلامي است و نمايندگي وليفقيه و سرپرستي سازمان اوقاف و امور خيريه را بر عهده دارد.)
* وزارت صنايع و معادن: علياكبر محرابيان
(محرابيان كه داراي مدرك مهندسي عمران از دانشگاه علم و صنعت است، در دولت نهم وزير صنايع بود و پيش از آن مديرعامل شركتهاي شهروند و رفاه، نماينده رئيس جمهور در ستاد تبصره 13، رئيس سازمان عمران و مشاور محمود احمدي نژاد نيز بوده است.)
* وزارت امور اقتصاد و دارايي: سيدشمسالدين حسيني
(حسيني كه داراي دكتراي اقتصاد است، در دولت نهم وزير اقتصاد بود و پيش از آن نيز مدير كلي دفتر بينالملل و روابط عمومي وزارت نيرو و مديركل دفتر مطالعات اقتصادي وزارت بازرگاني را در كارنامه خود دارد.)
*وزارت تعاون: محمد عباسي
(عباسي كه داراي مدرك دكتراي مديريت، در دولت نهم نيز وزير تعاون بود و پيش از آن نمايندگي مردم گرگان در مجلس هفتم را بر عهده داشت.)
* وزارت دادگستري: سيدمرتضي بختياري
(وي پيش از اين استاندار اصفهان، مدير كل دادگستري استان خراسان رضوي، معاون قوه قضائيه و رئيس سازمان زندانهاي كشور و مدير كل دادگستري استان فارس بوده است و داراي مدرك حوزوي است.)
طی هفته های اخیر، فایل صوتی و متن سخنان دکتر محمدباقر قالیباف، در انتقاد از دولت دکتر احمدی نژاد در برخی سایت ها منتشر شده است.
قالیباف در این اظهارات که ۷ ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری گفته شده و اولین بار بصورت یک فایل صوتی منتشر شد، به انتقادات شدیدی از احمدی نژاد می پردازد و دست به افشاگری هایی می زند. گفتنی است قالیباف تاکنون این اظهارات منتسب به خویش را تکذیب نکرده است.
بخش هایی از اظهارات قالیباف، در پی می آید:
این صحبتهایی که میخواهم بگویم، همه اش با چند سند و مدرک است و من مدیون شما و همه اون شهدای جنگ هستم، اگر سخن ناحق و بی اساسی بگویم.
فضای سیاست فضا کثیفی است، حتی من که حالم از سیاست بهم می خورد همین الان در این فضای کثیف و منجلاب حرکت می کنم.
احمدی نژاد را آدم سالم و صادقی در کار نمی دونم، انقلابی هم نمیشناسمش، راستگو هم در کارش نمیشناسم، بعنوان یک شخص ولایی هم قبولش ندارم. بعنوان مثال همان اول، آقا به احمدی نژاد گفتند این مشایی را نذار رییس میراث فرهنگی. احمدی نژاد محل نگذاشت و وقتی آمد پیش آقا که حکم مشایی را رسما داده بود و رهبری را در مقابل عمل انجام شده قرار داد. یا مثلا آقا بهش گفتند آقای قالیباف را بیار توی دولت، اما احمدی نژاد گوش نکرد که نکرد.
یکی از وزرای رئیس جمهور همسر فرانسوی دارد. / یکی از وزرای کابینه شُرب خمر می کند.
پرفسور مولانا بورسیه پنتاگون است.
مشایی منافق بود و همسرش هم جزء منافقین بوده و بعدها که بازجوی او در زندان می شود با همسرش ازدواج می کند
هم احمدی نژاد برای انقلاب خطر است و هم هاشمی رفسنجانی.
آقای احمدی نژاد حتی سابقه یک ساعت و یک روز جبهه را ندارند.
احمدی نژاد حتی یک روز سابقه ی قبل از انقلاب ندارد، حتی یک سیلی در راه انقلاب نخورده است، اگر بوده بیاید بگوید/ احمدی نژاد اگر یک روز در جبهه بوده تاحالا هزار بار گفته بود
احمدی نژاد در دوران تسخیر لانه ی جاسوسی خطاب به دانشجویان گفت که "چرا رفتید سفارت امریکا را تسخیر کردید و حتی او ، پس از تایید امام (ره) در مورد قضایای تسخیر لانه ی جاسوسی می گوید: این چه کاری بود که امام آمد کرد و این کار غلط را تایید کرد؟!
اگر نفت به زیر ۵۰ دلار برسد کشور به لحاظ اقتصادی کاملا” فلج شده و در حالی که با آقای مفیدی که حاضر در جلسه بوده اند هم سخن می شود می فرماید آقای مفیدی شما کارشناس امور برقابی هستید وقتی کشور را آقای احمدی نژاد تحویل گرفت چقدر برق داشتیم ؟ و آقای مفیدی جواب می دهند ۳۶ هزار مگاوات.در صورتیکه آقای احمدی نژاد در حضور آقا اعلام کردند ۱۲ هزار مگا وات اضافه تولید نسبت به گذشته داریم یعنی ۴۸ هزار مگاوات . اگر چنین باشد ما نباید مشکل برق داشته باشیم و از اطرافیان آنرا می پرسند و ادامه می دهند در حالیکه حتی اگر خشکسالی هم موجب کمبود برق باشد ما فقط ۹ درصد تولید برق از طریق سدها داریم من در جلسه ای که آقای احمدی نژاد توضیح می داد می دیدم که همه در گوشی صحبت می کنند و لبخند می زنند.
آقای رحیمی بسیار بدتر از کردان است . رفته بودند به رحیمی گفته بودند که یک چیزی مدرکی علیه قالیباف پیدا و منتشر کن. به آقای رحیمی گفتم : من که مدار کم رو است بیائید ببرید، ولی اگر مصلحت باشد تمام کارهای تو و امثال تو را رو می کنم.
کردان به خاطر کاری که کرده بود، حتی بچه اش و زنش هم نمی خواستن ببینندش
این هوشنگ امیراحمدی که یک شخص کثیفی است به دستور آقا ممنوع الورود شده در دولت اخیر، 5 بار با آقای احمدی نژاد دیدار داشته است! برای اینکه با ذلت با امریکا مذاکره کنیم... اینهایی که گفته می شود شعار مبارزه و مخالفت با آمریکا همش کذب و دروغگویی هست.
اگر من بیایم از دزدی هایی که در شهرداری آقای احمدی نژاد شده بگویم که ... از کارچاق کن هایی که آقای احمدی نژاد داشته والان اون کارچاق کن شده استاندار ایشان!
اگر نبود دفاع های مقام معظم رهبری از دولت، تاحالا بارها مجلس هشتم طرح عدم کفایتی احمدی نژاد را وسط اورده بود.
نباید حمایت های رهبری از دولت احمدی نژاد را به حساب قوی بودن دولت ایشان بگذاریم بلکه باید به حساب ضعف ایشان بگذاریم.
اگه این سخنانم دروغ باشد همین جا بخوابانینم و ۸۰ ضربه شلاق بزنید ولی اگه راست گفته باشم نامرده کسی که عزلش نکنه!
اگر روزی قرار باشد این مسائل را بگویم، همه ی این مسائل را با صراحت کامل می گویم.
در چند روز اخیر موج جدیدی در رسانه های حامی دولت علیه برخی از افراد ذینفوذ و موثر کشور شکل گرفته است که در آن افرادی چون لاریجانی و توکلی بعنوان سیبل، آماج بدترین حملات و غیر اخلاقی ترین عبارات قرار گرفته اند.

در این موج، مدارک تحصیلی این افراد بر اساس برخی شواهد ذهنی و دستمایه قرار دادن اشکالات غیرمستند زیر سوال رفته است. مشابهت و تبعیت صحنه گردانان این موج از رویه توکلی به هنگام جعلی خواندن مدارک تحصیلی کردان و شکل گیری کردانیسم بخوبی از یک پاتک رسانه ای خبر می دهد.
جدا از صحت و سقم موضوع، پاسخ به چند پرسش اصلی و اساسی ضروری است و آن اینکه چرا حامیان دولت الان اقدام به چنین افشاگری کرده اند و چرا این اشخاص را برای پیشبرد کارشان برگزیده اند و مهمتر از همه چرا اینگونه کلید کار را زده اند؟!
پاسخ به سوال اول را می توان در سوء استفاده این گروه از حساسیت بالای مردم به اینگونه مسائل بعد از ماجرای کردان و رحیمی جستجو کرد و از سوی دیگر آن را ناشی از سطحی ترین برداشت طراحان میتوان دانست که بر این باورند فضای قابل تنفسی را به زعم خود در این آلوده بازار می توانند برای پوشش وخنثی کردن دولتمردانی چون کردان و رحیمی می توانند فراهم سازند.
مهمترین موضوع در این میان بحث گزینه های انتخاب شده توسط این جریان است. لاریجانی و توکلی به عنوان سردمداران جریان اصولگرایی در مجلس توانستند در چند سال اخیر خط مشی کاملاً مستقل و در بیشتر اوقات در مخالفت با زیاده خواهی دولت اتخاذ کنند.
به نظر می رسد در آستانه معرفی وزرای کابینه دهم به مجلس و بروز برخی مخالفت های جدی و ارسال سیگنالهای انتقادی از سوی نمایندگان مجلس و طرح شائبه هایی در خصوص تلاش دولت در معرفی افراد ضعیف به مجلس ،حامیان دولت بر آن شده اند تا با انتخاب سر حلقه ها و افراد شاخص و اصلی در مجلس هرگونه مخالفت احتمالی با وزرای کابینه را هدف قرار داده و بالا بردن هزینه های اجتماعی و سیاسی آنها اینگونه افراد را به محاق فرو برند و فرصت و قدرت مانور در صحن علنی مجلس را به جهت تاثیرگذاری آنها بر طیف اصلی مجلس کاهش دهند.
اما در دیگر سو علتی عمیق از حس حمایت بی شائبه از دولت پشت سرانتشار چنین خبرهایی است و آن اینکه برخی رسانه ها و پایگاههای خبری حامی دولت که از روزهای آغازین انتخاب دکتر احمدی نژاد مورد غضب قرار گرفته اند، با این دستاویز در صدد برگرداندن روزهای رویایی قدرت و سیطره خود بر اغلب پایگاههای خبری و مراکز اطلاع رسانی دولت هستند که این روزها چون ماهی در حال لغزیدن از دستان آنها است.
موضوع دیگر اینکه کم اطلاعی و متأسفانه بی سوادی برخی رسانه ها در انعکاس این اخبار سبب شد تا عدم آشنایی آنها به چگونگی کسب مدارج عالی علمی در خارج و حتی داخل کشور زمینه ساز شبهه و توهم نسبت به برخی سیاسیون شود.
هرچند تخلفات احتمالی صورت گرفته از هر کس و در هر مقام و موقعیتی پذیرفته نیست اما تا که گوید و چه گوید و چرا گوید و چه خواهد؟
مضاف بر اینکه شخصیت های اصلی پشت این رسانه ها که آهنگ وداع آنان از دولت به صدا در آمده نیز پرونده شفافی در هیات علمی شدن و دکترا گرفتن و استادی دانشگاه اخذ کردن ندارند. پایگاه خبری تحلیلی جهان، نه به عنوان طرفدار توکلی و لاریجانی بلکه به عنوان رسانه متعلق به جریان اصولگرایی اصیل آماده است تا به افشاگری درباره برخی مسائل پشت پرده بپردازد...
پاسخ تند دکتر علی مطهری به شریعتمداری
در پی درج مقالهای در روزنامه کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، وی در نامهای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.
در توضیحی که دکتر مطهری برای «تابناک» فرستاده شده، آمده است:
توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه ۱۹/۵/۸۸ درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانههای خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار میدهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار میکند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان:
آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقالهای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلمهایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانتهایی که به شخص اینجانب شده بود در میگذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان مینویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، میدانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده میشود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه میکند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج میشود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستیهای حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار میرود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستیهای خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاهها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقالههایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ میشود روشن میشود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامههای دیگری که خود را اصولگرا نامیدهاند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه میپردازد و با مذاق توجیهگر آنها سازگار نیست درج نمیکنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمیکنیم، شما هم حق ندارید به روزنامههای دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد میکنیم.
اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش میچربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابانها کرد و زمینه آشوبها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینهساز آشوبها به شکل دیگر بود.
پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله میتوانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکستهاند، تحویل خانوادهاش دادند؛ خانوادهای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است! ...
«ضرورت حفظ اصلاح طلبان قانون گرا در صحنه سیاست»
وجود آلترناتیو یا بدیل و جایگزین جناح حاکم از ضرورتهای حفظ حق انتخاب شهروندان است. در این مقام توجه به نکاتی چند ضروری به نظر میرسد:
1- جناح منتفد در بستر زمان و با صرف هزینههای اجتماعی موصوف به صفت جایگزین و الترناتیو بودن میشود. این گروه سیاسی با اعلام مواضع انتقادی به هنگام، سعی مینماید تمامی کسانی که از قدرت حاکم دچار نارضایتی میشوند را در زیر چتر خودش جمع نمایند و طبعا با پذیرش مشارکت سیاسی در چهارچوب قانون طیف ناراضی از قدرت را به رفتار قانونمدارانه و حفظ آمادگی جهت حضور پرقدرت در عرصه سیاسی دعوت مینماید. لذا از یک طرف حاکمیت میبایست امکان حضور نیروی جایگزین از طریق انتخابات را در سلسله مراتب قدرت فراهم آورد و از طرف دیگر منتقدین جناح حاکم از هرگونه رفتاری که موجب سلب مشروعیت ایشان و تبدیل شدن ایشان به اپوزیسیون شود خودداری نمایند. طبعا وهن و بیاعتنایی به قانون با مشارکت در چهارچوب قانون سازگار نیست و هیچ حاکمیتی اجازه مشارکت قانونی به کسانی که قانون را زیر پا میگذارند نمیدهد.
2- هر گاه قدرت انتخاب مردم توسط حاکمیت محدود شود به این معنی که مردم نتوانند در چهارچوب انتخابات به خواست خویش مبنی بر نفی دولت و یا کسب اکثریت مجلس به روند جدیدی که دارای دیدگاه متفاوت از قدرت حاکم است دست یابند، با سرخوردگی از حاکمیت سعی مینمایند از طرق غیردموکراتیک فکر و اندیشه متفاوت را حاکم نمایند. در واقع، تنگ شدن دایره بدیل قانونی مساوی است با گسترش اپوزیسیون غیر قانونی. از طرف دیگر نخبگانی که از طریق قانونی قادر به مشارکت در قدرت نیستند در چشم دستهای از مردم به سمت شاخص شدن و اسطورگی میروند و در حقیقت چون بر سریر قدرت نمیتوانند نشست ضعف و تواناییشان شناخته نمیشود و آرام آرام جایگاه ایشان به سطح منجی ارتقا مییابد. نقطه قوت دمکراسی همین است که با تضمین حق انتخاب در حقیقت بقا حکومت مردمسالار را تضمین مینماید؛ چرا که مردم همیشه راه انتخاب بدیل و جایگزین را در قبال حزب حاکم باز میبینند پس دلیلی برای خروج از قواعد حاکم بر نظام سیاسی برای رسیدن به خواست عمومی نمییابند.
3- نبود سابقه طولانی در امر انتخاب در کشور ما موجب شده انتخابکنندگان پس از انتخاب، عواقب و آثار سو احتمالی ناشی از عملکرد منتخب را به دوش دیگر عناصر قدرت میاندازند در حقیقت باور ندارند که خود در تصمیمسازی موثر بودهاند و این امر موجب میشود انتخاب کنندگان قدرت حاکم کمتر به سراغ واقعگرایی و یافتن علل بروز آثار سوء عملکرد جناح حاکم که بعضا اجتنابناپذیر است بروند و به صورت فعال به حمایت از فرد منتخب بپردازند باز همین امر موجب میشود که مردم بیشتر با دید سلبی به سراغ انتخابات بروند بدین معنی که میگوید رای میدهم به فلانی تا فلانی رای نیاورد چنانچه در انتخابات اخیر هم تحلیلی میگوید جناب دکتر احمدینژاد با توجه به دید منفیای که عموم مردم نسبت به اشرافیت حاکم در دوره آقای هاشمی رفسنجانی داشتند فضای انتخابات فعلی را دو قطبی کرد تا برای پیشگیری از حضور مجدد اطرافیان جناب هاشمی و برای نفی مجدد منش فوق به ایشان رای دهند.
4- حال اگر بپذیریم احتمالا در آیندهای نه چندان دور چنانچه سیکل هشت ساله انتقال قدرت در کشور ما حکایت مینماید مردم به دنبال جایگزین با مبانی متفاوت برای جناح حاکم میگردند و باز اگر قبول کنیم که تضمین حیات و بقا مردم سالاری در گرو به رسمیت شناختن واقعی حق انتخاب مردم با خصوصیات فوق است، به این نتیجه میرسیم که برای پیشگیری از تولد اپوزیسیونی قدرتمند که در چشم مردم و نخبگان جناح خاص الترناتیو قدرت حاکم محسوب میشود، میبایست با مدارا سعی نماییم جناح اصلاحطلب را به تمکین نسبت به قانون و فعالیت در چهارچوب قانون والبته با فراهم آوردن زمینه مناسب جهت مشارکت فعال سیاسی این طیف فرا بخوانیم. دراین زمینه تاسف آور است که عدهای شادیکنان هلهله خروج طیفی از نیروهای سیاسی را از صحنه قانونی دنبال میکنند غافل از اینکه حذف بدیل واقعی جناح حاکم، زمینه را برای جستجوی بدیل در چهارچوبهای غیر قانونی نظیر همان انقلاب مخملین فراهم میسازد. حال آنکه طیف اصلاح طلب اگر چه دچار وهم و اشتباهات فاحشی در انتخابات اخیر گردید و برخی از آنان مردود شدهاند، اما بسیاری از آنان سوابق روشنی پیش و پس از انقلاب در حمایت از مبانی نظام دارند و خطرناکتر آنجاست که با حذف چهرههای فوق میدان برای موج سوارانی که به غیر از قدرت به چیزی نمیاندیشند بازمی شود. /نویسنده: حائری شیرازی - الف/
ولادت مسعود حضرت صاحب الزمان(عج) مبارک

نظــر بدهید: مهم ترین توقعات شما از دولت دهم چیست؟
احمدینژاد سوگند ياد كرد خود را وقف خدمت به مردم و اعتلای كشور كند
دکتر محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري صبح چهارشنبه چهاردم مردادماه ۱۳۸۸ در خانه ملت و در برابر نمايندگان مردم در مجلس، رييس قوه قضاييه و اعضاي شوراي نگهبان آيين تحليف را به جاي آورد و متن سوگندنامه را امضا كرد.

به گزارش ايرنا، رييس جمهوري در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال قسم ياد كرد تا پاسدار مذهب رسمي، نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشد و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه برعهده گرفته، به كار گيرد و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازد و از هذگونه خودكامگي بپرهيزد و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است حمايت كند.
متن سوگندنامه رییس جمهور ایران:
بسم الله الرحمن الرحيم
من به عنوان رييس جمهور در پيشگاه قرآن كريم و در برابر ملت ايران به خداوند قادر متعال سوگند ياد ميكنم كه پاسدار مذهب رسمي و نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي كشور باشم و همه استعداد و صلاحيت خويش را در راه ايفاي مسووليتهايي كه بر عهده گرفته ام، به كار گيرم و خود را وقف خدمت به مردم و اعتلاي كشور، ترويج دين و اخلاق ، پشتيباني از حق و گسترش عدالت سازم و از هرگونه خودكامگي بپرهيزم و از آزادي و حرمت اشخاص و حقوقي كه قانون اساسي براي ملت شناخته است ،حمايت كنم . در حراست از مرزها و استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي كشور از هيچ اقدامي دريغ نورزم و با استعانت از خداوند و پيروي از پيامبر اسلام و ائمه اطهار عليهم السلام قدرتي را كه ملت به عنوان امانتي مقدس به من سپرده است همچون اميني پارسا و فداكار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از خود بسپارم.
مطالب مرتبط:
رهبر معظم انقلاب اسلامی حكم دومين دوره رياستجمهوری محمود احمدینژاد را تنفيذ كردند.

به گزارش فارس، در اين مراسم كه صبح دوشنبه دوازدهم مردادماه 1388 در حسينيه امام خميني (ره) برگزار شد، علاوه بر سران قوا، مقامات لشكري و كشوري نيز حضور داشتند.
در ابتداي اين مراسم صادق محصولي وزير كشور گزارشي از روند برگزاري انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ارائه داد.
سپس حكم تنفيذ احمدي نژاد از سوي محمدي گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري قرائت شد.
پس از قرائت متن حكم تنفيذ رياستجمهوري محمود احمدينژاد، اين حكم از سوي رهبر معظم انقلاب به وي اهدا شد و بدين ترتيب احمدينژاد در دومين دوره رياستجمهوري خود، در دولت دهم فعاليت رسمي خود را آغاز كرد.
متن حکم تنفیذ رییس جمهور محمود احمدی نژاد:
بسماللَّهالرّحمنالرّحيم
خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسهى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشتهاند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانهاى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى سالهى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستىها و كجىها از آن در دل ميپروراند.
اين همه از رحمت و فضل خداوند حكيم و قدير است كه اين بندهى بيقدر و ناتوان و همهى دلهاى متذكر و خاشع، بايد آن را قدر بشناسيم و جبههى شكر بر آستان منعم محبوب بسائيم.
رأى قاطع و بىسابقهى مردم به رئيسجمهور منتخب و محترم، رأى به ويژگىهائى است كه كارنامهى چهارسالهى دولت نهم بدانها زينت يافته است و سمت و سوى گرايشهاى اكثريتِ بىچون و چراى ملت را آشكار ميسازد. اين، رأى به گفتمان پربركت و عزتمدار انقلاب اسلامى است؛ رأى به استكبارستيزى و ايستادگى شجاعانه در برابر سلطهطلبان بينالمللى است؛ رأى به مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و مبارزه با اشرافيگرى است؛ رأى به سادهزيستى و نزديكى با مردم و غمگسارى از ضعيفان و مستضعفان است؛ رأى به كار و تلاشِ بىوقفه و خستگىناپذير است.
اينها بخشهاى مهمى است از آنچه ملت ايران از منتخبان خود مطالبه ميكند و هر گاه كسى را با اين سمت و سو بشناسد، به او دل ميبندد و با بهرهگيرى از موهبت آزادى كه هديهى انقلاب اسلامى به اين ملت است، او را بر كرسى مسئوليت و مديريت مينشاند.
اينجانب در آستانهى زادروز فرخندهى نجاتبخش بشريت، ولىّ اعظم خدا و امام صالحان حضرت حجةبنالحسن روحى فداه و عجّل اللَّه فرجه، اين عيد بزرگ را گرامى داشته و انتخاب جناب آقاى دكتر محمود احمدىنژاد را در دهمين انتخابات رياست جمهورى تبريك ميگويم و به پيروى از ملت بزرگوار ايران، رأى آنان را تنفيذ و اين مرد شجاع و سختكوش و هوشمند را به رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب ميكنم. و براى ايشان و همكارانشان توفيق خدمتگزارى به مردم؛ و تلاش در راه اِعلاء كلمهى اسلام؛ و اقدامات بزرگ و ماندگار و شايستهى ملت و كشور عزيز؛ و حركت كوشنده به سوى پيشرفت و عدالت، از خداوند متعال مسئلت ميكنم. و بديهى است كه رأى مردم و تنفيذ اينجانب تا هنگامى است كه ايشان بر اين صراط قويم پايدار باشند.
در پايان با تجليل و تكريمِ نام و ياد امام بزرگوار و شهيدان عالىمقام كه ملت ما موفقيتهاى بزرگ خود را به آنان مديون است، علو درجات و شمول رحمت الهى بر ارواح طيبهى آنان را از خداوند متعال مسئلت ميكنم.
والسلام على عباداللَّه الصالحين
سيّد على خامنهاى
12/5/1388
مطالب مرتبط:
آدرسی کوتاه؛ جهت دسترسی آسان تر به این وبلاگ: www.ahmadinejad.dil.ir
در حالي كه هر لحظه به زمان تنفيذ حكم رياست جمهوري نزديك مي شويم اما همچنان ماجراي مشائي و چندين اقدام هيجاني دكتر احمدي نژاد محل اشكال و ابهام دوست داران و طرفداران دولت منتخب قرار گرفته است.
چرا كه اين ما را عقيده بر اينست كه احمدي نژاد آن طور كه بايد و شايد در اجراي اين حكم ولايي به موقع و با بهترین ابزار و روش ها وارد عمل نشده است.
اين اعتراض كه بايد آن را انكار ناشدني و غير قابل خدشه دانست هر چند وارد است و ما نيز در صف اول منتقدان به رئيس جمهور محترم بود كه چرا و به چه دليل فضايي اين چنين را در اذهان هواداران و دلسوزان انقلاب پديد آورد اما حواشي غليظ تر از متني نيز وجود دارد كه در صورت بي توجهي به آنها و صدور نتيجه قضاوت نهايي، يقينا اجحاف بزرگي در حق احمدي نژاد و آرمان هاي مود اعتماد وي صورت گرفته است.
دكتر احمدي نژاد تنها كسي بود – حتي از ميان مدعيان و پدرسالاران انقلاب – كه داعيه اصلي خود را بر احياي تفكر راستين امام كه همان مباني اصیل اسلام باشد قرار داد و به همين علت، در زماني كه همگان با تكيه بر طبل هاي توخالي روشنفكري و غرب زدگي، الفاظ و تعابير برآمده از تساهل و تسامح را به گوش مردم مي رساندند و فضاي فكري و ذهني جامعه را به مسيري مخالف با اهداف انقلاب سوق داده بودند، گرماي حضور مرد گرمساري شهرداري تهران در كابينه نهم بود كه درخت نيمه خشك شده انقلاب را جاني دوباره بخشيد.
فراموش نخواهيم كرد كه در طي اين چهار سال احمدي نژاد در مقايسه با دوره هاي گذشته كه آنها را بايد دوران كپي برداري بي چون و چرا از غرب دانست ، همواره مورد اعتراض بود كه چرا نظام را دچار پس رفت و عقب گرد تئوريك مي كند؟ همواره بر وي تاختند كه بايد افق رو به جلوي جهاني معيار و ملاك پيشرفت باشد نه ارزش هايي كه خورده خاك هاي سي ساله نشسته بر دوشش ، هم اكنون به تلي از خاك سياه فراموشي مبدل شده است.
از منظر اين افراد احمدي نژاد آينده را در گذشته جستجو مي كرد و براي فردايش، توشه اي از ديروز مهيا كرده بود.
آری اين چنين است. احمدي نژاد همواره مسير خود را با راه رفته بنيان گذار انقلاب و سربازان خونين جامه اش تطبيق داد. هر چند لغزش و خيزش، همواره در طي اين چهار سال در اين طي طريق مشاهده شده است اما تقيد احمدي نژاد به حركت هارمونيك با خواسته ها و چشم اندازهاي امام همواره به دولت نهم و اعضاي آن توفيقاتي را عطا كرده كه در مقايسه با لغزش ها و خطاهايش، كفه سنگيني را به خود اختصاص نمي دهد.
حال رئيس دولتي كه آمد تا به گفته خودش، تير دشمنان وي را هدف قرار دهد نه رهبري را، در يكي از حساس ترين زمان ها و در ايامي كه بدخواهان حماسه اي بزرگ را در حد يك فاجعه به چالش كشيده بودند، لغزشي نابخشودني در به كار گيري افراد نالايق و تعلل در فرامين سكان دار انقلاب تمام طرفداران و دلسوزان نظام و انقلاب را دل شكسته و رنجور كرد.
رنجش خاطري كه در تمامي ابعاد جامعه و با تمام توان به انعكاس آن پرداخته شده و احمدي نژاد در برابر نقدهايي جدي و خشن سر را به زير افكنده و از پاسخ گويي عاجز ماند.
اما بنا به اظهارات رئیس جمهور، وی در اين واقعه دردناك، در صدد به كار بستن چيزي جز خواست اصلي رهبري نبوده است! اما شرايط و اوضاع ناهمگون صحنه سياسي كشور سبب شد تا نتواند آنچنان که باید عمل کند!
با اين حال، در حالي كه كم كاري رئيس جمهور محترم در اجابت سريع دستور رهبر معظم انقلاب هيچ گاه فراموش نخواهد شد، اما بر خلاف آنچه خواست و نهايت مطالبه مخالفان داخلی و خارجی نظام است احمدي نژاد نشان داده و خواهد داد كه بسان گذشته و حتي پررنگ تر از آن خدمت گزاري از خدمت گزاران ولايت است كه تمام هم خود را به جامه عمل پوشانيدن به منويات رهبري به كار بسته است.
اين، مطلبي است كه احمدي نژاد خود پس از ماجراي مشائي در چندين جا به صراحت بيان كرده و از اينكه حساب و كتاب هاي وي براي اجراي هر چه بهتر دستور رهبري با عامليت برخي مسائل بيروني چنين جوي را پديد آورده به شدت اظهار نارضايتي كرده و آينده را بهترين فرصت براي پاسخ به اين بدخواهي ها و تخيلات تفرقه افكنانه دانسته است.
به همين خاطر، باید به مانند ميليون ها نفر باز هم اين فرصت طلايي را در جريان برنامه ها و اهداف عالي دولت نهم دنبال کنیم و تا بدانجا كه اين خط و اين برنامه ها در حال تحقق و اجراست به ياري و مساعدت آن بپردازیم. /جهان نیوز/
اخبار مرتبط:
نتایج کامل نظرسنجی وبلاگ:

شاید اگر تفسیرها، تحلیلها و توجیههای متعصبانه بعضی افراد در دفاع از عملکرد آقای احمدینژاد در ماجراهای اخیر نبود، هرگز این مطلب را نمینوشتم، اما با توجه به همین تفسیرها و تحلیلهای توجیه کنندهی بعضی دوستان و ادامه تصمیمات اشتباه و جنجالی احمدی نژاد ناگزیر به نوشتن هستم.
همه ما بخوبی میدانیم که حوادث روزهای اخیر از وقتی آغاز شد که رییسجمهور محترم، اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان معاون اول خود برگزید. با توجه به حساسیتهایی که در 4 سال گذشته در خصوص آقای مشایی وجود داشت، طبیعی بود که این انتخاب با واکنشهایی روبرو شود. واکنشهایی نه از سوی مخالفان احمدینژاد، که از سوی دوستان، حامیان و طرفداران وی.
ممکن است افرادی اعتقاد داشته باشند که چنین اعتراضهایی مقابل حق طبیعی رییسجمهور در انتخاب معاونان و همکاران خود، نوعی زیادهخواهی، سهمخواهی و دخالت در کار دولت باشد، اما این اتهام تنها در صورتی قابل قبول است که ما عضو جناحی سیاسی باشیم و حقیقتا به دنبال سهمخواهی از دولت آینده کشور باشیم، اما بخش زیادی از معترضان را دانشجویان، طلاب و حامیان عادی احمدینژاد تشکیل میدهند، نه احزاب و جناحهای سیاسی. همان حامیانی که رهبر انقلاب در نامهی خود به احمدینژاد، ناراحتی و سرخوردگی آنها را به وی گوشزد کرد و از او خواست که بخاطر جلوگیری از ناراحتی آنها، در تصمیم خود تجدید نظر کند.
نکته بعدی اینست که ببینیم معترضان و منتقدان چرا با انتخاب آقای مشایی مخالف بودند؟ ما با آقای مشایی دعوای شخصی و خصوصی نداریم، همه حرف ما درباره جایگاهی است که به وی سپرده شده بود. حرف ما اینست که با توجه به تفکرات و عقاید آقای مشایی، تصدی چنین پستی برای او نمیتواند قابل قبول باشد.
اختلاف ما با آقای مشایی بر سر مسائلی ساده و ناشی از تبلیغات رسانه ای و حسادت ما نیست. واقعیت اینست که در 4 سال گذشته سخنان و مواضعی از آقای مشایی دیده و شنیده شده است که به هیچ وجه نمیتوان از آن دفاع کرد. اگر دو یا سه سال پیش، مواضع وی را ناشی از اشتباهات او در سخنرانیها می دانستیم، امروز دیگر برای ما مشخص شده که رحیم مشایی با اعتقاد تمام به افکار خود به دنبال مسائلی است که برای ما قابل قبول نیست. فراموش نکنیم اگر بخشی از اقدامات انجام شده و در دست اقدام آقای مشایی، در دولتهای قبلی صورت میگرفت، قطعا با برخورد خشن و قهرآمیز بعضی آدمها مواجه میشد!
... عدهای از حامیان آقای رییسجمهور به ما اعتراض میکنند که مسالهی کوچکی را بیجهت بزرگ کردهایم و اسیر جو رسانهای مخالفان احمدینژاد شدهایم و در این بازی رسانهای فریب خورده و زود قضاوت کردهایم. این دوستان همچنین به سخنان چند روز پیش مقام معظم رهبری استناد میکنند و به ما ایراد میگیرند که منصفانه قضاوت نمی کنیم!
من فکر میکنم این افراد یا دارند صورت مساله را پاک میکنند و یا اینکه هنوز متوجه اصل قضیه نشدهاند. در اینکه ما باید مطابق نصایح رهبری در انتقاد از دولت منصف باشیم شکی نیست، اما این دلیل نمیشود که خودمان را گول بزنیم و مساله اصلی را فراموش کنیم. ماجراهای اخیر از روز سخنرانی رهبری آغاز نشده، بلکه با اقدام آقای احمدینژاد و انتخاب مشایی شروع شده است. ضمنا این سیاست همیشگی رهبر انقلاب بوده است که افراد را هیچگاه از خود و نظام طرد نکند، اما این مساله منافاتی ندارد با این که ما زیرک و هوشیار باشیم و بدانیم در اطراف ما چه اتفاقاتی دارد می افتد! همه حرف ما این است که چرا در اجرای حکم رهبری تا این حد کوتاهی شد؟
جالب اینجاست که بعضیها، تا چند روز پیش، اصل وجود چنین نامهای را هم تکذیب میکردند. بعد اعتراض کردند چرا چنین نامهای باید محرمانه باشد؟! بعد ایراد گرفتند که چرا ابوترابی و توکلی آنرا علنی کردهاند؟ سپس آنرا جنگ تبلیغاتی مخالفان رییسجمهور دانستند. آقای مشایی هم دقیقا در همین روزها، مخالفت مخالفان خود را ناشی از حسادت آنها اعلام کرد! در کنار اینها، برخورد آقای احمدینژاد هم همچنان بیاعتنایی به نامهی رهبری بود، آنهم نه بیاعتنایی همراه با سکوت، بلکه با حمایت و تاکید مجدد بر شایستگیهای آقای مشایی!
به هرحال پس از گذشت حدودا یک هفته، نامهی رهبر انقلاب منتشر شد، آنهایی که تا دیروز چنین نامهای را موهوم میدانستند، با دیدن آن، منتظر اقدام سریع آقای احمدینژاد شدند، اما آقای رییسجمهور نه تنها مشایی را برکنار نکرد، بلکه در اقدامی قابل تامل، رونوشت استعفای مشایی را به همراه نامهای عجیب به دفتر رهبری ارسال کرد!
میشود با خیال راحت نشست و همه این مسائل را از ابتدای آن تا پایان توجیه و تفسیر کرد. مثلا میتوان مثل برخی آدمهای متوهم ادعا کرد که همه این ماجراها جنگ زرگری است و یا اینکه بگوییم احمدینژاد میخواهد حواس همه دشمنان را از رهبری به سمت خود جلب کند! و یا اینکه قصد دارد اذهان عمومی را از مسائل انتخاباتی به سمت دیگری سوق دهد. ما حتی می توانیم نامه رهبری را هم توجیه کنیم و بدون در نظر گرفتن عبارت «لازم است» در پایان آن، ادعا کنیم که حکمی در کار نبوده! اصلا میشود همه این اتفاقات را فراموش کنیم و بخشهایی از سخنان رهبری را به نفع خودمان مصادره کنیم و دهان و دندان منتقدان را درهم بکوبیم که شما بیانصافید! هیچ اشکالی ندارد، اما ما چنین توجیهاتی را نمیپذیریم. حرف من و شاید بسیاری دیگر از دوستان من اینست:
1- ما از جنس آدمهایی نیستیم که پروندهی آنها در زمینه اطاعت از رهبری کاملا مشخص و سنگین است. ما از جنس سایت آینده هم نیستیم که دقیقا بعضی روزها ولایتی میشود! ما حتی از جنس آن آدمها هم نیستیم که به راحتی از کنار برخی نامههای سرگشاده عبور میکنند اما با دیدن نامههای احمدینژاد، ذوب در ولایت میشوند!
2- کسی نمیتواند ما را به تندروی، شتابزدگی و «فریب خوردن» متهم کند و ما را به رسانههای مخالفان احمدینژاد نسبت بدهد؛ ما در روزهایی از آقای احمدینژاد حمایت کردیم که بسیاری از افراد و رسانهها علیه او بودند.
3- اگر تا پیش از این، خیال آقای احمدینژاد از بابت پایگاه اجتماعی، محبوبیت مردمی و نفوذ کلام منتقدان و مخالفان خود در بین مردم عادی جامعه راحت بود، این بار نباید راحت باشد. ما آدمهای سیاسی و جناحی و وکیل و وزیر و مسئول مملکتی نیستیم که بخاطر ترس از دست دادن جایگاه خود نتوانیم با مردم صحبت کنیم، ما همان آدمهایی هستیم که در روزها و شبهای انتخابات با مردم و در میان مردم بودیم!
4- ما به دنبال اثبات تقابل احمدی نژاد با رهبری نیستیم و چنین ادعایی هم نداریم و آنرا به مصلحت نظام و احمدی نژاد نمیدانیم. اما ادعای برخی دوستان را هم قبول نداریم که چشم و گوش بسته میگویند «مگر میشود احمدینژاد ولایتی نباشد؟!» معنای ولایتمداری تاخیر چند روزه در برابر حکم رهبری نیست. معنای ولایتمداری، بوسیدن دست رهبری هم نیست، ولایتمداری آقایان را باید در لحظات حساس ببینیم نه در شرایط عادی!
5- ما با اطاعت از فرامین رهبر انقلاب جانب انصاف را در نقد دولت در پیش گرفتهایم. قطعا اگر دستورات و نصایح چند روز پیش رهبری نبود، ما و دوستانمان برنامههایی برای رساندن صدای اعتراض خود به گوش آقای احمدینژاد داشتیم!
6- بهتر است برای رعایت انصاف، سخنان مقام معظم رهبری را با همه جوانب آن، ملاک و معیار خود قرار بدهیم. مخصوصا توصیهها و دستورات اکید رهبری به دولت و شخص رییسجمهور که متاسفانه گاهی با بیتفاوتی روبرو شده است! مواردی وجود دارد که اگر لازم شد، در فرصت های بعدی خواهم نوشت.
مرتبـــط:
مشهد بودم؛ تنها ساعتي از بامداد 26 تير گذشته بود كه خبر دادند مشايي معاون اول شده است. تا اذان صبح به دوستان زنگ زدم و اين پيشآمد ناگوار را تسليت گفتم.
با توجه به روحيه اي كه از احمدينژاد سراغ داشتم، ميدانستم كه از تصميمش عقبنشيني نميكند.
بعد ازماجراي الحاق سازمان حج و زيارت به گزدشگري و مخالفت صريح رهبري با اين اقدام مشايي و احمدينژاد، به صورت خصوصي با احمدينژاد صحبت كرده و گلايه شديد بچههاي حزباللهي را به او منتقل كرده بودم، اما پاسخ داد كه: "اينها القائات شيطاني است!"
با تكبر مشايي هم به خوبي آشنا بودم و ميدانستم كنار نميرود. چون به او هم چند روز بعد از انتخابات گفته بودم كه نبايد در دولت دهم باشي و با پوزخند پاسخ داده بود: "جاي من محكم است!"
قبلا هم در مورد ماجراي دوست ناميدن اسرائيليها، قبل از آنكه اعتراضات بالا بگيرد، مشايي را كنار كشيده بودم و گفته بودم كه اين حرفت اشتباه است و نيروهاي حزباللهي بسيار گلايهمند هستند، اما با داد و هوار پاسخ داده بود: "به خاطر چند نفر كه نميشود مملكت را تعطيل كرد!"
حالا در جريان معاون اول شدن مشايي، همه به شدت ناراحت بودند، اكثر خواص حامي احمدينژاد نگران و ناراحت بودند، حتي خود اعضاي هيئت دولت …
عدم توجه احمدينژاد به همه نگرانيهاي دلسوزانه، كار را به "آقا" رساند و آقا هم دستور دادند كه مشايي بايد برود اما آنچه نبايد اتفاق مي افتاد، اتفاق افتاد …
ماجراي اين روزهاي مشايي و احمدينژاد و عدم تمكين احمدينژاد به دستور رهبري و لحن نامههاي احمدينژاد و مشايي نكات و تحليلهاي فراواني دارد كه زياد به آنها پرداخته شده و ميشود و من نمي خواهم به آن نكات بپردازم، خلاصه حرفمان اين است كه …
ما هرچه داريم از ولايت و جانمان فداي "آقا"ست؛ حتي اصليترين علت حمايت ما از احمدينژاد هم به خاطر ولايتمداري او بود، چون بر خلاف خاتمي و هاشمي دست آقا را به نشانه ولايتمداري بوسيده بود؛ پس عدم اطاعت از رهبري و چنين لحني در مقابل وليفقيه زمان به هيچ وجه پذيرفتني نيست … كاش حداقل دست آقا را نميبوسيد تا انتظار ما از او به اندازه مقدار ولايتمداري روساي جمهور قبلي باقي ميماند …
ديگر به اختلاف نظرها در مورد اينكه واقعا مواضع و اقدامات مشايي خوب بوده يا بد، كاري ندارم اما نوع اقدامات و ادبيات احمدينژاد در نامهنگاريهايش به "آقا" و دهنكجي احمدينژاد به ارزشيهايي كه او را سركار آوردند، باعث شده كه نگاه من و ما به احمدينژاد ديگر آن نگاهي نباشد كه پيش از اين به او داشتيم …
در طول سالهاي گذشته چند بار عليه مشايي و اقدامات و اظهاراتش مطلب نوشته بودم اما اين بار عليرغم مخالفت شديد با اقدامات مشايي و حمايت بيجاي احمدينژاد، دستم به قلم نميرفت.
دستم به قلم نميرفت چون در اين مدت كوتاه بعد از انتخابات تلخيهاي زيادي به كاممان نشسته بود و تحمل تلخي روزافزون اين ماجرا را نداشتم…
اما حالا ديگر نوشتم چون تلخي نوشتن از خودخواهي احمدينژاد، قطعا كمتر از تلخي عدم فرمانبرداري از وليامر و وليفقيه زمان است … /حامد طالبی (خبرنگار فارس)/
اخبار مرتبط:
-
بيانيه 210 نماينده مجلس در تقدير از ولايت مداری محسنی اژه ای (دم محسنی و نماینده ها گرم!)
-
وزیر بهداشت: كابينه دولت دهم كارآمد و مورد اعتماد خواهد بود (صمیمانه امیدواریم)
وزیر اطلاعات برکنار شد، وزیر ارشاد استعفا داد !

رییس جمهور، طی اقدامی بسیار عجولانه و نسنجیده، غلامحسین محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و محمدحسین صفارهرندی وزیر ارشاد را در فاصله 8 روز تا پایان دوره نهم ریاست جمهوری برکنار کرد !!
البته ساعتی پس از آن، رییس جمهور متوجه شد با این کارش، دولت از رسمیت می افتد لذا برکناری صفارهرندی را پس گرفت! اما خود صفارهرندی استعفای خود را تقدیم رییس جمهور کرد ولی احمدی نژاد آنرا نپذیرفت تا فعالیت های دولت در این یک هفته مختل نشود!
علت برکناری این دو وزیر -همانطور که در خبرگزاری ها و صداوسیما اعلام شد و در گزارش واحد مرکزی خبر هم آمده است- اعتراض این دو به رییس جمهور بخاطر تاخیر زیاد در اجرای دستور انقلاب درمورد عزل مشایی بوده است! ابوترابی نماینده اصولگرای مجلس هم در همین باره گفت: برکناری وزیرانی که خواستار اجرای دستور رهبری بودند درست نبود... (آقای احمدی نژاد! متاسفم براتون!!)
اخبار مرتبط:
استعفای مشایی و مردودی احمدی نژاد
پس از گذشت یک هفته از دستور مقام معظم رهبری به رئیسجمهور در خصوص ضرورت برکناری آقای مشایی از معاون اولی رئیس جمهور و بی اعتنایی دکتر احمدی نژاد به دستور صریح رهبری، سرانجام مشایی شخصا با انتشار پیامی ولایت دوستانه(!) از این سمت کنارهگیری کرد تا منتی ابدی بر سر همگان بگذارد!

به گزارش مهر، متن اطلاعیه کناره گیری اسفندیار رحیم مشایی از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری به این شرح است: اینجانب بعد از دستور مقام معظم رهبری خود را معاون اول رئیس جمهور نمی دانم و به عنوان یک سرباز ولایی در هر کجا که بتوانم به مردم عزیز کشور خدمت خواهم کرد.
مشایی همچنین در نامه ای به احمدی نژاد، استعفای خود را اعلام داشت و رییس جمهور هم با آن موافقت کرد. احمدی نژاد همچنین در نامه ای به رهبر معظم انقلاب، از اجرای دستور ایشان مبنی بر کناره گیری مشایی(البته پس از یک هفته تعلل و مخالفت!) خبر داد... هرچند که وی باز هم دستور رهبری را عمل نکرده! چراکه رهبر دستور برکناری مشایی را داده بودند نه استعفا و موافقت با آن!
ماجرا به اینجا ختم نشد و رییس جمهور ساعاتی پس از پذیرش استعفای مشایی، در حکمی مشایی را به سمت رییس دفتر رییس جمهوری منصوب کرد تا خود رأیی خود را تکمیل کند و دهن کجی بزرگی به همه نشان دهد و صد البته میزان علاقه خود را به مشایی! (کاریکاتوری در همین مورد)
* * *
ولایت پذیری به ظاهر نیست
در فضایی که تمامی جریان های سیاسی موافق و مخالف کشور باتوجه به ابلاغ رهبر انقلاب منتظر عکس العمل سریع رئیس جمهور برای برکناری مشائی بودند تعلل و کندی احمدی نژاد ما را بر آن داشت تا نکاتی چند را برای رفع توهمات ناشی از آرای 24 میلیونی آقای احمدی نژاد به ایشان متذکر شویم.
آقای احمدی نژاد! به نظر می رسد که رای بالای مردم به شما و رکورد 24 میلیون پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم سرابی از موفقیت و اعتماد به نفس را برای شما مسجل کرده که با تکیه بر آن به خود اجازه می دهید تمامی اعتقادات و اعتماداتی را که پایه گذار پیروزی دوباره تان بوده است را به استهزا بگیرید. می ترسیم فراموش کرده باشید که همین مردم معتقد ولایت پذیر بودند که به رای دادند وگر نه مخالفانتان که شاهد عرض ارادتشان به شما در روزهای شلوغی وازدحام بودیم نه تنها از ضعف ونقص شما ناراحت نمی شوند که آن را تایید بر انتخاب نامزد محبوبشان می دانند.
ما را رو سیاه نکنید لطفا!
رئیس جمهور منتخب، اصل 110 قانون اساسی به عنوان محور قانونی اختیارات ولی فقیه و نیز اصول دینی و مذهبی ما که برداشتی نیابتی از اختیارات فقیه در زمان غیبت دارد به صراحت تکلیف ما و شما را در برابر دغدغه های علما به خصوص ولی فقیه روشن کرده است چه برسد به جایی که ولی امر دستوری قاطع و کتبی بسان آنچه در لزوم برکناری مشائی ازمشاغل حساس نوشته اند به رشته تحریر بیاورند.
هر چند شما خود را بی نیاز از وصیت و نصیحت می دانید اما باید به شما من باب (فذکر، ان الذکری تنفع المومنین) یادآور شویم که ولایت پذیری و ذوب در ولایتی که شما در سال های پس از استانداریتان در سخنرانی ها و مواضعتان یادآور می شدید و ما نیز به مانند مخاطبان معدود دیگر از شما و رهنمودهایتان استفاده می کردیم تنها به دست بوسی و احترام ظاهری نیست. این دیگر بدیهی ترین اصل ولایت پذیری است که؛
به عمل کار بر آید نه به حرف!
نکته آخری که باید با کمال تاسف به شما یادآور شویم اینکه ما و میلیون ها ایرانی دیگر که به شما رای دادند و حتی کسانی که فرد دیگری را مخاطب خواسته ها و مطالبات خود دیدند و به شما رای ندادند، رهبری را نه یک شخص و اصل قانونی بلکه رکن رکین انقلاب می دانیم و به فرموده امام پشتیبان آن شده ایم تا مملکت را از آسیب دشمنان حفظ کنیم و بر همین اساس، برادرانه به شما گوشزد می کنیم که همان گونه که با اعتماد ولایت پذیران روی کار آمدید و در انتظار تنفیذ حکمتان از سوی ولایت امر هستید به همان شکل نیز در صورت مردودیتان در این آزمون بزرگ و حساس شما را از ادامه تصدی جایگاهی که به عنوان معتمد مردم و ملت به دست آورده اید بازداشته و تمام توان خود را برای مخالفت با دولتی که رئیسش به خواست ولایت فقیه بی توجهی کرده به کار خواهیم بست. /منبع: جهان نیوز/
اخبار مرتبط :
>> مشاهده جدیدترین مطلب وبلاگ شخصی رییس جمهور
نتایج نظرسنجی وبلاگ: 69% شرکت کنندگان، با معاون اولی مشایی مخالفند
موجی از نارضایتی درپی انتصاب مشایی به سمت معاون اول رئیس جمهور
پس از اینکه دکتر احمدی نژاد برخی تغییرات در کابینه دولت دهم را اعلام کرد که مهمترین آن انتصاب اسفندیار رحیم مشائی به سمت معاون اولی رئیس جمهور بود، با هرکسی که صحبت می کردم -چه موافق دولت چه مخالف- از این اقدام راضی نبود. چراکه وی در دوران ریاست خود بر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، بارها با گفته ها و کارهای نسنجیده خود، مشکلات فراوانی را بوجود آورد و هزینه های مختلفی را متحمل کشور نمود. تا جایی که صدای اعتراض رهبر معظم انقلاب، مراجع عظام تقلید، نخبگان و مردم شریفمان را هم در آورد.

دامنه این اعتراضات تا حدی بود که اصلی ترین حامیان دکتر احمدی نژاد هم قبل از انتخابات تلویحا این وعده را داده بودند که احمدی نژاد در دولت دهم از مشایی استفاده نخواهد کرد. بعنوان مثال، علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس گفته بود: حمایت شخص من از احمدی نژاد جدی است اما از طرفی دیگر پس از انتخابات از جمله مطالباتی که از او داریم نبود عناصری چون رحیم مشایی در کنار اوست. وی در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه «چرا احمدی نژاد تا کنون با رحیم مشایی برخوردی نداشته» اظهار داشت: برخی از مطالبات چون نبود این عناصر در کنار احمدی نژاد را پس از برگزاری انتخابات دنبال خواهیم کرد.
با در نظر گرفتن همه این مسائل، انتظار داشتیم مشایی یا در کابینه دهم نباشد و یا حضوری کمرنگ تر داشته باشد؛ نه اینکه ارتقاء سمت هم بیابد و معاون اول رئیس جمهور شود!
«وبلاگ دوستداران و منتقدان دکتر احمدی نژاد» ضمن اعتراض شدید به این اقدام رییس جمهور، از دکتر احمدی نژاد خواستار است به این اعتراضات و انتقادات دلسوزانه ترتیب اثر دهد و قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف، مشایی را از سمت معاون اولی کنار بگذارد. شما بازدیدکنندگان محترم نیز می توانید از طریق این نظرسنجی و همچنین قسمت نظرات، موافقت یا مخالفت خود را با این اقدام رئیس جمهور اعلام کنید.
اخبار مرتبط :
تلاش مذبوحانه حامیان موسوی برای بالا بردن جنبه وی!
ما در تاریخ ۱۰ تیر، یک نظرسنجی راه انداختیم برای انتخاب باجنبه ترین سیاستمدار ایران... (بقیه اش را در ادامه مطلب بخوانید...)
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید
در پي سقوط هواپيماي مسافربري مسير تهران- ايروان و جان باختن تمامی ۱۶۸ سرنشین آن، رییس جمهور پيام تسليتي صادر كرد و به وزير راه و مسوولان ذيربط دستور داد در اسرع وقت علل وقوع اين حادثه را بررسي و گزارش آن را اعلام نمايند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن كامل پيام دکتر احمدی نژاد به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
سانحه تلخ و دلخراش سقوط هواپيماي مسافربري و درگذشت جمعي از هموطنان گرامي موجب تاثر شديد و اندوه فراوان شد.
اين حادثه جانسوز را به محضر بقيه الله الاعظم ارواحنا الفدا، رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي و خانواده محترم درگذشتگان و عموم مردم كشورمان تسليت مي گويم.
به وزير محترم راه و ساير مسوولان ذيربط ماموريت داده مي شود در اسرع وقت علل وقوع اين حادثه را دقيقا بررسي و گزارش لازم را به اينجانب و ملت شريف ايران اعلام نمايند.
از خداوند متعال براي كليه بازماندگان صبر جميل و براي جانباختگان علو درجات و رحمت و مغفرت الهي مسالت مي كنم.
محمود احمدي نژاد
رئيس جمهوري اسلامي ايران
88.4.24

پسرعمه ام توی تابستون کلاس جودو میره؛ میگفت امروز بعد از ظهر که رفته بودم باشگاه، دیدم نوشته "کلاس جودو تعطیل است" و خیلی ها هم نشستن دارن گریه میکنن... آخه مربیان و بازیکنان همین تیم نوجوانان جودو که توی این حادثه جانشون رو از دست دادن، توی کلاس پسرعمه ام هم مربیگری میکردن... روحشون شاد...
ما نیز به نوبه خود این مصیبت را به خانواده های عزادار و عموم ملت ایران تسلیت می گوییم و امیدواریم مسئولین، احساس مسئولیت بیشتری از خود نشان دهند.
نظــرسـنـجـی: بهترین وزیر دولت نهم کیست؟ (کلیک کنید)
حضرت امام خمینی(ره) : ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد. و دولت انقلابي و ارتش انقلابي و پاسداران انقلابي، هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند.
اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد.

من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم.
(صحیفه امام خمینی(ره) ج9 ص282)
میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های بی منطق و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.
ملت بزرگ ایران برای اولین بار در طول تاریخ انقلاب اسلامی، پدیده هایی را مشاهده کرد که تاکنون مشاهده نکرده بود. هر قدر مشارکت عمومی در یک انتخابات بالاتر باشد، باید جشن و شیرینی آن نیز گسترده تر باشد. اما میرحسین موسوی با رفتار و حرکت های خویش و بدون استدلال های حقوقی، مسیری را طی کرد که ثبت تاریخی آن برای آینده کشور و نظام می تواند الگویی انحرافی را نهادینه کند.

آنچه موسوی پس از انتخابات انجام داد، حتی برای برخی کسانی که به وی رأی داده بودند نیز غیر عادی و غیر قابل باور بود و کثیری از حامیان وی از رای خود پشیمان شدند.
میرحسین موسوی، بدعت هایی را بنیان نهاد که دل بسیاری از انقلابیون و مردم به واسطه آن جریحه دار شد، از جمله این بدعت ها می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1-عدم مراعات قواعد مردم سالاری
مردم سالاری یا دموکراسی ضوابطی دارد که به صورت قراردادی دو طرف مبارزه پذیرفته اند. میرحسین موسوی بعد از باخت، ریل حرکت خود را از مسیر قانون جدا کرد و به سمت التهاب اجتماعی پیش رفت و هیچ گونه استدلالی برای نحوه تقلب، با تفاوت 11 میلیون رأی ارائه نمی کند.
از یکی از راهپیمایان عصر 25 خرداد پرسیدم: سند شما مبنی بر تقلب چیست که اکنون به خیابان آمده اید؟ گفت من نمی دانم ما به گفته آقای موسوی اعتماد داریم، بنابراین میرحسین مسیر را برای چنین رفتاری در انتخابات آتی کشور باز کرد و رویه ای را ایجاد کرد که در حافظه ملت ماندگار خواهد شد. او ثابت کرد که می توان در وسط بازی، قواعد را عوض و یک طرفه اعلام پیروزی کرد.
2-عدم ارجاع مشکلات به مراجع قانونی و بی اعتبار دانستن آنها
میرحسین موسوی از اول مشی ای را دنبال می کرد که دولت، شورای نگهبان و مجریان را قبول ندارد. این مشی ابتدا به ساکن و قبل از انجام هر گونه تخلفی، قابل تأمل بود.
تشکیل کمیته صیانت دو ماه قبل از انتخابات، مکاتبه با رهبری برای مشکلات کوچک و صدور بیانیه خطاب به ملت، به جای شکایت به شورای نگهبان بدعت های جدید ایشان است. کسی که ساز و کار قانونی کشور و نظام خود را قبول ندارد چگونه می توانست فردای انتخابات و پیروزی با آنها کار کند، لذا بسیاری از افرادی که رفتار میرحسین موسوی را در فردای انتخابات دیدند، خدا را شکر می کنند که ایشان رئیس جمهور نشد و گرنه کشور را باید دائما در چالش میان دستگاههای حکومتی مشاهده می کردیم.
3-صدور بیانیه آشوب طلبانه و دعوت به حرکت های خیابانی
میرحسین موسوی به محض احراز شکست، رأی چهل میلیونی مردم را خیمه شب بازی خواند و خواستار استمرار موج سبز شد. تحلیلگران و نخبگان و حقوقدانان از این حرکت انحرافی بسیار متعجب شدند که چرا میرحسین موسوی اعتراض خود را در چارچوب قانون طرح نمی کند. مگر او نبود که یکی از اهداف اساسی خود را اجرای قانون می دانست، مگر وی، مدعی نبود که دولت فعلی قانون ستیز و قانون گریز است؟ چگونه است که خود مسیر غیرقانونی را عریان طی می کند. صدور بیانیه تهییجی به جای اعتراض قانونی یکی دیگر از بدعت های ثبت شده در انتخابات ایران به حساب می آید.
4-برگزاری راهپیمایی غیرقانونی
میرحسین موسوی که مدعی بود شاخصه اصلی دولت نهم قانون ستیزی است، بدون اخذ مجوز قانونی طرفداران خود را به خیابان می ریزد و خود نیز شخصاً در بین آنها حاضر و در سخنرانی خود به نهادهای قانونی و نظارتی نظام حمله می کند. درخواست برگزاری راهپیمایی سراسری در کشور و پایتخت به خاطر اعتراض به نتیجه انتخابات، قبل از بررسی و پیگیری راه های قانونی، یکی دیگر از بدعت های میرحسین موسوی به حساب می آید.
5-ایجاد زمینه برای جولان ضد انقلاب
ضد انقلاب بودن اغتشاشگران سازمان یافته قطعی است؛ اگر چه میرحسین موسوی با ژست دموکرات مآبانه چنین نظری را رد می کند. نوع شعارها، نوع حملات فیزیکی، حمل اسلحه و سلاح سرد و عربده کشی حکایت از آن دارد که در سایه زمینه سازی میرحسین موسوی ضد انقلاب، اراذل، سابقه دارها و... به میدان انتقام آمده اند، چه حاشیه امنی برای آنان بهتر از شعار الله اکبر و پیشانی بند «نخست وزیر امام». اراذل و اوباش باید از ایشان تقدیر ویژه نمایند زیرا میرحسین موسوی توانست آشوبگران و ضدانقلاب را ذیل شعارهای خود به میدان مقابله با مردم و انقلاب روانه سازد.
6-ایجاد زمینه برای به سخره گرفتن نظام توسط غرب
دنیای غرب که مدعی عدم وجود مردم سالاری در ایران است، با اقدامات میرحسین موسوی مستمسک خوبی دست آورد.
آنان حوادث اخیر را نه درون خانواده انقلاب می دانند و نه بین اراذل و مردم. آنان اراذل را طرفداران جامعه مدنی خواندند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را به عنوان عامل سرکوب آزادیخواهان معرفی کردند. غرب نیز مانند میرحسین موسوی ، انتخابات چهل میلیونی ما را یک بازی تلقی کردند و سلامت آن را به چالش فراخواندند. اوباما، اوباش را طرفداران دموکراسی دانست که به آنان خیانت شده است.
7-ایجاد خانه های تیمی برای طراحی اعمال غیرقانونی
در تحلیل های قبل از انتخابات، این نکته وجود داشت که تشکیل کمیته صیانت از آرای در عین القای قطعی بودن پیروزی نمی تواند بدون طراحی های دیگر باشد. کروبی در دانشگاه آزاد نجف آباد تشکیل خانه های تیمی را برملا کرد، دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی نیز با دستگیری سران مجاهدین و مشارکت خصوصاً در موضوع خانه تیمی قیطریه این موضوع را به اثبات رساندند. هدف این خانه های تیمی اگر طراحی آشوب نباشد، چه می تواند باشد؟
8-مکاتبه و مراجعه به رهبری به جای مراجعه به کانال های قانونی
میرحسین در اول انتخابات، دو نامه به خطاب به مقام معظم رهبری نوشت؛ حتی برای تمدید ساعت رأی گیری بعد از ساعت 22 نیز از طریق رهبری اقدام کرد. این رفتار از دو حالت خارج نیست؛ یا ایشان هیچ نهادی را شایسته و واجد صلاحیت نمی داند یا آنقدر روحیه استکباری بر خود حاکم کرده است که خود را شایسته تماس با کمتر از رهبری نظام نمی بیند!
9-تبدیل مهم ترین انتخاب ملت به خاطره ای تلخ
شرکت چهل میلیونی ملت در انتخابات به فرموده رهبر معظم انقلاب «جشن حقیقی» بود. میرحسین در سایه شکست سنگین و حرکت های غیرقانونی و عبوسانه، این شیرینی را تلخ و همگان را در بهت و حیرت فرو برد. مردمی که باید در جشن شرکت می کردند از ترس تخریب منازل و اماکن یا اسیدپاشی ،خانه نشین شدند و با حوادث بعد از انتخابات و کشته شدن تعدادی در حوادث مذکور، شیرینی انتخابات فراموش شد اینهمه در حالیست که میرحسین موسوی در شعارهای انتخاباتی خود مدعی بود که برای ایجاد نشاط و شادابی آمده است.
10-ایجاد شبهه نسبت به سلامت سیاسی نظام
میرحسین موسوی با خیمه شب بازی خواندن انتخابات واعلام علنی مبنی بر عدم اعتماد به شورای نگهبان و اصرار بر ابطال انتخابات (بدون ارائه دلیل قابل پسند) نظام سیاسی ایران رانظامی معرفی کرد که رأی مردم در آن بی تأثیر، فرمایشی و بی خاصیت است و حاکمیت هر چه بخواهد انجام می دهد. ایجاد آسیب به سرمایه اجتماعی نظام که همان اعتماد عمومی ملت است مهمترین خیانت موسوی در این عرصه است.
11-سیاسی کردن مسائل حقوقی
پیگیری تخلفات انتخاباتی، امری است حقوقی و طرح آن در مجامع عمومی برای تحریک و تهییج، قطعاً منتج به نتیجه نخواهد شد.
میرحسین کسی نیست که این موضوع را نداند، اما با سیاسی کردن مسئله ثابت نمود که به دنبال شفافیت و بررسی مجدد نیست.
او هر چیزی را که مانع رسیدن وی به کرسی ریاست جمهوری شود، سرکوب خواهد کرد. استمرار آشوب ها به رغم کشته شدن بی گناهان نمونه ای از این سیاسی کاری و سماجت خودخواهانه است.
12-عدم همبستگی بین مطالبه و استدلال ها
میرحسین در دیدار با مقام معظم رهبری، در جمع طرفداران در خیابان آزادی و در نامه به شورای نگهبان خواستار ابطال انتخابات شده است و طبیعتاً برای این مدعا باید استدلال های محکمه پسند و حقوقی ارائه دهد.
ایشان در نامه خود به شورای نگهبان از جمله دلایل زیر را مطرح می کند. 1- احمدی نژاد به هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری توهین کرده است. 2- احمدی نژاد دوران امام را زیر سوال برده است. 3- برای نمایندگان بنده کارت به موقع صادر نشده است. 4- بسیج در انتخابات دخالت کرده است. خانم ایشان نیز مدعی است باید رأی میرحسین در لرستان (زادگاه رهنورد) و آذربایجان شرقی (زادگاه میرحسین) بیشتر از احمدی نژاد باشد. این استدلالات آنقدر بی اساس است که حتی فردی مادر مرده را نیز به خنده وا می دارد!
13-بی توجهی به توصیه های مقام معظم رهبری
در جلسه میرحسین موسوی با مقام معظم رهبری که بعد از انتخابات تشکیل شد، به موسوی توصیه شد که کانال های قانونی را طی کند و به شورای نگهبان نیز تأکید شد با دقت از حقوق میرحسین موسوی صیانت کند. اما موسوی که به کمتر از ابطال انتخابات راضی نمی شد، بعد از خروج از دفتر رهبر معظم انقلاب مجدداً بیانیه صادر کرد، راهپیمایی غیرقانونی انجام داد و در آن راهپیمایی غیرقانونی شرکت و سخنرانی کرد.
رهبر معظم انقلاب، موسوی را به طی مسیر قانونی فرا می خواندند و در همان حال میرحسین موسوی راهپیمایی غیرقانونی به پا می دارد و در راهپیمایی اعلام می دارد به شورای نگهبان اعتماد ندارد و...
همه موارد فوق و حوادث تلخ فوق الذکر تأسف آور است، اما از آنجا که معتقدیم دست الهی تاکنون انقلاب اسلامی را از همه حوادث سخت ونفس گیر عبور داده است، ان شاءالله این بدعتها نیز فرصت هایی را در خود خواهد داشت:شاید به سمت پالایش دیگری در درون انقلاب می رویم، شاید خرداد 88 تکرار خرداد 60 باشد که حذف منافقین از عرصه انقلاب اسلامی را به ارمغان آورد. /منبع: ایرنا/
-
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید

قصیده ای زیبا برای ولادت مولای متقیان (کلیک کنید)
خیلی سعی کردم تا این بغض را فرو دهم و هیچ نگویم ولی تلاشم نا فرجام ماند و این بغض را اگر فریاد نکنم، خفه ام می کند.
قبل از هر سخنی لازم است که نکته ای را متذکر شوم:
این نوشته به طرفداری هیچ گروه و دسته ای نوشته نشده است. و شاید دلیل سعی در فرو دادن بغضم همین برداشت غلط بوده که به وابستگی متهم شوم.
×××
در هر فرصتی برای انتخاب، گروهی نقش اکثریت میابند و گروه دیگر اقلیت. وظیفه قانونی اقلیت تمکین از انتخاب اکثریت است. و این مهم در جوامع مردم سالار یک اصل بدیهی و پذیرفته شده است.
در جمهوری اسلامی ایران نیز ساز و کارهای قانونی کافی برای نیل به خواسته اکثریت وجود دارد. و مردم در تمامی سطوح کشور حرف آخر را می زنند.
اما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اتفاقی افتاد که در عمر سی ساله این نظام مردمی و ولایی، بی نظیر قلمداد گردید.
حضور چشمگیر مردم برای انتخاب فرد مورد نظر خود و دیگری ادعای تخلف گسترده و به طبع آن تجمعات و سایر حواشی مشاهده شده...
نکته درد آور در همین حواشی نهفته است. که متأسفانه هیچ یک سعی نکرد نقش مادر اصلی را بازی کند و برای حفظ سلامت مولود خود، خود را فدا کند!
اشتباهات و خودخواهیهایی که از قبل از انتخابات آغاز گردید و در عصر فردای انتخابات به اوج خود رسید!
اقلیتی که خود را اکثریت می دید، معترض نتایج گردید، و افراد خود سر در هر دو طیف فجایعی را خلق کردند که دل هر صاحب دلی را به درد آورد.
عصر شنبه اقلیت بهت زده که خود را اکثریت می دید، بهت خود را در خیابان رها کرد... افرادی که وظیفه تأمین امنیت و آسایش و رفاه همان مردم بهت زده را داشت، معترضین را با معاندین اشتباه گرفتند و سواستفاده گران از این اشتباه، مردم را در مقابل مردم قرار دادند.
نسلی که جان و جوانی و زندگی خود را فدای امنیت و رفاه مردمش نموده بود، متأسفانه شاهد صحنه هایی شد و شرم کرد! زیرا برخوردهایی را شاهد بود که او و هم نسل هایش با عراقی ها این برخورد ها را نکرده بودند!
دشمن پیروز این میدان بود! زیرا معترض را می دید که به عناد کشیده می شود و خون پاک مردمی بر زمین می ریخت که همه آنان عشق ایران را در سر داشتند.
دشمن می دید همان چیزی را که آرزوی دیدنش را داشت ... و من و هم نسل هایم چیزی را می دیدیم که هیچوقت تصورش را حتی برای دشمنان ملک و ملتمان را هم نداشتیم!
دیدیم که برخی تحت پوشش لباس مقدس بسیج، دست بر روی مردمی بلند کردند که زمانی هم نسل های بسیجی من، جانشان را برای رفاه و آسایش آنان فدا کرده بودند!
دیدیم که برخی حرمت جانفشانی بسیجیان هم نسل من را ندید و با سنگ و دشنام حرمت چفیه را نشانه گرفت...
دیدیم به جای آن که جواب معترض را قانع کننده بدهند، فرصت فریاد را از او گرفتند! و دشمن گوش خود را در اختیار معترضین قرار داد و او شد بلند گوی آنان! ولی دشمن معترض نمی خواست!؟ او می خواست که معترضین را معاند کند و دریغ از ذره ای درایت در برخی!
هم نسل های من بغضی را در گلو دارند که حرمت جانفشانی آنان برای این نسل زمانی دریده شد که خوی و خصلت عاشقانه ی آنان را در فیلم هایتان اخراج کردید و جای قدوم با صفا و عاشق آنان را به مشتی دزد و رزل و اوباش دادید! و وقتی لباس پاک و مقدس آنان را بر قامت اوباشانی دیدیم که اخراجی ها لقب گرفتند ! اخراجی شدیم و خون گریستیم که لباس مقدس نسل من را هم با اخراجی های خود به تاراج بردند...
دیگر چه توقعی می رود که افراد بدلی و نفوذی در لباسی قرار بگیرند و به جای فدا کاری و فدا شدن برای مردمش، باتون به دست در مقابل مردمی قراربگیرند که نسل من خود را فدا کرد تا خاری در پای آنان نرود.
نسل من فدا شد تا مردمم و نظام مقدس جمهوری اسلامی کشورم باقی و پاینده بماند، ولی نسل من شاهد چیز دیگری بود!
نسل من درایتی را در برخی ندید تا معترض را از معاند جدا کند، و با معترض با رأفت و منطق صحبت کند و با معاند با شدت برخورد کند.
نسل من معترض را دید که معاند می شود! در حالی که نسل من معاند را معترض، و معترض را هم راه می کرد.
در این ایام جاذبه و دافعه بهشتیان این زمان را ندیدیم! تا جایی که علی مان جسم درد مند خود را به مسلخ فرستاد.
نسل من این روزها خون گریه میکند که حرمت حریم هایی شکسته شد که برای برقرای آنها، چه جان ها نثار شده بود.
نسل من امروز مظلوم تر از همیشه، به تاراج قداست هایش می نگرد! و به جوانانی که در هر دو سو می توانستند جای خالی هم رزمانشان را که این روزها با بال های شکسته در سودای پرواز هستند، پر کنند.
نسل من فدا شد تا این نسل در کنار هم کشورمان را بسازند، در کنار هم امنیت کشورمان را حفظ کنند و با هم باشند نه بر هم!
نسل من این روزهای باقی مانده عمر خود را نه با خس خس سینه های دردمندشان، نه با درد ترکش های دشمن، که با بغضی فرو خورده و با دلی پر خون سر میکند تا دعایشان برای پرواز زودتر مستجاب شود.
بیایید این نسل را بیش از این دردمند نکنیم.
بیایید قداست ایثار و جانفشانی این نسل را با عملکرد غلط خود، از ذهن ها اخراج نکنیم.
بیایید به کوری چشم کسانی که نمی خواهند نسل من در کنار نسل امروز سرود سربلندی سر دهد، مشت هایمان را در مقابل دیدگان اهریمنان به سوی هم نشانه نرویم.
بیایید که فرصت زیادی نداریم که هم نسل های من میهمان این چند روز شما بیشتر نیستند. لا اقل به حرمت جانفشانی هایشان، این روزهای آخر را کامشان را تلخ نکنیم.
منبع: وبلاگ ابوالفضل درخشنده(جانباز شیمیایی و نویسنده مجموعه داستان های تخریبچی دوران)
-
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید
به گزارش سایت دفتر مقام معظم رهبری، در خجسته سالروز میلاد حضرت مولی الموحدین علی بن ابیطالب (ع)، حسینیه امام خمینی (ره) امروز صحنه جلوه های زیبایی از عشق و شور ایمانی هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم از سراسر کشور بود که با ذکر یا علی به مقام ولایت ابراز ارادت کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با اشاره به اهتمام ویژه حضرت علی (ع) برای استقرار عدالت و حفظ وحدت در جامعه اسلامی، مهمترین نیاز کنونی دنیای اسلام و به ویژه ملت ایران را اتحاد کلمه و هوشیاری در قبال توطئه دشمنان برای ایجاد اختلاف دانستند و ضمن اخطار شدید به سران برخی دولتهای غربی درخصوص واکنش ملت و دولت ایران به دخالتهای آشکار آنان در قضایای اخیر تأکید کردند: شکرگزاری حرکت عظیم و با شکوه ملت ایران در 22 خرداد و حضور نزدیک به 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رأی، حفظ وحدت، مهربانی، نگاه مشفقانه، نشاط، و تداوم حرکت انقلابی در میان مردم و نخبگان، و اشتباه نگرفتن دوست و دشمن است.
ایشان با اشاره به نقش اسلام و انقلاب اسلامی در اتحاد و یکپارچگی ملت ایران، لزوم حفظ وحدت و همدلی را یادآور شدند و تأکید کردند: انتخابات پرشور 22 خرداد که با مشارکت بی نظیر 85 درصدی مردم همراه بود نشان داد که انقلاب اسلامی بعد از گذشت 30 سال توانایی اینگونه به صحنه آوردن مردم را دارد، بنابراین دشمنان دست بکار شدند تا میان مردم ایجاد اختلاف کنند که تا حدی هم موفق شدند ولی ملت باید این توطئه را خنثی کند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سیاست روشن نظام جمهوری اسلامی که رقابت نامزدهای ریاست جمهوری را رقابتی درون خانوادگی می داند افزودند: گاهی ممکن است این رقابت داخل خانواده به عصبانیت هم کشیده شود اما این مسئله ربطی به بیگانگان ندارد.
حضرت آیت الله خامنه ای هدف دشمنان از ورود به مسائل داخلی کشور را ایجاد اختلاف و دو دستگی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی از سران کشورهای غربی در سطح رئیس جمهور، نخست وزیر، و وزیر خارجه، در مسائل داخلی ملت ایران که به آنها ارتباطی نداشت صراحتاً دخالت کردند و بعد هم گفتند که در مسائل ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آنها ضمن تشویق به اغتشاش گری، مردم ایران را اغتشاش گر معرفی کردند.
ایشان با تأکید بر اینکه اغتشاش گر همان عده معدودی هستند که از بودجه تصویب شده برخی دولتهای غربی استفاده می کنند، افزودند: اینکه عده ای نامزد مورد نظرشان رأی نیاورد و احساس افسردگی و ناراحتی کنند طبیعی است و معنای این مسئله، اغتشاش گری نیست زیرا براساس نتیجه انتخابات، اکثریت و اقلیتی در کشور است و قواعدی وجود دارد، بنابراین معرفی مردم ایران در رسانه های امریکایی و اروپایی تحت سلطه صهیونیستها، به عنوان اغتشاش گر، اهانت به ملت است.
رهبر انقلاب اسلامی با اخطار شدید به سران برخی دولتهای غربی تأکید کردند: این دولتها باید مراقب اظهارات و رفتار خصمانه خود باشند زیرا ملت ایران عکس العمل نشان خواهد داد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: ما اظهارات و رفتارهای مداخله جویانه این دولتها را محاسبه خواهیم کرد و قطعاً در آینده روابط جمهوری اسلامی ایران با آنها تأثیر منفی خواهد داشت.

ایشان ملت ایران را ملتی مقتدر و نظام اسلامی را ریشه دار و تثبیت شده دانستند و تأکید کردند: اگر مسئولین جمهوری اسلامی با یکدیگر اختلافاتی هم داشته باشند، در ایستادگی در مقابل دشمن، و در حفظ استقلال کشور با یکدیگر یک کلام هستند و دشمن بداند که نخواهد توانست میان ملت ایران انشقاق ایجاد کند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: همه سران کشورهای استکباری بدانند، هنگامی که پای دشمنان به میان بیاید، ملت ایران با وجود برخی اختلاف سلیقه ها، در مقابل دشمنان متحد و مشتی واحد علیه آنها می شوند.
حضرت آیت الله خامنه ای با یادآوری تجربه سی ساله ملت ایران از دشمنی ها و توطئه های بیگانگان، خطاب به برخی کشورهای غربی افزودند: تصور نکنید که اگر شما از یک جریانی به خیال خود دفاع کردید و یا اسم برخی افراد را آوردید آن جریان به شما متمایل خواهد شد. ابداً چنین اتفاق نخواهد افتاد زیرا دروغ گویی شما برای ملت ایران آشکار است و آنان می دانند که هدف شما ایجاد بدبینی میان مردم و نخبگان و ادامه کینه ورزی نسبت به نظام اسلامی است.
ایشان با تأکید بر اینکه آرزو و خواب آشفته و باطل برخی کشورهای استکباری، از بین رفتن نظام اسلامی مستقل و مقاوم در مقابل زورگوییهای آنها است، خاطرنشان کردند: حمایت دولتهای غربی از برخی افراد و یا مخالفت آنها با برخی دیگر، همه فریب است زیرا از نظر آنها هرکسی که به نظام اسلامی، قانون اساسی و آرمانهای ملت ایران پایبند باشد، دشمن است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: سی سال تجربه ایستادگی نظام اسلامی و تو دهنی ملت ایران به سران زورگو و متجاوز، هنوز برخی کشورهای غربی را بیدار نکرده است و همچنان به این کشور و ملت طمع دارند در حالیکه آنها اشتباه می کنند و نتیجه این اشتباه خود را خواهند دید.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به برخی دنباله های دستگاههای تبلیغاتی مخرب و معاند با نظام جمهوری اسلامی افزودند: چنین دنباله هایی همواره در سالهای گذشته نیز وجود داشته اند اما این افراد بدانند که دشمنان و گرگهای درنده، از این دنباله ها تا آنجا که منافعشان اقتضاء کند، استفاده و بعد این افراد را همچون دستمالی به گوشه ای پرت خواهند کرد.
ایشان، حفظ هوشیاری و شناخت صحیح دوست و دشمن را یادآور شدند و تأکید کردند: این معدود دنباله های فریب خورده، علامت های غلطی می دهند که دشمنان نیز فریب این علامتها را می خورند اما مردم و نخبگان و همه جناحها باید مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگیرند و رفتاری را که باید با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم جدا کردن حساب اخلال گران به امنیت مردم از سایر افراد افزودند: نظام اسلامی براساس وظیفه خود با کسانی که زندگی و آسایش مردم را برهم می زنند و جوانها را تهدید می کنند، برخورد خواهد کرد اما مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگیریم و دوست را بخاطر یک خطا، دشمن به حساب بیاوریم.
حضرت آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: از آن طرف عده ای هم، باید مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نکنند و فریب حرف های او را نخورند.
ایشان تأکید کردند: هرفتنه ای، در مقابل حق و در مقابل ملتی هوشیار از بین خواهد رفت و به لطف خداوند فتنه هایی که دشمن در قضایای اخیر به آنها امید بسته بود تمام شد.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه آنچه بعد از پایان فتنه و گرد و غبارهای ناشی از آن باقی می ماند، متن و اصل قضیه است، خاطرنشان کردند: حقیقت اصیل و ماندگار، همان انتخابات پرشکوه و با حضور نزدیک به 40 میلیون نفر از ملت ایران و ابراز اعتماد آنان به نظام اسلامی بعد از گذشت سی سال، و انتخاب یک رئیس جمهور با بیش از 24 میلیون رأی است.
حضرت آیت الله خامنه ای لزوم شکرگزاری و قدرشناسی این نعمت بزرگ را از جانب مسئولان و همچنین مردم یادآور شدند و افزودند: وظیفه مسئولان و رئیس جمهور منتخب در برابر این اقبال مردمی، خدمت کامل و جامع برای حل مشکلات مردم و تلاش به منظور پیشبرد کشور و حفظ اتحاد ملت بزرگ ایران است.
ایشان درخصوص وظیفه مردم نیز تأکید کردند: ملت ایران هم باید در جهت مخالف خواست دشمن که همان حفظ وحدت، هوشیاری، نگاه محبت آمیز و مشفقانه، نشاط و تداوم حرکت انقلابی است، حرکت کنند که قطعاً موجب خرسندی حضرت ولی عصر (عج) خواهد شد.
رهبر انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به جایگاه و مقام حضرت علی (ع) در نزد پیامبر اکرم (ص)، زندگی امیرالمؤمنین (ع) را الگوی عالی تربیت اسلامی و حاوی درسهای فراوان برای سعادت و کمال امت اسلامی خواندند و افزودند: از جمله درسهای زندگی آن امام عظیم الشأن، حق طلبی ایشان برای استقرار عدالت و حفظ وحدت در جامعه اسلامی است که در این راه مجاهدتها و آزمونهای دشواری را تحمل کردند و حتی در برخی موارد بخاطر مصالح اسلام از حق خود نیز چشم پوشی کردند.
حضرت آيت الله خامنه اي با يادآوري مجدد تلاش دشمنان براي ايجاد اختلاف ميان مسلمانان و رودررو قرار دادن شيعه و سني خاطرنشان كردند: دنياي اسلام با توجه به نيازها و اهداف بزرگ خود، امروز بيش از پيش نيازمند اتحاد كلمه است و اگر مسلمانان وحدت را حفظ كنند، دشمنان نخواهند توانست از ضعف آنان براي رسيدن به مقاصد خود استفاده كنند.
انتخابات دهم با همه فراز و نشیبهای آن به پایان رسید اما بدون شک حوادث قبل و بعد از انتخابات دهم در طول تاریخ انقلاب بیسابقه بوده است و یک تحول مهم در عرصه سیاسی کشور محسوب میشود.
این مقاله درصدد آن است تا از زاویه دیگری به موضوع انتخابات اخیر بپردازد تا انصاف و همه جانبه نگری نیز در تحلیل سیاسی ما نقش داشته باشد. واقعیت آن است که طی روزهای پس از انتخابات، توجه عمده رسانههای رسمی نظیر صداوسیما، روزنامهها، سایتهای خبری و صاحبنظران سیاسی، معطوف به تخلفات، مواضع غیرقانونی، اقدامات تحریک آمیز و تقصیرات آقای موسوی و کروبی بوده است بطوریکه عملاً مسوولیت تمامی ناهنجاریهای پدیده آمده و التهابات موجود در جامعه و اغتشاشات خرابکاران، بعهده آنها گذاشته شده است. ما در اینجا درصدد نیستیم که قضاوتی در خصوص این تحلیلهای رایج داشته باشیم اما لازم است که نگاهی به عملکرد مجموعه دولت و نهادهای قانونی از یک هفته قبل از انتخابات تاکنون داشته باشیم. آیا عملکرد در این مجموعه بدون اشتباه و خطا و غرض ورزی بوده است؟
آیا میتوان مسوولیت قانونی یا اخلاقی یا اجتماعی این سوی ماجرا را در حوادث تلخ پس از انتخابات نادیده گرفت؟
اجازه بفرمایید تا مروری بر وقایع مربوطه داشته باشیم:
1. اگر در روز مناظره آقایان احمدینژاد و موسوی، رییس جمهور کشور بطور ابتدا به ساکن به طرح اتهاماتی خلاف قانون و اخلاق به آقایان هاشمی و ناطق و اطرافیانشان (بنا به تایید مقام معظم رهبری) نمیپرداخت و آقای موسوی و کروبی نیز برخی بیانصافیها را در مورد دولت فعلی و عملکرد آن بیان نمیکردند، آیا التهاب و تحریک احساسات بوجود میآمد؟ و آیا بخش وسیعی از مردم دچار سردرگمی و تناقض در خصوص عملکرد فسادآلود مسوولان طراز اول کشور میشدند؟
2. اگر آقای احمدینژاد در مناظرهها، تصویر سیاهی از 24 سال دولتهای زمان امام و رهبری نشان نمیدادند و دولتهای قبلی را متهم به فساد و کمکاری و شکنجهکردن در بنیاد شهید و فرستادن بمب به عربستان نمینمودند، آیا فضای سالمتر و اخلاقیتر در انتخابات نداشتیم و آیا مردمی که پس از انتخابات ـ و شاید بدلیل رویگردانی از رییس جمهور موجود ـ به خیابانها ریختند و اعتراض کردند، باز هم چنین عکسالعملی را نشان میدادند؟
3. اگر وزارت کشور، تدبیر لازم را برای نحوه اعلام نتایج معمول میداشت و اطلاع رسانی متواضعانه میکرد، برخی از مردم دچار سوءتفاهم برای تقلب میشدند؟
4. اگر صدا و سیمای ما با چرخشی ناگهانی از یک رویکرد باز و شفاف و آزاد در قبل از انتخابات، به فضای بسیار محدود و بسته و یکطرفه در بعد از روز رایگیری وارد نمیشد و اجازه میداد تا معترضان هم مانند سیل مخالفان آنها، در صدا و سیما حضور پیدا میکردند و دلایل خود را عنوان مینمودند و اگر صدا و سیما بطور یکجانبه، تظاهرات وسیع مردم در تهران (والبته غیرقانونی) را سانسور نمیکرد و حرکت چند بازی خورده خارج و منافق و خرابکار را نشان نمیداد، آیا طرفداران قابل توجه کاندیداهای معترض و مردم دیگر، احساس نوعی خفقان و دروغگویی میکردند؟
5. اگر وزارت کشور به معترضان اجازه راهپیمایی آرام و حتی در محیطهای محدود را میداد، آیا بیانگر قدرت هاضمه قوی نظام در شنیدن حرفهای مخالفان نبود؟
6. اگر سایتها و روزنامههای این کاندیداها تعطیل نمیشد، توجه به شایعات و رسانههای دشمن نیز کمتر نمیشد؟ و مردم احساس نمیکردند که علت این برخوردهای شدید با نامزدها و طرفداران آنها چیست؟
7. اگر نیروهای نظامی و امنیتی، با مردم تظاهر کننده (و نه اغتشاشگران) برخورد مهربانتری داشتند و خشونت روا نمیکردند، آیا در ایجاد ارتباط قوی میان مردم و مسوولان موثرتر نبود؟
کوتاه اینکه اگر اقدامات فوق صورت نمیگرفت و تدبیر و درایت بیشتری بخرج میرفت، آیا هزینههای داخلی و خارجی این انتخابات، تا این حد بالا میرفت. چرا ما همواره برای پوشاندن ضعفها و یا مقاصد خاص سیاسی خود، تمامی تقصیرات را به عهده طرف مقابل میگذاریم و خود را پاک و منزه جلوه میدهیم؟ طبیعی است که طرف مقابل ـ اعم از دشمن دانا و یا دوست ناآگاه ـ از ضعفهای شما به بهترین وجه استفاده میکند و یا فضا برای استفاده او فراهم میشود اما واقعیت این است که نباید در تحلیلهای خود نیز دچار توهم شویم و مسوولیتهای این طرف را هم نادیده بگیریم. /منبع: الف - ناصر ایمانی/
-
تـذکـر : ضوابط به نمایش درآمدن نظرات را از اینجا بخوانید
دیشب خواب دیدم روز 23 خرداد ماه است. تلویزیون بعد از اعلام نتایج انتخابات، بیانیه آقای موسوی را خواند که در آن آقای موسوی از 40 هزار ناظرش در صندوقها و نیز همه هوادارانش خواست گزارش تخلفات انتخابات را با مدارک و اسناد مربوطه به ستادهای شهرستانی ایشان بدهند تا به ستادهای استانی و ستاد مرکزی ارسال شود و پس از دستهبندی، شکایت ایشان در مهلت قانونی به شورای نگهبان داده شود. بعد از بیانیه آقای موسوی تلویزیون بیانیه آقای احمدینژاد را هم خواند که در آن ایشان از همه رای دهندهها تشکر و اعلام کرد در دوره جدید سعی میکند به انتقادات کارشناسان و نخبهها بیشتر توجه کند تا در چهار سال آینده انتقادات کمتری متوجه دولت باشد. همچنین دکتر احمدی نژاد با تشکر از زحمات آقای رحیم مشایی اعلام کرد در دولت دهم با ایشان قطع همکاری خواهد کرد.

بعد خواب دیدم از همان ظهر روز شنبه 23 خرداد تلویزیون از آقایان موسوی و کروبی دعوت کرد تا در برنامه های مختلف تلویزیونی حرفها و اعتراضاتشان را بگویند. آنها هم بدون اینکه شرطی بگذارند، پذیرفتند و از آن شب شبکههای مختلف از بس قیافه موسوی و کروبی را نشان میداد، مردم حرصشان در میآمد میرفتند سراغ ماهواره.
بعد خواب دیدم آقای موسوی از وزارت کشور رسما درخواست برگزاری تجمع کرد. وزارت کشور هم استادیوم آزادی را پیشنهاد داد و آقای موسوی پذیرفت.
عده زیادی در بعدازظهر 24 خرداد در استادیوم آزادی جمع شدند. در ورودی استادیوم به شرکتکنندهها مانتو یا تیشرت سبز و آبمیوه خنک میدادند اما کسی نمیگرفت چون همه میگفتند ممکن است اینها را از پول رشوههای توتال و استات اویل خریده باشند و پوشیدنی و خوردنی شبهه ناک نپوشیم و نخوریم بهتر است! بعد آقای احمدینژاد با هماهنگی آقای موسوی در جمع حاضر شد و پشت تریبون قرار گرفت. اول همه سوت میزدند و هو می کردند اما احمدینژاد جو را به دست گرفت و گفت من مخلص همه شما هستم. اگر آقای موسوی نتوانست تقلب گسترده در انتخابات را اثبات کند، به ایشان پیشنهاد می کنم یک حزب قوی مخالف دولت درست کنند همه شما هم در حزب ایشان فعال باشید و نقاط ضعف و اشتباهات احتمالی دولت را به من بگویند. من قول میدهم به خواستهها و انتقادهای شما اگر در چارچوب قانون باشد، فورا ترتیب اثر دهم. بعد هم جمعیت احمدینژاد را تشویق کردند.
دیشب باز خواب دیدم آقای احمدینژاد به آقای هاشمی نامه نوشته و بخاطر حرفهایش در مناظره با آقای موسوی حلالیت خواسته در آخر نامه هم تاکید کرده مدارکم درباره آقازادههای شما را میدهم دادگاه تا بررسی و حکم صادر کند. آقای هاشمی هم جواب داده اولا که خدا ببخشد ثانیا کار خوبی میکنید اتفاقا یکبار برای همیشه این حرفهایی که پشت سر مهدی و فائزه میزنند روشن شود، خیلی هم خوب است.
بعد خواب دیدم مجلس عروسی «ندا آقاسلطان» با «کاسپین ماکان» برقرار شده و سر یک میز چهار نامزد انتخابات نشسته اند مهمانها هم جمع شدهاند و با موبایلهایشان از این چهار نفر هی عکس میگیرند. من هم رفتم جلو تا عکس بگیرم. آقای احمدینژاد موبایلش را درآورد و گفت: بگذارید چند تا جوک احمدینژادی واسهتون بخونم بخندین. موسوی پرسید مگه اس ام اسها وصل شده؟! رضایی گفت: بیاین از وقت استفاده کنیم مساله فدرالیسم اقتصادی رو براتون باز کنم. کروبی گفت: تو رو خدا ول کن. بعدا با کارشناسام جلسه میگذارم بیا براشون توضیح بده. آقای احمدینژاد گفت: راستی آقای کروبی بالاخره نگفتی اون 300 میلیون تومان رو برای چی از شهرام جزایری گرفتی؟ موسوی گفت: تو رو خدا بس کن تو که خرت از پل گذشت...
این شبها خوابهای عجیبی میبینم، خوابهایی گاهی وحشتناک، گاهی خندهدار و گاهی غمانگیز... و بعضی وقتها هم آرزوهایم را به شکل خواب می بینیم مثل همین دیشب... حتما شنیدین که میگن: «مگه خوابشو ببینی...!»
راستی! شما هم از خوابهایی که در مورد پیشرفت ایران و سیاستمدارانش دیدین، بگین...
اول باید یک تشکر ویژه از همه شما بازدیدکنندگان وبلاگ داشته باشم که از ۴ سال پیش که این وبلاگ تاسیس شد تاکنون ما را یاری کردید و با نظرات و انتقادات و پیشنهادات خوب خود، باعث رونق این وبلاگ و دلگرمی ما بودید و هستید.
تصمیم گرفتیم برای درج نظرات، ضابطه و قانون مشخصی بگذاریم چرا که در برخی موارد، مجادله بین کاربران وبلاگ بسیار زننده و دردناک است... مگر نه این است که همه ما -با سلائق گوناگون- ایرانی هستیم و هر ایرانی دوست دارد میهنش آبادتر و سرفرازتر باشد؟ پس چرا این اختلاف سلیقه ها باید باعث این درگیری های بیهوده شود؟! مطمئن باشیم که هیچکس بیشتر از دشمنان ما از این اختلافات خوشحال نمی شود. پس بیاییم بگونه ای افکار و نظراتمان را ابراز کنیم که باعث وحدت و همدلی بیشتر شود و کاری کنیم که آرزوی فاصله افتادن بین صفوف به هم فشرده ملت سربلند ایران در دلِ چرکینِ دشمنانمان باقی بماند. انشاءالله
ضوابط به نمایش درآمدن نظرات:
- سعی کنید نظرتان با مطلبی که در وبلاگ هست مرتبط باشد و اگر در مورد موضوعات دیگری هم صحبتی دارید، اول نظر خود را راجع به همان مطلب وبلاگ بنویسید و سپس به بیان دیگر مسائل بپردازید.
- ما از نظرات تحلیلی و نقدهای منصفانه شما استقبال می کنیم. نظرات -موافق و مخالف- درصورتیکه نمایش داده می شوند که جانب ادب در آنها رعایت شده باشد. ما می توانیم صریح ترین انتقادات را در قالب جملاتی مؤدبانه بیان کنیم بگونه ای که بوی هیچ اهانتی هم از آن نیاید.
- نظراتی که محتوای آنها اهانت به دیگری باشد و باعث درگیری و مجادله بین نظردهندگان می شود حذف می شوند.
- نظراتی که فقط حاوی جملاتی چون "زنده باد فلانی" یا "مرده باد بهمانی" باشند نمایش داده نخواهند شد.
- لطفا از درج نظراتی که صرفا تبلیغات برای سایت ها و وبلاگ های دیگر هست، هم خودداری کنید.
وضع چنین مقرراتی به معنای بسته شدن راه نقد دولت و سیاستمداران نیست و ما همچنان مشی منتقدانه خود را ادامه خواهیم داد ولی با رعایت ادب و عفت در کلام.
پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما سپاسگزارم و منتظر نظرات تحلیلی شما هستم.
علیرضا
سید امیرحسین مهدوی:
- عدمپذیرش آرا، قانونشكنی و تجمع سناریویی از پیشطراحی شده بود
- هیچ ادله ای برای پیروزی موسوی وجود نداشت
- بیانیه های تحریک آمیز موسوی، باعث کشته شدن مردم شد
- بازداشت اعضای شورای مركزی مجاهدین به آرامش فضای كشور كمک کرد
- موسوی برنامه نداشت؛ فقط دولت را تخریب می كرد
- موسوی از قضاوت تاریخ در مورد خود نگران است

عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین و ستاد موسوی گفت: سناریوی از پیش طراحی شده سازمان مجاهدین و ستاد موسوی ، عدم پذیرش نتایج شمارش آراء، عدم تمكین قانون، برگزاری تجمعات غیرقانونی، نظر سازی و القای عدم سلامت انتخابات بود كه باعث رویگردانی مردم از اصلاحطلبان شد. (فیلم افشاگری های امیرحسین مهدوی)
به گزارش خبرگزاری ایسنا، سید امیرحسین مهدوی عضو شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز در جمع خبرنگاران در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به بیان جزئیاتی درباره مجموعه فعالیتهای فرهنگی و رسانهای ستاد میرحسین موسوی و نقش برخی عوامل در شكلدهی آشوبهای اخیر پرداخت.
وی اظهار داشت: در كنگره سال 87 سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عضویت شورای مركزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درآمدم و در انتخابات خرداد ماه سال جاری در ستاد مركزی موسوی به عنوان سردبیر روزنامه اندیشه نو كه روزنامه ای در 4 صفحه برای پوشش اخبار ستاد بود آغاز به كار كردم و تا روز 23 خرداد ماه به انتشار خود ادامه داد.
مهدوی بیان كرد: روندی كه از فردای روز انتخابات یعنی 23 خردادماه آغاز شد یك انحراف و گردش مسیر در مجموعه فعالیتهای بود كه بخش عمدهای از آنها متعلق به ستاد میرحسین موسوی بود به طوری كه نامزدی با ویژگیهای موسوی كه اساس حضورش را بازگشت قطار اجرایی كشور بر ریل قانون بود از شامگاه روز رأیگیری با اعلام نتایج پیش از شمارش آراء و پس از آن با عدم پذیرش نتایج شمارش آراء و عدم تمكین به ساز و كار قانونی برگزاری انتخابات زمینههای ایجاد مشكلاتی را در جامعه فراهم كرد.
برای خواندن متن کامل افشاگری، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
پل وولفوویتز معاون وزیر جنگ در دولت بوش كه از نظریه پردازان كلیدی نومحافظه كار و از طراحان اصلی جنگ علیه عراق بود در گفتگو با سی ان ان گفت: به نظر من لازم است كه آمریكا با موسوی تماس مستقیم بگیرد. البته اگر او مایل به ارتباط نباشد نباید ما اصرار كنیم اما در هر حال بهتر است او بداند كه می تواند یك خط ارتباط مستقیم با ما داشته باشد.
وولفوویتز كه صهیونیست بودن او و همچنین ارتباطش با برخی ایرانیان ضد انقلاب و وابستگان رژیم پهلوی در آمریكا مشهور است، با اشاره به اظهارات اوباما مبنی بر ضرورت پرهیز از دخالت مستقیم دولت آمریكا در ایران می گوید: من این نگرانی را می فهمم. ما نباید به گونه ای عمل كنیم كه به مخالفان حكومت ایران انگ عوامل داخلی آمریكا بخورد. اما به نظر من مخالفان حكومت به طور كاملا روشن نشان داده اند كه خواهان حمایت و كمك جهان هستند.
پل وولفوویتز و دیوید گرگن - تحلیلگر ارشد سی ان ان كه همراه او در این گفتگو شركت كرده بود - تاكید كردند كه آمریكا باید به اتفاق دیگر كشورهای غربی و حتی برخی متحدین خود در منطقه همچون تركیه و افغانستان - كه انتخاب مجدد رییس جمهور كنونی را به رسمیت شناخته اند - یك اعتراض جهانی به این وضع راه اندازی كرده و از معترضین در ایران حمایت كند.
وولفوویتز همچنین موسوی را «مردی بسیار شجاع» دانست كه «در حال مقاومت است و جان خود را در معرض خطر قرار داده است» !
لینک این مصاحبه در سایت CNN (+)
*****
مصاحبه های دیگری هم از مقامات امریکایی و اروپایی هست که تلویحا یا تصریحا از وضع بوجود آمده در ایران و مسببان آن حمایت و ابراز رضایت کرده اند...
احتمالا دوستان این سخن امام خمینی(ره) را شنیده اند که می فرمودند: «اگر دیدید كه امريكا از شما تعریف كرد، بدانید كه عیبی در شما هست و مشكل دارید. اگر مشكل نداشتید، امريكا از خط شما تمجید نمیكرد.» (نقل به مضمون)
دوست دارم در مورد این موضوع، منطقی و موشکافانه و البته آزادانه بحث و تبادل نظر کنیم.
انتشار و پخش گسترده فیلم و عكسهای صحنه رقتانگیز جان دادن یك خانم جوان ایرانی به نام «ندا صالحی آقاسلطان» در اینترنت و شبكههای خبری جهان، موج خبری بسیار پرحجمی علیه كشورمان در جهان ایجاد كرده است. (فیلم: گزارش تلویزیون از کشتهشدن ندا آقا سلطان)
فیلم و عكسهای دردناك جان دادن این خانم جوان بلافاصله پس از رخ دادن این قتل مشكوك در اینترنت پخش شد و پخش كنندگان این فیلم، كشتهشدن این مرحومه را در جریان اغتشاشات عصر شنبه (30 خردادماه) تهران و به دست نیروهای بسیجی عنوان كرده اند. این درحالی است كه شنبه عصر در خیابان امیرآباد شمالی (محل این قتل هولناك) هیچ درگیری خاصی رخ نداده و درگیریهای آن ساعت در خیابان آزادی در جریان بوده است. علاوه بر این هم نیروهای بسیجی و هم عوامل نیروی انتظامی در شهر، اساسا به سلاح گرم مجهز نیستند و در روزهای آشوب، صرفا با كمك باتوم یا اسپری سعی در متفرق كردن اغتشاشگران میكردند.
با گذشت 3 روز از این حادثه تلخ و تكان دهند و تشكیل یك موج خبری گسترده علیه حیثیت ملی كشورمان، متاسفانه منابع خبری رسمی داخلی هیچ اطلاعات روشن و موثقی درباره ابعاد این جنایت ارایه نكردهاند.
سكوت پلیس و مراجع رسمی خبری كشورمان باعث شده قصه پردازیهای بیبیسی و تلویزیونهای لسآنجلسی درباره هویت و نحوه كشتهشدن فجیع این مرحومه، منبع خبری رسانههای معتبر دنیا قرار گیرد به طوری كه تلویزیونهای و خبرگزاریهای معتبر بینالمللی در 72 ساعت گذشته در حاشیه كشتهشدن این خانم، اخباری كاملا سیاه و یكطرفه علیه كشورمان پخش كردهاند.
سكوت خبری در داخل از ابعاد این قتل مشكوك به حدی است كه در اینترنت اخبار متناقضی از هویت مقتول منتشر شده است و برخی شبكه های ماهواره ای با افرادی كه مدعی دوستی یا نسبت خانواددگی با این مرحومه هستند، مصاحبه تلفنی انجام می دهند و جالب اینكه اخبار مدعیان دوستی و نسبت خانوادگی با این مرحومه هركدام اطلاعات متناقضی از هویت وی به شبكه های ماهواره ای داده اند.
فیلم پخش شده در اینترنت از نحوه كشتهشدن این خانم نیز به دلایل زیر كاملا مشكوك است:
1 – محل تیرخوردن، از محل آشوبهای عصر شنبه 30خرداد بسیار دور بوده است.
2- نیروهای انتظامی و بسیجی مستقر در تهران برای مقابله با آشوبگران، اصولا" سلاح گرم همراه ندارند.
3 – بعد از بلند شدن صدای تیر و اصابت گلوله به یك نفر در خیابان، معمولا اطرافیان بلافاصله به روی زمین دراز میكشند و سعی در نجات جان خود از اصابت تیرهای بعدی دارند اما در این فیلم، بعد از تیرخوردن این خانم جوان، چندین عكاس و فیلمبردار با خونسردی به فیلمبرداری مشغول هستند.
4 – سوژه قتل طوری انتخاب شده كه تا حداكثر ممكن، افكار عمومی بسیاری را تحت تاثیر قرار دهد. خانم، جوان، خوشرو، دانشجو. همچنین اگر به فیلم دقت شود مدتی قبل از اصابت گلوله، دوربین روی مقتول بوده است؛ به شکلی که این حرکت برنامه ریزی شده بنظر می رسد.
۵ – فیلم و خبر كشتهشدن این مرحومه با آب و تاب از نحوه كشتهشدن و حتی اطلاعاتی از قاتلان بلافاصله در اینترنت پخش شده و هواداران مجاهدین خلق در اروپا و آمریكا بلافاصله با چاپ عكسهای بزرگی از این مرحومه، تظاهرات راه انداخته اند و نیروهای امنیتی كشورمان را خشن و خونخوار معرفی می كنند.
۶ – فیلم تكاندهنده این جنایت، شنبه شب در اینترنت قرار گرفته و روز یكشنبه بسیاری از كاربران اینترنتی و بینندگان ماهواره آنرا دیدند. زمان انتخاب شده برای پخش این فیلم هم بسیار مشكوك است چرا كه از روز یكشنبه 31 خرداد با حضور موثر پلیس و نیروهای بسیجی در میادین و چهارراههای تهران، آشوبها فروكش كرد و سازمان دهندگان آشوب برای گرمنگه داشتن فضا، به شدت به یك «شوك روانی» برای تهییج مجدد معترضان نیاز داشتهاند.
به این موارد می توان کیفیت بالای فیلم را هم اضافه کرد که نشان می دهد با تلفن همراه گرفته نشده بلکه توسط دوربین "هدنی کم" فیلمبرداری صورت گرفته است.
مجموعا با توجه به سوء استفاده پر سر و صدای شبكههای ماهوارهای و رسانه های غربی از فیلم قتل ناجوانمردانه این هموطن، انتظار میرود مسوولان انتظامی اولا واقعیتهای این حادثه نفرتانگیز را كاملا شفاف و روشن برای افكار عمومی داخل (و تا حد امكان خارج) تشریح كنند و ثانیا در اسرع وقت عاملان این جنایت فجیع را دستگیر و به دست قانون و عدالت بسپارند. (منبع: الف)
***
نامزد ندا: ندا از موسوی حمایت نمیكرد
رسانهها میخواهند ازآب گل آلود ماهی بگیرند
كاسپین ماكان نامزد ندا صالحی آقا سلطان دختر ۲۶سالهای كه در ناآرامی های شنبه این هفته تهران كشته شد، برخی شایعات روزهای اخیر را قویا تكذیب كرد و گفت خانواده ندا اساسا قصد ورود به حاشیهسازی ها را نداشته و ندارند.
ماكان روز سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا، در خصوص مرگ نامزدش، گفت : طی روزهای اخیر حرف و حدیثهای فراوان و نقل قولهایی از خانواده ندا آقا سلطان در رسانههای داخلی و خارجی از جمله سایتها انتشار یافته كه بعضا نادرست است و من و خانواده آقا سلطان این حرف و حدیثها را تكذیب می كنیم.
وی گفت : ندا، اساسا اهل مقابله و ماجراجویی و رفتارهای هیجانی نبود و از خشونت متنفر بود و در عین حال به استقرار آزادی و دمكراسی همراه با منطق اعتقاد داشت.
وی درباره انتشار اطلاعات نادرست از سوی رسانهها طی روزهای گذشته گفت: اول اینكه فردی كه بالای سر ندا بود و برای نجاتش تلاش میكرد، استاد موسیقی وی بود كه رسانهها او را پدر ندا معرفی كرده بودند. ...
برای مطالعه کامل این مصاحبه و یک مصاحبه دیگر، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
به بهانه شگفتی آقای موسوی و هوادارانشان از نتیجه انتخابات
سید امیر سیاح (الف): شگفتی ستاد انتخاباتی و نزدیکان آقای موسوی از نتیجه آرای 22 خرداد خاطره انتخابات هشتمین دوره ریاست جمهوری را برایم زنده کرد. جایي که آقای توکلی با شعار "دولت پاک برای ملت پاک" به همراه 8 نامزد دیگر، رقیب رئیس جمهور وقت (آقای خاتمی) بودند.
در آن سال من به عنوان مسئول بخش خبر ستاد آقای توکلی، حدود یکماه تمام، آفتاب نزده به ستاد ایشان میرفتم و تا شب کار می کردم. بودجه ستاد ما آنقدر کم بود که نمی توانستیم یک خبرنگار خاص ستاد به همراه آقای توکلی در سفرهای تبلیغاتی اش بفرستیم. حتی مسئول ستاد ما در یکی از استانها نقل می کرد بچه های ستاد آنجا موقع شام و نهار می رفتند ستاد آقای جاسبی (یکی از 10 نامزد ریاست جمهوری آن دوره) و برای کار برمی گشتند ستاد توکلی... بگذریم.
در آن دوره حق هرنامزد از امکان تبلیغاتی سیما، یک مصاحبه 40 دقیقه ای و یک فیلم تولیدی ستادش بود. آقای توکلی در مصاحبه تلویزیونی اش، سیاستهای آقتصادی آقایان هاشمی و خاتمی را به شدت زیر سوال برد و وعده داد با فساد، اشرافیگری مسئولان و رانتخواری آقازاده ها مبارزه کند و مسیر حرکت قوه مجریه را در جهت عدالت، عقلانیت و کارامدی بازگرداند.
پخش آن مصاحبه و بخصوص فیلم تاثیرگذار ستاد ما، خیلی زود آقای توکلی را از سایر نامزدها متمایز و به رقیب اصلی آقای خاتمی تبدیل کرد. آقای توکلی حتی آقای خاتمی را به مناظره فراخواند اما ایشان به بهانه اینکه مناظره با توکلی حق 8 نامزد دیگر را ضایع می کند، از مناظره طفره رفت ... الغرض:
ویژگی کارکردن در ستاد مرکزی یک نامزد ریاست جمهوری این است که آدم دایما با سمپاتهای کاندیدا مواجه می شود، به ویژه اگر آن نامزد، معترض به وضع موجود و رقیب اصلی رئیس جمهور وقت هم باشد. افراد زیادی با هیجان و شوق برای کمک می آیند. افراد زیادی از شهرهای دور و نزدیک تماس می گیرند و می خواهند ستاد بزنند. صدها نفر در روز می آیند و پوستر و دیگر اقلام تبلیغاتی می خواهند. بعضی ها هم پول یا امکاناتی مثل کاغذ، وانت، چاپخانه و... دارند و می خواهند در اختیار ستاد قرار دهند. ترجیع بند همه این مراجعان هم تقریبا یک موضوع است:
"دست فلانی درد نکند. دمش گرم، خیلی شجاعانه از این دولت فلان فلان شده در تلویزیون انتقاد کرد... در محل یا شهر یا اداره ما همه طرفدار شما هستند. همینطور پیش بروید پیروزید و..."
خلاصه اینکه در ستاد نامزد معترض، خیلی سریع جوی سنگین ایجاد می شود و مسئولان و ستاد و کاندیدايشان را به پیروزی امیدوار و حتی مطمئن می کند. من حداقل یکبار این جو را حس کرده ام و اجازه می خواهم اسم آن را " سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری" بنامم.
یادم است جمعه شب 18 خرداد 80 (روز رای گیری آن دوره)، در طبقه دوم ستاد مرکزی با عده ای نشسته بودیم. هرچند دقیقه یکبار، از طبقه بالا که بخش شهرستانهای ستاد بود، صدای دستجمعی هورا بلند می شد. مثل حالتی که عده ای دستجمعی بازی تیم ملی ایران را از تلویزیون تماشا می کنند و ایران گل می زند. جریان این بود که از نقاط مختلف کشور تماس می گرفتند و می گفتند فلان صندوق شمارش شد، توکلی فلان قدر از خاتمی پیش است! ما هم تحت تاثیر "سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری"، لحظه لحظه از پیروزی مطمئن تر می شدیم تا اینکه آخرین ساعات جمعه شب، وزارت کشور نتایج اولیه انتخابات را اعلام کرد. نتایجی که کاملا خلاف انتظارمان و برایمان شوک بزرگی بود.
ساعت 6 صبح شنبه 19 خرداد 1380 جلسه مسئولان ستاد به ریاست قائم مقام ستاد (آقای منوچهر متکی) با دستور نحوه برخورد ما با آمار –از نظرما- شگفت انگیزی که وزارت کشور اعلام می کرد، تشکیل شد. خود آقای توکلی برای آخرین روز تبلیغات به مشهد رفته و همانجا مانده بود. رئیس ستاد ما هم از دیروز در ستاد انتخابات کشور مستقر بود تا بر روند انتخابات نظارت کند. دائم با ایشان در تماس بودیم. تخلف دندانگیری که اختلاف فاحش نتیجه انتخابات با انتظار ما را توجیه کند، نداشت.
در آن جلسه اولین نفر با ناامیدی گفت: تقلب محرز است. دیگری گفت اینها دارند مدل چکسلواکی را پیاده می کنند (ظاهرا اندکی قبل، رئیس جمهور وقت چکسلواکی به روش خاصی در دور دومش تقلب کرده بود) دیگری گفت توکلی به رهبری نامه بنویسد آن یکی گفت همه برویم وزارت کشور تحصن کنیم...
خلاصه هرکس نظری داد و بیشتر نظرات ناشی از همان " سندرم توهم پیروزی قبل از رای گیری" بود. همه بر اساس شواهد و علایمی که طی یک ماه با آنها خوگرفته بودیم، پیروزی توکلی را قبل از رای گیری قطعی می دانستیم و نتیجه ای غیر از آنرا تخلف و تقلب و دستکاری دولت در آرا به نفع رئیس جمهور وقت تلقی می کردیم.
یادم نمی آید چه کسی این نظر را داد، اما پس از بحث، بر احساس مان غلبه و دیدگاه هایمان را تعدیل کردیم و نهایتا همین نظر جمعبندی شد: آقایان، خودمان را گول نزنیم، در این دوره بجز نامزد ما و رئیس جمهور کنونی، 8 نامزد دیگر هم برای مردم حرف زدند، گوشها پر از وعده های رنگارنگ شد و در نتیجه مردم در هیاهوی ایجاد شده به وعده نامزد ما اعتماد نکردند و ترجیح دادند همین رئیس جمهور فعلی 4 سال دیگر هم به کارش ادامه دهد. ناظران ما در سر صندوقها و شورای نگهبان و وزارت کشور هم که تخلف بزرگی نیافتند که اختلاف فاحش آرای ما با آقای خاتمی را توجیه کند، پس به نتیجه اعلام شده تمکین کنیم.
پس از مشورتی کوتاه با آقای توکلی متن بیانیه را آماده کردیم و در آن ضمن تشکر از مردم و رای دهنده ها، با وجودی که از آقای خاتمی دلخور بودیم (به دلیل اینکه جلوی بداخلاقی انتخاباتی برخی نزدیکانش را نگرفته بود)، به ایشان تبریک گفتیم و برایش در چهارسال آینده آرزوی موفقیت کردیم.
* * *
در اين دوره انتخابات ریاست جمهوری، در طول روزهای منتهی به پنجشنبه21 خردادماه و تا قبل از قطع شبکه پیامک کشور، پیامکهایی یا این مضامین برای تلفنهای همراه بسیاری از هموطنان ارسال می شد: .....
رييسجمهور در پيامي با قدرداني از بيانات راهگشا و مقتدرانه رهبر معظم انقلاب در صحنه عظيم و حماسي نماز جمعه بر پيگيري قاطعانه مواضع ايشان از سوي توسط دولت تأكيد كرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری ، متن كامل پيام محمود احمدینژاد بدين شرح است:
حضرت آيتالله خامنهای
رهبر معظم انقلاب اسلامی (مدظله العالی)
با عرض سلام و تحيت، به عنوان فرزند كوچك و خادم برگزيده ملت بزرگ ايران بر خود لازم ميدانم كه از حسن تصميم و حضور تاريخي آن رهبر فرزانه در صحنه عظيم و حماسي نماز جمعه تهران و ايراد بيانات راهگشا و اعلام مقتدرانه مواضع بر حق مردم در موضوعات مهم روز صميمانه تقدير و تشكر نمايم.
بدون ترديد پرچم عزت و هوشياري ملت ايران كه حضرتعالي با اقتدار آن را در برابر مستكبران برافراشتيد و خط روشن همدلي، وحدت و عزت ملي، ترجيح منافع ملي برخواستههاي شخصي و گروهي، برخورد قانوني، مستمر و ريشهاي با زيادهخواهيها و امتيازجوييها و مفاسد اقتصادي، اجراي بيملاحظه و قاطع عدالت، اعتماد متقابل و عميق و بينظير مردم و دولت، سازماندهي اراده جمعي براي رفع مشكلات و تعالي و پيشرفت تمام كشور و پافشاري بر اخلاق و ارزشهاي ايماني در مناسبات اجتماعي، همه و همه خواست عموم مردم عزيز بود كه در كلام قاطع جنابعالي در فضاي تشنه جامعه جاري شد. اين چشمانداز درخشان فرداي ميهن اسلامي است كه به فضل الهي با قاطعيت و تدبير از ناحيه دولت پيگيري خواهد شد.
اينجانب ضمن تقدير مجدد از جنابعالي، همگان را به رهروي در اين مسير نوراني كه راه خدشه ناپذير ملت انقلابي و آرماني است دعوت مينمايم. دولت دست همه خدمتگزاران و علاقمندان به عزت ايران را به گرمي ميفشارد. از خداوند منان سلامتي و طول عمر حضرتعالي و سربلندي، رفاه و آسايش هر چه بيشتر ملت خداجوي ايران را مسألت دارم.
محمود احمدینژاد
*حین ورود مقام معظم رهبری به جایگاه، نمازگزاران با شعار های خود از جمله"خونی که در رگ ماست ، هدیه به رهبر ماست" ، " این همه لشکر آمده ، به عشق رهبر آمده" ،"لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است" ، " وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد" و ... برای دقایق طولانی به اظهار احساسات خود نسبت به رهبر معظم انقلاب پرداختند. [دانلود فیلم قسمت پایانی خطبه دوم(ای سید و مولای ما...)]

*خطبه اول نماز ، در حالی آغاز شد که علاوه بر دانشگاه تهران ، خیابان های اطراف نیز مملو از جمعیتی است که در اولین جمعه پس از انتخابات 22 خرداد و حوادث بعد از آن ، برای شنیدن خطبه های مهم رهبری گرد هم آمده اند.
خطبه اول
* مقام معظم رهبری، با قرائت آیاتی از قرآن ، بر نزول سکینه و آرامش الهی در حوادث و سختی های روزگار بر دل های مؤمنان تاکید کردند.
* مقام معظم رهبری با اشاره به مشکلاتی که نظام در 30 سال گذشته با آنها مواجه شده و در دریای پرتلاطم حوادث ، کشتی انقلاب دچار خدشه نشده است ، این وضعیت را نشانه الطاف الهی دانستند و بر حفظ و پاسداشت این موهبت خداوندی تاکید کردند.
*مبادا هیجان های سیاسی ما را از خدا غافل کند. مبادا بگو مگوهای سیاسی ما را غافل کند که ندانیم کجا می خواهیم برویم و چگونه می خواهیم برویم؟
*مردم ما مردمی مؤمن هستند ، حتی آنانی که در ظاهر و سیما ، گمان نمی رود این گونه باشند ، می بینیم که دل هایشان متوجه خداست.
*خدایا این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیرزی برسان.پروردگارا سلام ما را به پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) برسان.

خطبه دوم
* در این خطبه مساله انتخابات را مطرح می کنم.
3 مطلب را خطاب به سه دسته عرض می کنم: یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان ؛ یک مطلب خطاب به نخبگان سیاسی ، نامزدهای انتخابات و فعالان سیاسی و انتخاباتی و مطلبی را به سران استکبار و سردمداران رسانه های آنان.
درباره مطلب اول که خطاب به مردم عزیز است ،حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر.
من دوست ندارم با مخاطبانم مبالغه کنم ولی دراین باره هر چه با مبالغه هم صحبت کنم ایرادی ندارد. کار بزرگی کردید . انتخبات 22 خرداد نمایش عظیمی بود از روح مشارکت جوی مردم در اداره کشور.
*نسل جوان ما نشان داد که همان شور و سیاسی را که در نسل اول داشتیم را دارد با این تفاوت که در انقلاب و جنگ ، هیجانات انقلاب و جنگ بود ولی حالا که اینها هم وجود ندارد ، باز هم شور و شعور وجود دارد که ارزشمند است... یک تعهد جمعی احساس می شود برای حفظ کشور و انقلاب.
*مردم! این انتخابات برای دشمنان شما یک زلزله سایسی و برای دوستان شما یک جشن تاریخی بود.تجدید پیمان با امام و انقلاب بود و برای نظام فرصتی برای نفس تازه کردن و حرکت های بزرگ تر.
این انتخابات مردمسالاری دینی را به رخ مردم عالم کشید و همه عالم دیدند که مردمسالاری دینی چیست.
*اعتماد به نظام در این انتخابات مشخص شد و دشمنان می خواهند این اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه نظام است. دشمنان می خواهند ایجاد تردید کنند در باره این انتخابات. دشمنان می خواهند این اعتماد را بگیرند و این ، آسیبش از آتش زدن بانک و اتوبوس بیشتر است.
* رقابت های انتخاباتی ، رقابت های کاملا آزاد ، جدی و شفاف بود و همه دیدند. به قدری این رقابت ها و مناظره ها شفاف و صریح بود که عده ای به آن معترض شدند وحق هم تا حدودی با آنهاست.
*این چهار نامزد ، همه شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بوده و هستند.
یکی شان رئیس جمهور خدوم و مورد اعتماد است.
یکی نخست وزیر خود من بوده است در مدت هشت سال.
یکی از آنها فرمانده سپاه و از فرماندهان اصلی دفاع مقدس بود.
و یکی از آنها دو دوره رییس مجلس بوده است. ...
رييسجمهور در اجتماع هزاران نفري مردم در ميدان وليعصر تهران با اشاره به عزم خود و دولت براي مبارزه با مفاسد اقتصادي خاطرنشان كرد: به زودي براي بار دوم لايحه رسيدگي به اموال كليه مسوولان در طول سي سال گذشته را به مجلس تقديم ميكنم. (مشاهده ویدئو)

به گزارش ايسنا محمود احمدي نژاد عصر روز يكشنبه با اشاره به خواست ملت ايران براي مبارزه با برخي مفاسد گفت: وقتي بحث مبارزه با مفاسد را مطرح كرديم عدهاي گفتند سي سال انقلاب و خدمات انجام شده در آن را زير سوال بردي، در حالي كه من بارها گفتهام خدمات اين انقلاب و مديران درطول اين سي سال در تاريخ بينظير است و انقلاب متعلق به اين ملت است.
وي افزود: تنها چند نفر حق ندارند خود را مالك ملت بدانند و در كارها دستاندازي كنند؛ مردم مبارزه با مفاسد را از مسوولان ميخواهند و در پاي آن تا آخر ايستادهاند. مفاسد مانند آلودگي و ريشه آن بيعدالتي است.
رييسجمهور افزود: عدهاي حريمي براي خود قائل هستند تا هيچ كس به آن وارد نشود.
وي با اعلام خبر تقديم لايحه رسيدگي به اموال كليه مسوولان در طول 30 سال گذشته براي بار دوم به مجلس خاطرنشان كرد: ما معتقديم اكثريت مسوولان پاك، خادم، انقلابي و مردمياند؛ اما بالاخره بايد تعداد محدودي ناخالصي و آلودگي از بدنه مديريت كشور پاك شود تا همه ظرفيتهاي ملت پاك ايران شكوفا شود و سازندگي با چند برابر سرعت اتفاق افتد.
احمدينژاد با يادآوري اين نكته كه امروز در ابتداي يك راه روشن و درخشان هستيم و بايد دست به دست هم دهيم تا ايران را بسازيم و عزت آن را در جهان به اوج خود برسانيم در پيامي از قول ملت ايران به سران برخي قدرتها اظهار داشت: ملت ايران اهل منطق و گفتوگوي بر پايه عدالت است. دورهاي كه چهار پنج كشور براي دنيا تعيين تكليف كنند و چند دولت خود را آقابالاسر مردم بدانند نيز گذشته و دورهي ملتها، منطق، احترام و عدالت آغاز شده است.
وي ادامه داد: اگر دستي با صداقت عدالت و با احترام به سمت ملت ايران دراز شود ملت ما از آن استقبال ميكند و اگر دستي با فريب و خيانت دراز شود، ملت ايران آن كاري را خواهد كرد كه با دست آقاي بوش، كه به تاريخ پيوسته كرد.
رييسجمهور با بيان اين كه ممكن است در گوشه و كنار اقداماتي كنند و اجازه ندهند از مسير قانوني و درست با مشكلات برخورد شود اضافه كرد: خواست ما اين است كه صبر انقلابي، هوشمندي و آرامش را مانند گذشته حفظ كنند. برخي عقدههاي 20 ساله از گلوهايشان باز شده است، اما خواهش ميكنم خشم انقلابي را مهار كنند.

رييسجمهور خواستار انجام تغييرات و جابجاييها از مسير قانوني خود شد و گفت: توصيه هيچ يك از اركان قدرت و ثروت را در اين خصوص نخواهم پذيرفت و به فضل الهي در برابر همه زيادهخواهيها در كنار شما (ملت) خواهم ايستاد و اين پيمان بين من و شماست.
وي اضافه كرد: اگر كساني بخواهند در اجراي خواست شما و استيفاي حقوق ملت بايستند آنها را به ملت بزرگ معرفي ميكنم.
وي در ادامه خطاب به مردم گفت: امروز روز كار، تلاش، استقامت و روز اميد به آيندههاي درخشان شماست، دشمن از اين وضعيت و نشاط ملت ما ناراحت است و بايد اين نشاط و اميد و همبستگي را حفظ كنيم. ...
برای مشاهده متن کامل صحبتهای رئیس جمهور، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
وزیر کشور اعلام کرد: محمود احمدی نژاد با کسب 24 میلیون و 527هزار و 516 رای که 62.63 درصد کل آرای ماخوذه است به عنوان رئیس جمهور دهمین دوره ریاست جمهوری برگزیده شد.

به گزارش خبرنگار مهر مستقر در ستاد انتخابات وزارت کشور، صادق محصولی وزیر کشور اعلام کرد با شمارش کل آرای انتخابات ریاست جمهوری یعنی 39 میلیون و 165 هزار و 191 رای صحیح و باطله ماخوذه(که بمعنای مشارکت بیش از ۸۵٪ مردم در انتخابات است)، پس از احمدی نژاد، میرحسین موسوی با کسب13 میلیون و216هزار و411 رای، 33.75 درصد آرا را به خود اختصاص داده است.
وزیر کشور گفت: محسن رضایی با کسب678هزار و240 رای 1.73 درصد آرا را به خود اختصاص داده و مهدی کروبی موفق به کسب333 هزار و635 رای و به عبارتی 0.85 درصد آرا شده است.
در نظرسنجی انتخاباتی این وبلاگ که از تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۸۸ آغاز شد، بیش از ۱۳هزار نفر شرکت کرده اند که از این تعداد ۴۸٪ گفته اند به دکتر احمدی نژاد رأی می دهند، ۴۱٪ آراء برای مهندس موسوی است، ۶٪ حجت الاسلام کروبی را برگزیده اند و ۴٪ هم دکتر رضایی را انتخاب کرده اند و ۱٪ هم رأی سفید می دهند.
بر این اساس، دکتر محمود احمدی نژاد و مهندس میرحسین موسوی، راهی دور دوم انتخابات خواهند شد. مشاهده ریز نتایج نظرسنجی در عکس زیر:

بالاخره شب آخر مناظرات بین نامزدهای محترم ریاست جمهوری فرا رسید و در این مناظره آقایان احمدی نژاد و رضایی در مقابل هم قرار گرفتند. بنظر من این مناظره بهترین مناظره بود. چون دو طرف بحث کارشناسی می کردند و کمتر دنبال مسائل حاشیه ای بودند. اگر بخواهم بعنوان یک بیننده بی طرف و فارغ از تعصبات نظرم را بگویم، صحبتهای دکتر رضایی در این مناظره کارشناسانه تر از دکتر احمدی نژاد بود و رضایی حتی برخی اشتباهات رئیس جمهور را نیز به وی گوشزد کرد. از بینندگان هم می خواهم فارغ از تعصبات بیجا، نظراتشان را ارائه کنند. ( فیلم مناظره )

در این برنامه که بنابر قرعه ابتدا دکتر احمدی نژاد بحث را آغاز کرد، وی بحث را با سوال در مورد طرح فدرال اقتصادی دکتر رضایی شروع کرد و گفت: طرحی که شما ارائه کرده اید قاعدتا با مشکلات قانونی مواجه شده و در امر مدیریت سیاسی دولت را با مشکل روبرو می کند. بنابراین به نظر می رسد که شما برای تبیین طرح خود، ساز و کارهای عملیاتی شدن آن را توضیح دهید.
محسن رضایی در ابتدای صحبت خود با تاکید بر این نکته که برگزاری مناظرات بسیار خوب و شفاف ساز بوده، گفت: البته به نظر من نکته ای که باید در این مناظرات بیشتر به آن توجه می شد، آن است که ما به جای آنکه فقط به نقد گذشته بپردازیم باید طرح و برنامه خود را برای اداره کشور در آینده ارائه و تبیین کنیم.
وی در ادامه با ارائه یکسری آمار از تورم داخلی و جهانی و وضعیت فعلی اقتصادی کشور گفت: بحث من در مورد فدرال اقتصادی کاملا روشن است و اساس آن به این گونه است که ما فقط در حوزه اقتصاد، تجارت و علم و فناوری به صورت فدرالی عمل می کنیم ولی در حوزه مسائل سیاسی، دفاعی و امنیتی کشور را به صورت متمرکز اداره می کنیم.
برای مشاهده ادامه متن مناظره، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
-
برای شرکت در نظرسنجی انتخاباتی، اینجا را کلیک کنید
-
تذکر: از نظرات تحلیلی شما استقبال می کنیم. لطفا از درج نظراتی که صرفا حاوی "زنده باد فلانی یا مرده باد فلانی" هستند، خودداری کنید.

احمدينژاد گفت: در موضوع شهرداري آقاي لاري ميخواستند پرونده سازي كنند به من گفتند برو كنار من گفتم هرچه از من داريد در روزنامه چاپ كنيد و الان هم به شما ميگويم هر تخلفي از من يا خانواده من داريد در روزنامهتان چاپ كنيد و پاي آن مرد و مردانه بايستيد.
به گزارش فارس، مناظره زنده تلويزيوني محمود احمدينژاد كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري و حجتالاسلام مهدي كروبي ديگر كانديداي انتخابات شب گذشته برگزار شد كه متن كامل آن به شرح زير است:
مهدي كروبي به عنوان شروع كننده مناظره در پاسخ به سوال مجري اين برنامه مبني بر اينكه شما در سخنان خود واژههاي همچون عدالت اقتصادي، برنامه ريزي و موضوع هزينه كردن درآمد نفتي را مطرح كرديد و طرح خود را در مقايسه با طرحي كه در حال عمل از سوي احمدي نژاد است چگونه مقايسه ميكنيد؟ گفت: شما بحث خوبي را مطرح كردهايد و سوال بسيار درستي است اما من قبلا شعاري دادم و انگيزه حضور خود را اعلام كردم و روي آن بحث ميكنم كه به چه دليل در عرصه حضور پيدا كردم و انگيزه من چه چيز بوده است و اينك من گفته ام براي تغيير آمده ام و مخصوصا بر روي قوه مجريه تكيه كرده ام و براي رئيس جمهور شدن آمدهام.
وي افزود: در رقابت انتخاباتي هم آقاي احمدي نژاد و جناب آقاي موسوي كه از دوستان خوب من هستند و جناب آقاي رضايي نيز حضور پيدا كردهاند و در گذشته نيز صحبت آقاي خاتمي بود و مدتي هم حضور داشتند و من اعلام كردم كه چون حزب تشكيل داده ام براي تغيير آمادهام و براي يك حركت جديد حضور پيدا كردهام و به خصوص آمدهام تا در سياستهاي آقاي احمدي نژاد تغيير ايجاد كنم.
برای مشاهده متن کامل مناظره، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
-
برای مشاهده فیلم مناظره، اینجا را کلیک کنید
-
جهت شرکت در نظرسنجی انتخابات ریاست جمهوری هم اینجا را کلیک کنید

به گزارش ایرنا، در ابتدای این مناظره محمود احمدی نژاد با اعلام اینکه در این دوره از انتخابات تمامی ارکان دولتهای پیشین در مقابل من قرار گرفته اند، گفت: من به آقای موسوی علاقه مندم ولی ایشان در این چند مدت صحبتهایی کرده اند که به هیچ وجه برای من قابل توجیه نیست.
میر حسین موسوی نیز با اشاره به اینکه هر کسی پاسخگوی عمل خویش است گفت: آقایان دولتهای گذشته خودشان از عملکرد خود دفاع می کنند و آقای احمدی نژاد ظاهرا چون حرفی در مورد من ندارند سعی می کنند که من را به این آقایان متصل کنند.
برای مشاهده متن کامل مناظره، روی ادامه مطلب کلیک کنید:
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور در جديدترين به روز رسانی وبلاگ خود كه ساعت ۴ با مداد شنبه، 9 خرداد 88 انجام داده است علاوه بر توضيح درباره علت تاخير در به روز رساني وبلاگ خود به مسائلی پيرامون انتخابات آينده رياست جمهوری اشاره كرده است.
متن كامل اين يادداشت به شرح زير است:
ايام سوگواري فاطميه را به پيشگاه حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و تمامي محبان حقيقي ايشان تسليت ميگويم و از خداوند متعال ميخواهم كه همه ما را از رهروان آن وجود نوراني و پاك قرار دهد. انشاءالله
مدتها بود فشردگي برنامههاي كاري اجازه نميداد كه در كنار مطالعه و بررسي ديدگاههاي مردمي در اين پايگاه، يادداشت جديدي منتشر كنم. نوشتههايي داشتم، اما فرصتي مناسبي دست نميداد تا آنها را براي انتشار آماده سازم.
فرا رسيدن ايام انتخابات، موجب شد تا به درخواستهاي مكرر مخاطبان و رسانههايي كه در اين مدت همواره لطف داشتهاند و خواستار فعاليت بيشتر اين پايگاه بودهاند عمل كنم.
از طرف ديگر حقيقت اين است كه امكانات مالي براي هزينههاي تبليغات انتخاباتي ندارم و شخصاً نيز از قبول كمكهاي مالي انتخاباتي به لطف خدا خودداري كردهام و اصولا اعتقادي به اين هزينههاي هنگفت و سرسام آوري كه امروزه شاهد آن هستيم نداشته و ندارم. ستاد شخصي انتخاباتي هم ندارم. لذا شايد اين پايگاه مجازي، در كنار فرصتي كه صدا و سيما در اختيار نامزدها قرار ميدهد مناسبترين رسانه براي پاسخ به سوالات و اعلام ديدگاهها و برنامهها و گزارش عملكردها باشد.
از اين رو بنا دارم به اميد خدا در اين فرصت باقي مانده تا انتخابات وقت بيشتري را صرف انتشار مطالب جديد كنم.
در عين حال ميدانم كه مردم فهيم كشورمان، از من انتظار ندارند مانند ساير نامزدهايي كه از مدتها قبل به امر انتخابات مشغولند، با فراغ بال و خيالي آسوده بر انتخابات متمركز شوم، چراكه نميتوانم به خود اجازه دهم بواسطه انتخابات، خللي در امور جاري كشور و انجام وظيفه دستگاه اجرايي حاصل شود. اميدوارم مردم بزرگوارمان عذر مرا در اين زمينه بپذيرند.
اكنون مايلم در ادامه نكاتي را درباره انتخابات متذكر شوم و براي روزهاي بعد هم گفتنيها بسيار دارم كه اگر عمري بود با شما در ميان خواهم گذاشت.
***
رقابتهاي انتخاباتي در يك نظام الهي و آرماني، به لحاظ روشها و منشها و اهداف و انگيزهها، با مبارزات انتخاباتي در نظامهاي ليبرال تفاوت مبنايي و ماهوي دارد.
تمسخر و تخريب و دروغ و فريب، اگرچه در دنياي امروز از طرف بسياري از سياستمداران جهان به عنوان ابزارهاي مناسبي براي كسب قدرت شناخته ميشوند، اما هيچ انسان آزادهاي باور نخواهد كرد كه از اين حربهها براي خدمت به خلق بهرهبرداري شود.
بايد از خود بپرسيم كه در يك نظام ديني نامزدها با كدام انگيزه با هم رقابت ميكنند؟ و اساساً رقابت بر سر چيست؟ آيا براي پيروزي از هر روشي ميتوان بهره برد؟ آيا امكان دارد نامزدي با هدف خير پا به عرصه رقابت گذاشته باشد اما براي جلب اعتماد مردم و كسب آراي آنان به هر روش غير اخلاقي متوسل شود و خدا را ناظر بر رفتار خود نبيند؟ مگر نه اين است كه در انديشه ديني هدف وسيله را توجيه نميكند؟
برايم سخت است كه باور كنم افرادي براي رضاي خدا و به قصد خدمت به مردم و رفع مشكلات آنان و يا به هر عنوان وارد عرصه انتخابات شوند ولي اخلاق را زير پا گذاشته و دانسته دروغ بگويند و بدون هيچ خط قرمزي به ديگران تهمت بزنند.
چرخش برخي چهرهها و شعارها نيز برايم جالب است. جاي بسي خوشحالي و در عين حال تعجب است كه برخي سياسيون كه تا ديروز شعارهاي عدالت طلبانه اين دولت را به سخره ميگرفتند امروز هر كدام در گرد يكي از نامزدها به تكرار همين شعارهاي مردمي متوسل شدهاند. اميدوارم كه اين مواضع جديد از سر صداقت و پشيماني باشد و خداي ناكرده اغراض ديگري در ميان نباشد.
اينكه اكنون برخي سياسيون شعار خدمت به محرومان سر ميدهند، و پس از اهانتهاي سخيفي كه در سالهاي قبل به دينداران و مراجع شد، امروز به ياد معنويت و مراجع عظام افتادهاند في نفسه دستاورد مباركي براي ملت است، اما فراموش نكنيم كه در منطق اسلامي هيچگاه هدف وسيله را توجيه نميكند.
اگر فعالين انتخاباتي و رسانهاي در اين مسير مقدس، بداخلاقي را ترويج كنند، آنگاه بزرگترين خيانت را به فرهنگ و اخلاق عمومي جامعه روا داشتهاند و واضح است كه خيانت هرگز نميتواند مقدمه خدمت باشد.
بايد به جاي توسل به دروغ و تخريب و نا اميد كردن نسل جوان كشور كه هزينه فرهنگي سنگيني را به جامعه فرهيخته و انقلابي ايران تحميل مي كند، از ابزارهاي صحيح و منطقي رقابت و گفتگو بهره برد.
چرا عدهاي حتي دستاوردهايي را كه دشمنان ما را وادار به اعتراف به عظمت و توانايي ملت ايران كرد منكر ميشوند و اين افتخارات غرور آميز را وارونه جلوه مي دهند؟
چرا گروهي اصرار دارند فضاي انتخاباتي كشور را با دروغ و تهمت و ناسزا بيالايند؟ چرا نمي گذارند مردم دوستانه سليقههاي مختلف خود را به معرض رقابت بگذارند؟ تخريب گران مطمئن باشند كه اين شيوه هاي غير اخلاقي در جامعه اخلاقي ايران نتيجه معكوس خواهد داد.
مگر نه اين است كه انتخابات در كشور ما حقيقتا يك جشن ملي و عرصه نمايش شور و شعور و حماسه است؟ اين حقيقت افتخار آميز همان چيزي است كه دشمنان ما را عصباني و وحشت زده مي كند و به همين دليل است كه نهايت تلاش خود را براي غبار آلود كردن فضا و ايجاد ياس و نااميدي در آستانه هر انتخابات به كار مي گيرند. متاسفانه عدهاي نيز در داخل دانسته يا ندانسته دشمنان اين ملت را ياري مي كنند. اين جشن ملي متعلق به تمام مردم ايران است و همه در آن دعوتند و هيچ كس حق ندارد خودخواهانه مانع حضور مردم شود و يا نشاط و شور و اميد آنان را خدشه دار كند.
من تاكنون از حق خود گذشته ام، اما از همكاران خدوم و زحمت كش خود در سراسر دستگاه اجرايي كشور كه اين روزها، به واسطه برخي غرض ورزي ها و كينه توزي ها خدمات شايانشان ناديده گرفته مي شود پوزش مي طلبم و از آنها نيز مي خواهم تا اين ناملايمات را براي رضاي خدا تحمل كنند.
البته شايعه سازان و تخريب گران را به خوبي مي شناسم و ميدانم كه چرا تا اين حد از اين دولت كينه دارند و عصباني هستند و البته به آنها حق مي دهم!
از كساني كه دولت نهم منافع نامشروعشان را تهديد كرده است انتظاري جز هزينه كردن هاي بي حد و حساب براي تخريب دولت نمي رود. صادقانه مي گويم كه به كينه و حسادتي كه اينان از من به دل دارند افتخار مي كنم و خدا نياورد آن روزي را كه اين گروه اندك و لي پرهياهو، از من و همكارانم راضي باشند و بخواهند از تلاش هاي دولت قدرداني كنند.
اينان پس از هر موفقيت و دستاورد ملي، سراسيمه تشكيل جلسه مي دهند كه چگونه پيروزي ها را به كام مردم تلخ كنند اما در محاسبات خود اشتباه مي كنند و هوشياري و قدرت تحليل مردم را همواره ناديده مي گيرند. قدرت تحليلي كه در ميان اقشار مختلف جامعه به وضوح ديده مي شود و همواره قوت قلبي براي خدمتگذاران ملت است و باعث خنثي شدن توطئه ها مي گردد.
البته در زمينه بداخلاقي هاي انتخاباتي و و پولهاي ناپاكي كه براي تخريبهاي سازماندهي شده به جريان افتاده اند نيز گفتني ها بسيار دارم، اما حقيقتا نمي خواهم در اين ايام جشن ملي حضور سياسي مردم، كام هموطنانم را با بيان اين قبيل مسائل تلخ كنم.
اين دولت تاكنون ترجيح داده است به جاي آنكه وقت و انرژي خود را صرف پاسخ گويي به اين مسايل كند، تمركز خود را براي خدمت رساني حفظ كند و ذهن خود را از اساس مشغول اين شيطنت هاي رسانه اي ننمايد.
اگر امروز دربرابر اين هجمه هاي زهرآگين سكوت كرده ام براي مصالح مردم عزيزمان بوده است و اگر روزي اين سكوت را بشكنم، از خدا مي خواهم كه جز براي دفاع از منافع و مصالح مردم صبورمان نباشد.
از اينكه خواسته هاي ديروز تخريبگران امروز را بر منافع ملت ترجيح نداده ام خرسندم و هرگز احساس پشيماني نمي كنم.
به نوبه خود از همه مردم عزيزمان مي خواهم تا با حضور حماسي و فراگير خود بارديگر نگذارند بدخواهان با ادبيات سياه خود فضاي انتخابات را مصادره كنند و ياس و ترس و ترديد را اشاعه دهند. البته تجربه به ما ثابت كرده است كه هركجا مساله خير و صلاح عموم مردم در ميان باشد، شيطنت ها و كارشكني ها نيز بيشتر خواهد بود. اما از مردم مي خواهم كه دربرابر اين بداخلاقي هاي انتخاباتي، بدخواهان و غافلان را مايوس سازند. حضور گسترده مردم در انتخابات، فارغ از نتيجه آن خير است و براي كشور نتيجه اي جز عزت و صلاح و سربلندي نخواهد داشت.
براي همه كساني كه صادقانه و از سر اخلاص به حمايت از نامزدهاي مختلف ميپردازند احترام مي گذارم و اطمينان دارم اين اختلاف ديدگاه ها و سليقه ها ميان مردم ما كدورتي كه دشمنان ملت انتظار آن را دارند ايجاد نخواهد كرد، و همه مردم پس از انتخابات فارغ از اينكه نتيجه حماسه حضورشان چه باشد، همچون گذشته در صفي واحد حامي و پشتيبان كشور و خدمتگزاران خود خواهند بود. والسلام


